تبلیغات
درباره حقایق پنهانی که شاید ما نبینیم - مطالب آخرین بیماریها

طرح نظم نوین جهانی بوش منجر به هلاکت، فقر، نابودی و قحطی جهان سوم می‌شود

در نتیجه «جهان 2000» پیش‌بینی كرد كه در سال 2000 م. جمعیّت جهان در مقایسه با آنچه قبلاً انتظار می‌رفت، 170 میلیون نفر كمتر باشد. جان این 170 میلیون نفر برای مؤلّفان «جهان 2000» بهای قابل قبولی در مقابل برقراری نظم محیط زیستی و مبتنی بر بوم‌شناسی مورد نظر آنهاست. همان طور كه می‌بینید بخش اعظم این پیش‌بینی‌ها به دلیل زمینه‌چینی‌هایی كه برای آنها به عمل آمده بود، به حقیقت پیوسته است.
 
 
علّامه آیت الله سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(ره)
نظم نوین جهانی بوش چهرة‌ تحقّق یافتة طرحی است که برای نخستین بار در اوایل دهة 1349 ش. توسط «باشگاه روم»، کمیسیون سه جانبه و‌ شورای روابط خارجی «نیویورک» علناً مطرح گردید.

در سال 1359 ش. این طرح تحت عنوان «جهان 2000» رسماً توسط دولت آمریكا در پیش گرفته شد و در اواخر سال 1367 ش. طرح یاد شده در توافق‌هایی که میان دولت ریگان ـ بوش و «اتّحاد جماهیر شوروی» دربارة تحمیل یک مقرّرات و چارچوب جهانی محیط زیستی و بوم شناسی از طریق «سازمان ملل» به عمل آمد، تکمیل شد.
لیندون لاروش و هم‌فکرانش، در طول 20 سال گذشته در صف اوّل مخالفان نظم نوین جهانی بوده‌اند و تأکید کرده‌اند که پایه‌های مالتوسی این طرح، نه تنها افراد تیره پوست جهان را که هدف فوری آن هستند، نابود خواهد کرد؛ بلکه پایه و اساس تمدّن در کرة‌ زمین را از بین خواهد برد. لاروش می‌گوید: اگر آمریکاییان از جنایات هولناکی که به صورت نسل کشی «کمترین‌های جهان» صورت گیرد،‌ حمایت کنند، شاهد آن خواهند بود که کشور خودشان نیز نابود خواهد شد.

حمله به جمعیّت

تلاش در جهت برقراری نظم نوین جهانی در اوایل دهة‌ 1349 ش. به طور غیر علنی و ضمنی با حرکت بزرگ به سمت طرفداری محیط زیست و «محدود کردن رشد» آغاز شد. در پس این تلاش که هزینة‌ آن در آن زمان و همچنان در حال حاضر در درجة‌ نخست، توسط خانواده‌های حاکم و ثروتمندان، از قبیل خانوادة سلطنتی انگلستان، شرکت‌های چند ملّیتی بزرگ نفتی و مؤسّسة راکفلر تأمین می‌شد و می‌شود، این فرضیه قرار داشت که: جمعیّت جهان باید کاسته شود.

نیروی مهمّی که به این مبارزة عقیدتی قدرت تحرّک بخشید «فریب نفتی سال 1352ش.» بود که در واقع حدود 500 میلیون تن را در جهان سوم از طریق قحطی و بیماری‌هایی که طیّ چند سال بعد عارض آنها شد، از بین برد.

ابزاری که برای متقاعد کردن جهان سوم به لزوم کاهش جمعیّت به کار گرفته شد،‌ نه تنها تبلیغات، بلکه چماق صندوق بین المللی پول و بانکداری جهانی نیز بود که به صورت شرایط مدّنظر این مؤسّسات برای اعطای اعتبار،‌ برای نوآوری‌های فنّی و طرح‌های عظیم زیربنایی که می‌توانست به اقتصاد کشورهای جهان سوم کمک کند، جلوگیری کرد و با استفاده از رباخواری و درخواست‌های علنی جهت کاهش رشد جمعیّت، در بسیاری از اقتصادهای جهان سوم، انقباضات سریع به وجود آورد.

در حقیقت لاروش از دهة‌ 1349 ش. به بعد هشدار داد که شرایط مورد نظر صندوق بین المللی پول منجر به «نسل کشی» علیه جمعیّت‌های «آفریقا» و برخی از مناطق ایبریایی ـ آمریکایی و «آسیا» شده است که قابل طرح در دادگاه‌هایی چون «نورنبرگ» است.

در آفریقا سقوط اقتصادی چنان باعث گسترش مرض و قحطی شده است که جمعیّت‌های انسانی در آستانة از پای درآمدن قرار گرفته‌اند...

رئیس جمهور بوش، به عنوان یکی از طرفداران صندوق دراپر (کمیتة بحران جمعیّت) دقیقاً به این دیدگاه صحّه گذاشته است...

«جهان در سال 2000» بر این موضوع پافشاری می‌كرد كه خطّ مشی‌های صندوق بین‌المللی پول در قبال جهان سوم و خطّ مشی‌های رباخوارانه در جهان صنعتی (در آن زمان درصد نرخ بهره +20 پیشنهاد والكر) باید به همین ترتیب ادامه پیدا كند. این معنایی به جز ورشكسته كردن انرژی هسته‌ای و تمامی دیگر منابع مهمّی كه برای جلوگیری از وقایع هولناك در دهة 1360 ش. لازم بود، نداشت.

در واقع برنامة جهان 2000 چنین پیش‌بینی می‌كرد:
1. 18% كاهش در مصرف موادّ غذایی در بخش‌های عظیمی از آفریقا و آسیا تا سال 2000 م.؛
2. افزایش عظیم بیماری‌های مربوط به مدفوع در نواحی شهری جهان سوم؛
3. قیمت ارزان موادّ مخدّر و موادّ تكمیل شدة صادراتی از مناطق كمتر توسعه یافته؛
4. ادامة ارتباطات اعتباری 1359 ش. میان جهان سوم و كشورهای صنعتی؛
5. كاهش قابل ملاحظه در آهنگ رشد در كشورهای به اصطلاح پیشرفته؛
6. كاهش طول عمر مردم مختلف جهان سوم به میزان 2 الی 5/6 سال.

در نتیجه «جهان 2000» پیش‌بینی كرد كه در سال 2000 م. جمعیّت جهان در مقایسه با آنچه قبلاً انتظار می‌رفت، 170 میلیون نفر كمتر باشد. جان این 170 میلیون نفر برای مؤلّفان «جهان 2000» بهای قابل قبولی در مقابل برقراری نظم محیط زیستی و مبتنی بر بوم‌شناسی مورد نظر آنهاست. همان طور كه می‌بینید بخش اعظم این پیش‌بینی‌ها به دلیل زمینه‌چینی‌هایی كه برای آنها به عمل آمده بود، به حقیقت پیوسته است.

پایان دادن به حاكمیّت

حكّام ثروتمند طرفدار نظریّات مالتوس در شرق و غرب نمی‌توانند مطمئن باشند كه رهبران ملّی در همة كشورها، شرایط لازم برای این نسل‌كشی را به مورد اجرا گذارند. بنابراین آنها درصدد برآمدند ساختارهایی فراسوی ساختارهای ملّی، از قبیل «ناتو» یا «سازمان ملل» را مسئول پیاده كردن نظم نوین جهانی كنند.

در پاییز سال 1367 ش. ادوارد شوارد نادزه، وزیر خارجة شوروی، در سخنرانی‌هایش در سازمان ملل متحّد عملاً ایجاد نیروی پلیس بین‌المللی محیط زیستی را به منظور تضمین اطاعت همگان مطرح كرد. در واقع جنگ علیه «عراق»، نخستین اقدام نیروی پلیس سازمان ملل بود كه طیّ آن سازمان ملل به اقدامات یك جانبة آمریكا صحّه گذاشت.

در نظم نوین جهانی بوش، هر كشوری كه با ارادة پنج كشور بزرگ عضو شورای امنیّت مخالفت كند، می‌تواند در انتظار اعمال تلافی جویانه‌ای تا سر حدّ [شكست] و از جمله، نابودی كامل باشد.

تحت این برنامه، دیگر از آزادی توسعة اقتصادی اثری نیست. به عبارت دیگر اگر كشورها داوطلبانه با كاهش جمعیّت از طریق ركود و برنامه‌های ریاضت‌كشانه موافقت نكنند، نیروهای مشابه لژیون‌های «روم باستان»، این كار را به جای آنها انجام خواهند داد.

و ماحصل مطلب آن است كه این نوع مساعدت‌ها و دل‌سوزی‌ها كه ملل متّحد و سردمدارانشان برای ما می‌كنند، از عالی‌ترین قسم شیّادی و كلاه‌برداری است كه به صورت حق به جانب و كمك و معاونت، نه تنها جیب انسان را خالی می‌كنند؛ بلكه طرّارانه خود انسان را به دنبال تهی نمودن جیب به دیار عدم می‌فرستند.

ما باید پس از این سالیان متمادی بلكه قرون كثیر، دیگر فریب نخوریم و خود را طعمة آنان نسازیم. به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را.

تجربة دیگران برای ما كافی است. ما خود دنبال تجربه و امتحانشان نباشیم كه آیا راست می‌گویند یا دروغ؟!

«من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة؛ كسی كه كار تجربه شده را بار دگر خودش بخواهد تجربه نماید، ندامت و پشیمانی در آستان منزل او حلول خواهد كرد.»

و علاوه بر این، مطلب خیلی روشن است، آنها پولی می‌دهند كه با ضمیمة پول خود ما، صرف در نابودی ما و عقیم شدن مردان و زنان ما و از ریشه كنده شدن نسل ما گردد، آنگاه آن پول وام برای كنترل جمعیّت و برای سایر امور اعتباری را با بهره و ربایی معادل بیست درصد از ما أخذ می‌كنند. در این صورت، این كار جز فربه كردن خودشان و لاغر كردن ما، اثری به دنبال ندارد!

از این گذشته، معاملة ربوی و تنزیل پول مگر در شرع اسلام حرام نیست؟! ما چگونه استقراض ربوی از آنها می‌كنیم و بهره و سودی اضافه بر اصل مال بدیشان می‌پردازیم؟!
آنچه در شرع مقدّس آمده آن است كه: بهره و ربا گرفتن شخص مسلمان از كافر ذمّی اشكال ندارد، نه كافر حربی از مسلمان. آیا انقلابی حاصل شده است تا آنكه همگی آنان مسلمان و ناگهان همگی ما كافر ذمّی گشته‌ایم، تا این معامله صحیح باشد؟!

باری! نتیجة این جنایات و خیانت‌های آنان بعدها بهتر ظاهر می‌شود كه چند صباحی بگذرد و ملّت خودش را در زیر ذلّ عبودیّت بنگرد و فریاد «هل من محیص»1 وی از سویدای دلش برآید و راه چاره‌ای هم نباشد؛ زیرا خداوند می‌فرماید:
«ذلك بما قدّمت أیدیكم و أنّ الله لیس بظلّام للعبید؛2 آگاه باشید كه این نتیجه، به واسطة آن كارهایی است كه خودتان انجام داده‌اید و تحقیقاً خداوند نسبت به بندگان خود ستمگر نیست.»

باری، در اینجا كه می‌خواهیم مطلب یازدهم را كه راجع به آمار مساعدت‌های سازمان ملل متّحد به كشور ایران و سایر ممالك اسلامی است، خاتمه دهیم، چقدر مناسب است، مقاله‌ای را كه روزنامة «جمهوری اسلامی» آورده بود، ذكر كنیم. این مقاله مشتمل است بر آنكه سازمان ملل متّحد الآن اعتراف نموده، آمارهای رشد جمعیّت كه می‌داده و توصیة آنها بر كنترل جمعیّت، همگی غلط و خطا و ناشی از سیاست‌های سوء انگلستان و آمریكا بوده است كه آماری خلاف واقع و دهشت‌انگیز برای ابقای سلطة خود بر جهان سوم می‌داده‌اند و سازمان ملل متّحد را با غلط‌اندازی خود رهبری می‌نموده‌اند.

این مقاله چون اوّلاً بسیار مستند و صحیح بوده و ثانیاً حاوی مطالبی است كه همه و همه تأكید و تأیید گفتار ما از اوّل مقاله تا اینجا می‌باشد. بنابراین شایسته است ما آن را به تمام و كمال ذكر كنیم:
روزنامة «جمهوری اسلامی» در تاریخ 15 صفر 1415 ق. (3 مرداد 1373 ش.) تحت شمارة 4387 آورده است: مشكل امروز ما به هم خوردن «توازن جمعیّت» است، نه «افزایش جمعیّت».

انتشار نتایج بررسی اقتصادی ـ اجتماعی سازمان ملل در سال جاری، حاوی اعترافات تكان‌دهنده‌ای بود كه بسیار جای توجّه دارد. در گزارش این بررسی تصریح شده است كه پیش‌بینی‌های قبلی در مورد رشد جمعیّت جهانی و مسائل مربوط به آن نادرست بوده و حتّی نتیجه‌گیری‌ها و جمع‌بندی‌های مربوط به آن هم بر اساس پیشداوری‌های غلط استوار بوده و از جمله این ادّعا كه رشد جمعیّت منجر به كاهش تولید موادّ غذایی می‌شود، یك استدلال مردود است. این گزارش سازمان ملل تصریح دارد كه با پیشرفت تكنولوژی در عرصة تولید موادّ غذایی، میزان رشد این موادّ، بیش از رشد جمعیّت خواهد بود.

اینكه یك مرجع جهانی به اشتباه خود در محاسبه و جمع‌بندی گذشتة خود اعتراف كند، بسیار مقبول و پسندیده است؛ لیكن باید به بررسی علل و عوامل مؤثّر در آن اشتباهات در محاسبه و جمع‌بندی پرداخت تا مشخّص شود كه دست‌های پشت پرده در القای این شبهه‌ها، چه كسانی بوده‌اند و چه اهدافی را دنبال می‌كرده‌اند.

در این زمینه لازم است قبل از هر چیز به نقش كشورهایی بپردازیم كه گردانندة اصلی این قبیل مراكز هستند و با ارائة اطّلاعات و آمار غلط و اغراق‌آمیز، باعث می‌شوند كه گزارش یك مرجع بین‌المللی این گونه خدشه‌دار شود. آمریكا، انگلیس و برخی از كشورهای اروپایی با اعمال نفوذ در این زمینه سعی دارند، اهداف و برنامه‌های دراز مدّت خود را دنبال كنند و از جمله با اعمال سیاست‌های ضدّ جهان سومی، چنین وانمود كنند كه گویا علّت اصلی معضلات امروز جامعة بشری، افزایش جمعیّت در جهان سوم است كه منابع غذایی را محدود می‌كند، امكان شغل‌یابی را به حدّاقل می‌رساند، رفاه را به صفر می‌رساند و انسان‌ها را به خطّ فقر می‌كشاند. حال آنكه امروزه بهتر می‌توان دریافت كه این تبلیغات مبتنی بر آمار و اطّلاعات غلط و اغراق‌آمیز بوده كه یكی از عمده‌ترین اهداف آن، ایجاد انحراف افكار عمومی جهان از جریان غارت منابع و ثروت‌های جهان سوم توسط قدرت‌های سلطه‌گر و افزایش سیاست‌های نظامی‌گری در جهان است كه باعث شده ملّت‌ها ناچار شوند، بخش عمده‌ای از ثروت‌ها، منابع و درآمدهای خود را به تأمین نیازهای نظامی خود بپردازند تا بتواند آنها را در قبال بحران‌های غیرقابل پیش‌بینی و در شرایط ناخواسته حفظ كند.

اكنون خوب است به انعكاس مواضع و سیاست‌های ارائه شده از سوی سازمان ملل و سایر مراجع بین‌المللی در زمینة كنترل جمعیّت در كشورمان هم قدری بپردازیم. چرا كه امروزه همان سیاست‌ها، همان مواضع، همان شعارها بدون هیچ گونه تأمّل و دقّتی در اهداف و انگیزه‌های طرّاحان اوّلیه و منادیان آن، عیناً در كشور ما هم تكرار می‌شود و حتّی برای جا انداختن اجباری آن، اصرار چندش‌آوری صورت می‌گیرد.

آیا كشور ما واقعاً با مشكل انفجار جمعیّت به آن صورت اغراق‌آمیزی كه ابعاد آن ترسیم می‌شود، مواجه است؟ آیا راه حلّ تمامی مسائل و مشكلات امروز در برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌ها، كنترل جمعیّت است؟ یا آنكه مشكل امروز ما، عمدتاً ناشی از به هم خوردن «توازن جمعیّت» و تغییر تراكم جمعیّت در نقاط مختلف شهری و روستایی است؟
امروزه ما در بسیاری از روستاها و حتّی شهرهای كوچك با مشكل مهاجرت مواجهیم و حال آنكه برخی از شهرها به لحاظ برخورداری از امكانات نسبی خدمات بهداشتی، خدمات شهری، درآمد بیشتر و... با مشكل افزایش سرسام‌آور جمعیّت شهری مواجه است كه این مشكل عمدتاً به ضعف در برنامه‌ریزی‌ها و اجرا باز می‌گردد و باعث مهاجرت «جمعیّت مولّد» به سوی مراكز شهری و تبدیل آنها به «جمعیّت سربار» و «غیر مولّد» می‌شود.

به عبارت دیگر، آن روستایی كه در روستا به عنوان نیروی كار تلقّی می‌شود، بر اثر اعمال سیاست‌های غلط و نارسا، خود را ناچار به مهاجرت به سوی شهر می‌بیند و با مهاجرتش، دو زیان ایجاد می‌شود: نخست كاهش نیروی كار در روستا كه می‌تواند به خشك شدن و رها شدن زمین‌های قابل كشت منجر شود. دوم افزایش جمعیّت غیر مولّد در شهر كه فرصت‌های شغلی را محدود‌تر می‌كند و باعث گرایش نیروهای مهاجر به سمت مشاغل كاذب و حتّی بزهكاری می‌شود.

كاملاً روشن است كه اگر این بحران ناشی از مهاجرت را از دید تنگ و محدودی بنگریم و همه را یك سره به حساب افزایش جمعیّت بگذاریم و صرفاً همان چیزی را تكرار كنیم كه بانك جهانی و صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی می‌گویند، نه تنها به حلّ مسئله كمك نكرده‌ایم؛ بلكه با انحراف افكار عمومی و اتلاف سرمایه‌ها و امكانات باز هم به بیراهه رفته‌ایم.

تكرار و تبلیغ آنچه دیگران از خارج مرزها می‌خواهند، گرهی از مشكلات امروز ما باز نخواهد كرد و هرگز نمی‌تواند بر مشكل اصلی كه ناشی از مهاجرت بی‌رویة جمعیّت به سوی شهرهای بزرگ است، سرپوش بگذارد و بالاتر از آن، ضعف برنامه‌ریزی، مدیریت و اجرا در مرحلة ارائة خدمات جدّی و مؤثّر به روستاها را به طوری كه متناسب با ابعاد عظیم نیازها و كمبودها باشد، از دیدها محو نخواهد كرد.

چه بسیارند كسانی كه چندین فرزند شایسته و نام‌آور را در دامان خود پرورش داده‌اند و در عوض چه بسیاری دیگر كه حتّی شایستگی و لیاقت تربیت صحیح حتّی یك فرزند را هم نداشته‌اند. معنی صریح این عبارت این است كه نمی‌توان با مردم به صورت گلة گوسفند برخورد كرد و قابلیت‌ها، مهارت‌ها و شایستگی افراد و خانواده‌ها برای تربیت صحیح فرزندان صالح و كارآمد را یكسره نادیده گرفت و برای خوشایند گردانندگان مراجع بین‌المللی كه امروز دروغ بودن حرفشان را خودشان هم اعتراف دارند، یكسره، همه چیز را زیر پا گذاشت و چنین وانمود كرد كه گویا انفجار جمعیّت، همة سرمایه‌ها، ثروت‌ها و امكانات كشور را می‌بلعد.


ماهنامه موعود شماره 114

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة ق (50)، آیة 36.
2. این آیه در دو جای قرآن كریم است. اوّل، آیة 182؛ سورة
آل عمران و دوم آیة 51، سورة انفال.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: آخرین بیماریها، فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی،     |
نظرات() 

آشنایی با عوامل شیمیایی

آشنایی با عوامل شیمیایی (عوامل اعصاب)





مقدمه:
عوامل اعصاب ساختمانی شبیه تركیبات ارگانو فسفره دارند و تنها تفاوت آنها با سموم ارگانوفسفره و یا آفت كش‌ها مورد استفاده در كشاورزی سمیت بیشتر این عوامل می‌باشد. اولین بار فرانسوی‌ها در سال 1854 تركیبات ارگانوفسفره را «سنتز» كردند و بعد از آن آلمانی‌ها سنتز این نوع تركیبات را ادامه دادند و متعاقب آن انواع عوامل جنگی را ساختند.


انواع و خصوصیات فیزیكی و شیمیایی:
عوامل جنگی اعصاب بسته به ساختمان شیمیایی آنها به دو گروه V,G تقسیم می‌شوند كه سمیت گروه V و همین طور پایداری آنها در محیط بیشتر از گروه G است.
عوامل Gشامل تابون، سارین و سومان می‌باشد. كه بخار متصاعد شده از آنها در صوری كه خالص باشند بی‌رنگ است و در صورت وجود نا خالصی به رنگ زرد تا قهوه‌ای روشن دیده می‌شود. اغلب عوامل اعصاب بدون بو هستند ولی تابون تا حدودی بوی میوه می‌دهد. سمی‌ترین نوع از عوامل G سومان می‌باشد.
مكانیسم اثرعوامل اعصاب:
عوامل اعصاب باعث مهار آنزیم استیل كولین استراز می‌شوند كه متعاقب آن افزایش میزان استیل كولین را كه به عنوان یك واسطه عصبی در سیناپسهای كولینرژیك محیطی و مركزی عمل می‌كند، خواهیم داشت و در نتیجه افزایش استیل كولین، علائم بالینی ناشی از آن مشاهده خواهد شد.
مهمترین علائم بالینی ناشی از مسمومیت با عوامل اعصاب:
افزایش ترشحات نای و تنگی نفس، آبریزش بینی، اشك ریزش، افزایش بزاق، تنگی مردمك و اختلال در بینایی، افزایش یا كاهش ضربان قلب، رنگ پریدگی، نوسان در فشار خون، ضعف عضلانی، بی‌قراری، اصظراب و تشنج


اقدامات حفاظتی و پیشگیری در منطقه:
1ـ‌ حبس تنفس و استفاده از ماسك تنفسی به محض اعلام خطر
2ـ پوشیدن لباس‌های مخصوص NBC در مواقع خطر
3ـ دور شدن از منطقه آلوده در خلاف جهت جریان باد
4ـ استفاده از آنتی دوتهای موجود در كیسه امداد انفرادی (آمپول آتروپین و پرالیدوكسیم خودكار)
5ـ بیرون آوردن لباس پس از دور شدن از منطقه آلوده
6ـ شستشوی سطح بدن با آب و صابون یا با آب فراوان
7ـ اقدامات درمانی مناسب
 

اقدامات درمانی در اورژانس:

1ـ ارزیابی راههای هوای مصدوم و احیاء قلبی و ریوی در صورت لزوم
2ـ گرفتن راه وریدی مناسب از طریق وصل سرم
3ـ استفاده از آتروپین با دوز 2 میلی گرم داخل وریدی و یا داخل عضلانی توسط آمپول‌های آتروپین خودكار و تكرار آن هر 10 الی 15 دقیقه تا هنگام بروز علائم آتروپینه شدن نظیر خشكی دهان، تاكی كاردی (رسیدن ضربان قلب به بیشتر از 90 بار)
4ـ استفاده از داروی پرالیدوكسیم با دوز 30 میلی گرم به ازای هر كیلوگرم وزن بدن به صورت رقیق شده در سرم و در صورت لزوم تكرار انفوزیون با دوز 500 میلی گرم در ساعت.
5ـ استفاده از دیازپام با دوز 5 میلی‌گرم و تكرار آن هر 15 دقیقه تا حداكثر 15 میلی گرم كه می‌تواند در كاهش آشفتگی و نگرانی مصدوم، مهار انقباضات عضلانی و تشنج موثر باشد.
-----------------------------------

آشنایی به عوامل شیمیایی: سیانوژن‌ها
تعریف كلی عوامل سیانید:
آنها تركیباتی هستند كه وقتی به بدن نفوذ می‌كنند بر سطح سلول اثر می‌گذارند و سبب می‌شوند كه استفاده از اكسیژن مختل شده و تنفس سلولی با مشكل مواجه شود. این مسمومیت از طریق آزاد شدن گروه سیانید (CN) می‌باشد.


تركیبات سیانیدی از نظر كشندگی در بین مواد شیمیایی مورد استفاده در جنگ‌ها رتبه اول را دارند. مهمترین یا سردسته این تركیبات اسید سیانیدریك (HCN) است.

خواص شیمیایی:
(HCN) مایعی است بی رنگ و یا زرد مایل به قهوه‌ای، فرار با بویی شبیه بوی بادام تلخ كه به شدت در آّب محلول است.
سیانید به آرامی در آب هیدرولیز می‌شود و به تدریج سمیت خود را از دست می‌دهد. به آسانی تبخیر شده و به راحتی جذب ذغال فعال موجود در فیلتر ماسك‌های ضد گاز می‌گردد.
مكانیسم عمل:
اثر سمی سیانیدها، اتصال به آهن سیتوكروم اكسیداز می‌باشد كه موجب مهار آن و عدم مصرف اكسیژن توسط سلولها می‌شود و در نتیجه، تجمع اسید لاكتیك و مرگ سلول ناشی از آنوكسی را خواهیم داشت.
مسمومیت:
عوامل سیانید به سرعت از راه پوست، مخاط دستگاه گوارش و دستگاه تنفس جذب بدن می‌شود.
غلظت‌های كم آنها در بدن سمیت ندارند ولی سیانیدهای «هالوژنه» آثار تحریكی و خفه كننده در دستگاه تنفسی دارند و این عوامل در جنگ‌ها با غلظت‌های بالا استفاده می‌شوند كه بسته به غلظت عامل دو حالت ممكن است رخ دهد:
الف ) بسیار كشنده: شخص در كمتر از یك دقیقه به اغماء می‌رود و در نهایت توقف تنفس و مرگ را در پی دارد.
ب ) كلاسیك: در فاز تحریكی موجب سردرد، اضطراب و گلگون شدن پوست و مخاط می‌شود ولی به سرعت وارد فاز كشنده شده و اغماء، تشنج، كاهش فشار خون، توقف تنفس و در نهایت مرگ را در پی خواهد داشت.
اقدامات اولیه: در اغلب موارد می‌توان از بوی تنفس مریض به مسمومیت سیانیدی پی برد كه به محض اثبات نوع عامل اقدامات اولیه ذیل شروع می‌شود:
1ـ انتقال هر چه سریعتر بیمار از محیط آلوده به محیط بدون آلودگی و دارای هوای تازه
2ـ بیرون آوردن لباس‌های آلوده مصدوم و رفع آلودگی پوستی در صورت نیاز (البته در خصوص سیانیدها به دلیل فرار بودن (HCN) رفع آلودگی پوستی را چندان ضروری نمی‌دانند.
سایر اقدامات درمانی:
1ـ‌ در صورت لزوم احیاء قلبی ـ ریوی، باز نمودن راه‌های هوایی و ساكشن ترشحات.
2ـ در صورت موجود بودن آمپول آمیل نیتریت، هر دقیقه 2 آمپول را شكسته و با ریختن روی یك گاز یا دستمال تمیز به مدت 30 ثانیه مجاور بینی بیمار قرار می‌دهیم (البته در كیت‌های انفرادی آمپول با پوششی پارچه‌ای موجود می‌باشد كه تنها كافی است آمپول را بشكنیم و چلوی بینی قرار دهیم و یا از كنار ماسك به داخل محفظه تنفس بیندازیم).


3ـ‌ رساندن هوای آزاد یا اكسیژن به بیمار و انتقال مصدوم به نزدیكترین مركز درمانی جهت انجام اقدامات درمانی تخصصی‌تر نظیر تجویز 300 میلی گرم نیتریت سدیم رقیق شده به صورت وریدی و در مرحله بعد تجویز cc 50 تیوسولفات سدیم 25% می‌باشد.
اقدامات حفاظتی و پیشگیری:
1ـ‌ حبس تنفس و استفاده از ماسك تنفسی به محض اعلام خطر
2ـ پوشیدن لباس‌های مخصوص NBC در مواقع خطر
3ـ دور شدن از منطقه آلوده در خلاف جهت جریان باد
4ـ استفاده از آنتی دوتهای موجود در كیسه امداد انفرادی (آمپول‌ آمیل نیتریت كه در هنگام خطر شكسته و استنشاق می‌نماییم و یا از كناره ماسك بداخل محفظه تنفس می‌اندازیم).
5ـ بیرون آوردن لباس پس از دور شدن از منطقه آلوده
6ـ شستشوی سطح پوست و بدن با آب و صابون یا با آب فراوان

-------------------------------------

عوارض تنفسی گاز خردل

 

تنگی نفس چگونه به وجود می­آید؟

همان طور که می­دانید، مهمترین کار ریه، رساندن اکسیژن به بدن و دفع دی اکسید کربن است.

در ریه­ها حدود سیصد میلیون کیسه­ی هوایی با دیوار بسیار نازک وجود دارد که از راه این دیوارهای نازک تبادل گازی صورت می­گیرد. در جدار این کیسه­های هوایی مویرگ­های ریزی قرار دارند که خون را برای تبادل گازها به سطح این کیسه­های هوایی می­آورند.

وقتی بیماری­های مزمن انسدادی ریه ایجاد می­شود، دیواره­های مجاری هوایی کوچک ونیز کیسه­های هوایی خاصیت ارتجاعی خود را از دست می­دهند، بنابراین به خوبی منقبض نمی­شوند. دیواره­های مجاری هوایی ضخیم می­شود، در مجاری هوایی کوچک این ضخیم شدن باعث انسداد مجرا و در مجاری بزرگ­تر باعث کاهش قطر مجرای عبور هوا می­شود.

از طرف دیگر مجاری عبور هوا با خلط مسدود می­شود که این اخلاط غلیظ بوده و بعضی وقت­ها باعث انسداد کامل مجرا می­شوند.

هنگام عمل دم، ریه­ها منقبض می­شوند و هوا وارد آن­ها می­شود. در هنگام بازدم به خاطر افزایش فشار داخل قفسه­ی سینه، مجاری هوایی که حالا تنگ تر هم شده­اند، بسته می­شود. در نتیجه هوای وارد شده به کیسه­های هوایی نمی­تواند خارج شود.

این پدیده باعث ایجاد دو مشکل جدی می­شود که این دو مشکل تبادل گازها را مختل می­کند. اولین مشکل این است که میزان هوایی که وارد کیسه هوایی می­شود، با میزان خونی که به آن وارد می­شود تناسبی ندارد.

در برخی از کیسه­های هوایی خون به میزان کافی وارد می­شود، ولی هوای وارد شده کم است. در حالی که در برخی دیگر از کیسه­های هوایی، اکسیژن به میزان کافی وارد می­شود، ولی جریان خون کافی برقرار نمی­شود. در این حالت هوای تازه نمی­تواند به مناطقی که جریان خون کافی دارند، برسد. هر دو حالت منجر به این می­شود که اکسیژن به میزان کافی وارد جریان خون نشود.

مشکل دوم این است که عبور هوا از راه مجاری باریک و در برخی مواقع، نیمه مسدود شده، به سختی صورت می­گیرد و هر روز این کار سخت تر و سخت تر می­شود. این مسأله باعث خسته شدن عضلات تنفسی شده، با گذشت زمان به تدریج آن­ها را در امر رساندن هوای کافی به کیسه­های هوایی ناتوان می­سازد.

وجود جریان کافی هوا در کیسه­های هوایی برای دفع دی اکسید کربن حیاتی است. اگر جریان هوا در کیسه­ی هوایی کافی نباشد، میزان دی اکسید کربن در خون بالا رفته و میزان اکسیژن کاهش می­یابد.

توجه داشته باشید، استنشاق اکسیژن از راه ماسک یا کپسول اکسیژن فقط می­تواند تا حدی کمبود اکسیژن را جبران نماید، ولی در دفع دی اکسید کربن اضافی خون اثری ندارد.

تجمع دی اکسید کربن در خون به تدریج تبدیل به یک مشکل جدی می­شود و در مراحل نهایی استفاده از دستگاه تنفس مکانیکی چاره­ی نهایی کار خواهد بود.

مطالعات پزشکی نشان می­دهد در افراط عادی با افزایش سن به تدریج توانایی فرد در وارد و خارج کردن هوا به ریه­ها کم می­شود. چون ریه­ی افراد سالم ظرفیت بالایی دارد، این کاهش توانایی ورود و خروج هوا، مشکل زیادی ایجاد نکرده، منجر به ایجاد علایم نمی­شود. در افرادی که مبتلا به بیماری­های مزمن انسدادی ریه هستند، این کاهش توانایی ورود و خروج هوا سریع­تر و با شدت بیش تری انجام می­شود.

هر چه بیماری انسدادی ریه پیشرفت کند، میزان اکسیژن خون کاهش می­یابد و این کاهش اکسیژن خون باعث انقباض مویرگ­های خونی داخل ریه می­شود.

به طور طبیعی مویرگ­های خونی ریه در پاسخ به اکسیژن محیط اطراف­شان منقبض و منبسط می­شوند. هر جا اکسیژن بیش­تری در کیسه­های هوایی باشد، این مویرگ­ها منبسط می­شوند تا بتوانند خون بیش­تری را به محل رسانده، اکسیژن بیش­تری وارد خون شود. هر جا که اکسیژن کم­تر باشد، این رگ­ها منقبض می­شوند.

در پاسخ به کاهش اکسیژن، بدن با مکانیسم­های جبرانی، گلبول­های قرمز بیش­تری تولید می­کند، این افزایش گلبول­های قرمز تا مراحلی از بیماری برای جبران کمی اکسیژن به فرد کمک می­کند، ولی اگر از حدی بیش­تر شود، خود ایجاد مشکل می­کند؛ زیرا خون غلیظ به راحتی نمی­تواند از رگ­ها عبور کند و باعث انسداد تعدادی از رگ­ها می­شود.

کاهش اکسیژن خون و افزایش دی اکسید کربن اثرات دیگری نیز روی قسمت­های دیگر بدن، مثل دستگاه اعصاب مرکزی و مغز دارد و مثلاً باعث ایجاد سردرد شده و در خواب نیز اختلال ایجاد می­کند. هم چنین توانایی­های فکری را کاهش داده، تحریک پذیری فرد را زیاد می­کند.

فرد آسیب دیده در اثر گاز خردل دچار حساسیت مجاری هوایی به مواد خارجی می­شود که در نتیجه­ی تماس با این مواد، مجاری هوایی منقبض می­شوند. پس به طور خلاصه، دلیل تنگی نفس شامل موارد زیر می­باشد:

- تنگی مجاری هوایی در اثر ضایعات ایجاد شده

- تخریب کیسه­های هوایی

- افزایش حساسیت پذیری مجاری هوایی

- انقباض مجاری هوایی

- افزایش ترشح خلط

- غلیظ بودن اخلاط

- غلیظ شدن خون و ...

 

علت بروز سرفه­های مداوم چیست؟

دلایل متعددی برای سرفه­های مداوم وجود دارد. اولین دلیل برای این سرفه­ها، وجود التهاب در مجاری تنفسی است. این التهاب باعث می­شود که سلول­های التهابی بدن به منطقه آمده و در جدار مجاری هوایی مستقر شوند: استقرار این سلول­های التهابی در مجاری هوایی خود باعث سرفه می­شود. از طرفی این سلول­های التهابی موادی ترشح می­کنند که باعث تخریب بافت­های اطراف و پیشرفت بیماری می­شود.

دومین دلیل این است که در بیماری­های مزمن انسدادی ریه، سلول­های تولید کننده خلط در مجاری هوایی زیاد می­شود، در نتیجه میزان ترشحات در مجاری زیاد شده و باعث ایجاد سرفه می­شود.

علاوه بر دو عامل ذکر شده، درجاتی از افزایش حساسیت مجاری هوایی نیز ایجاد می­شود که در نتیجه با ورود کوچک­ترین عامل تحریک کننده به ریه، سرفه ایجاد می­شود.

 

علت بروز درد در قفسه­ی سینه چیست؟

درد در قفسه­ی سینه چند علت دارد:

گاهی وقت­ها به علت تنگی نفس شدید و افزایش فعالیت تنفسی، عضلات قفسه­ی صدری که عمل دم و بازدم را انجام می­دهند، دچار خستگی شدید شده، درد ایجاد می­کنند.

غلیظ شدن خلط داخل مجاری نیز باعث می­شود که تخلیه­ی آن­ها به خوبی انجام نشود و در برخی مجاری انسداد ایجاد کند، تلاش برای خارج کردن این خلط­های غلیظ شده نیز گاهی موجب بروز درد می­شود.

از طرفی، گاهی وقت­ها پرده­های پوشاننده­ی ریه­ها نیز ملتهب شده و در نتیجه با هر تنفس به علت روی هم کشیده شدن این پرده­ها درد ایجاد می­شود. در مراحل پیشرفته­ی بیماری، غلظت خون بالا می­رود. این مسأله نیز باعث ایجاد درد در قفسه­ی سینه می­شود. (هم به علت افزایش تنگی نفس و هم به علت بسته شدن رگ­ها.)

کاهش اکسیژن خون باعث می­شود که اکسیژن کم­تری به بافت­های مختلف برسد در نتیجه خود بافت قلب هم که برای انجام فعالیت عادی خود نیاز به اکسیـژن دارد نیز دچار کمبود اکسـیژن شـده و درد در قفسه سینـه ایجاد می­گردد.

 

چرا دایم از سینه خلط خارج می­شود؟

علت وجود خلط دایمی این است که هم تعداد و هم اندازه­ی سلول­های تولید کننده­ی خلط در مجاری تنفسی در اثر وجود التهاب و تحریک موضعی زیاد می­شود. در نتیجه میزان ترشح خلط افـزایش می­یابد. از طرفی چون مژک­هایی که در مجاری هوایی قرار دارند، تخریب شده­اند و فعالیت آن­ها کم شده است، خروج طبیعی خلاء که در حالت عادی به صورت تدریجی انجام می­شود، مختل شده و تجمع خلط به صورت محسوسی ایجاد می­شود.

از طرف دیگر، بروز عفونت­های پی در پی تنفسی نیز خود عامل دیگر افزایش ترشح خلط است.

 

چرا گاهی وقت­ها در خلط خون دیده می­شود؟

در فـرد آسیب دیده از گازهای شیمیایی، هم راه­های هوایی و هم رگ­های خونی که به این راه­های هوایی وارد می­شوند، آسیب دیده است. گاهی وقت­ها وقتی سرفه می­کنید، به علت فشاری که به این کیسه­های هوایی و عروق وارد می­شود، تعدادی از مویرگ­ها در راه­های هوایی پاره می­شوند. در نتیجه مقداری خون با خلط مخلوط شده و همراه با سرفه خارج می­شوند.

آیا خطر ابتلا به سرطان ریه وجود دارد؟

هر چند مطالعات زیادی در مورد سرطان زا بودن گاز خردل بر روی انسان انجام نشده است، ولی با بررسی­های به عمل آمده بر روی سربازانی که در جنگ جهانی اول در معرض گاز خردل قرار گرفتـه­اند یا افرادی که در کارخانه­های تولید گاز خردل کار می­کرده­اند، مشخص شده است که احتمال بروز سرطان ریه در این افراد نسبت به افراد عادی بیش­تر است.

این سرطان بیش­تر در نای و راه­های هوایی بزرگ ایجاد می­شود.

در جانبازان شیمیایی جنگ تحمیلی، هنوز مطالعه­ی وسیعی که نشان افزایش احتمال سرطان ریه باشد، انجام نشده است، ولی با تحقیقات فعلی روی جانبازان، می­شود گفت که افزایش احتمال سرطان ریه در این بیماران قابل توجه نیست. تحقیقات متعددی که در کارخانه­های تولید کننده­ی گاز خردل و در مجروحان جنگ­های اول و دوم جهانی انجام گرفته، نشان می­دهد تماس طولانی مدت با گاز خردل می­تواند درصد ابتلا به سرطان ریه را زیاد کند، ولی افزایش درصد ابتلا با یک بار تماس و به مدت کم ثابت نشده است.

منبع اصلی: راهنمای بهداشت و درمان جانبازارن شیمیایی، پژوهشکده مهندسی پزشکی جانبازان

پایان

نوشته شده در تاریخ جمعه 1 مرداد 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: جنگ جهانی و تکنولوژی زمان، آخرین بیماریها،     |
نظرات()