تبلیغات
درباره حقایق پنهانی که شاید ما نبینیم - مطالب فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی

سلام

با سلام به همه عزیزان
خیلی خوشحالم که دوباره توانستم بیام  و  بعد از 4 ماه  این وبلاگ را به روز برسانم .
من متاسفانه مشکلات زیادی دارم و دیگر مثل سابق نمی توانم هر روز به روز رسانی کنم.
اما اگر خدا بخواهد با کارههایی مهمی در خدمت شما هستم .
قبل از هر چیزی چند مورد خدمت دوستان عزیزم عرض کنم.
متاسفانه  در این مدت  چند ماه بعضی از بزرگان جامعه مجازی کمی سهل انگاری داشته اند که انشا الله عمدی نباشد
من یک سایت رسمی اخر الزمانی را مثال میزنم که اگر نبود وبسایت وعده صادق  شاید به راحتی این جریانات انقلابات عربی مردم منطقه را به شیطان نسبت میدهد. به زودی اگر به من ثابت شود که از روی عمد این کار را انجام میدهند برای شما مهربانان مدارک خوبی را رو میکنم. از دکترها توقع بیشتری میرود.

دومین چیزی که از شما خواهشمندم به آن توجه کنید این است که در این شرایط به هیچ کسی اعتماد 100 درصد نداشته باشید .  و خودتان با مطالعه زیاد راه خود را پیدا کنید زیرا که از داخل دارند به روند مبارزات مجازی ضربه میزنند.

سومین حرف من در مورد کشور لیبی میباشد . دوستان خیلی به حوادث این کشور دقت کنند.  زیرا  این کشور در همسایگی مصر میباشد میباشد. و در قدیم که جزو مصر و شامات حساب میشده است. طرحی به نام کشتار بزرگ به راه انداخته اند . این طرح امریکایی توسط دیکتاتور لیبی به راه افتاده است بیشتر از این صلاح نیست که توضیح بدم بعضی ها سوئ استفاده میکنند.
انشا الله که منظورم را گرفته باشید




بزودی با مقاله ای در مورد یک فیلم ماسونی در سینمای ایران خدمتان هستم
عزیزان اگر سوالی دارند لطفا خصوصی نپرسند تا در این وبلاگ جواب بدهم به دلیل مسایل امنیتی میل نمی توانم بزنم.

برقرار باشید
--------------------------------------------------------------------------------------
 در ادامه در جواب دوست گرامی رامتین جان باید عرض کنم
سیاست کشتار بزرگ بر اساس طرحی برای مقابله با قیامهای ملت های منطقه می باشد
در این سیاست به حاکم لیبی دستور داده شده است که با کشتار وسیع به اهداف زیر نزدیک شود.

1- اعلام وجود دیکتاتوری جدید در کشور عربی و اماده کردن دشمن جدید برای منطقه
2- این حاکم به زودی جای صدام حسین را میگیرد .
3-نمایش وحشی گری در کشور های اسلامی
4-اماده کردن منطقه برای پیاده شدن نیروهای غربی
5-اعلام خط به حکام منطقه و ریخته شدن ترس آنها از کشتار در کشورهایشان به عنوان خط مشی جدید
6-در صورت پیروزی کم احتمال حاکم لیبی اماده کردن ضمینه حمله به مصر و تونس
7- ترساندن ملتهای منطقه و پرت کردن حواس آنها از موضوع حمله احتمالی اسرائیل یا یکی دیگر از کشورهای خاورمیانه به متحدان ایران

این مراحل نیز برای صدام حسین تکرار شده است در زمان او ابتدا منطقه پرواز ممنوع را ایجاد و چتر حفاظتی گسترده در منطقه خلیج فارس گستراندن که در انتها پی از شکست اهداف ان و ناامید شدن انها از صدام به این کشور حمله کردند
دوستان بزودی اطلاعات بیشتری را برای شما میگذارم
برقرار باشید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11 اسفند 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی،     |
نظرات() 

خیانت در رأس: فمنیسم، باروری و فاشیسم


به راستی جای سؤال دارد! چه شده است كه در چند دهة گذشته، همجنس‌گرایی به خصوص در جامعة آمریكا چنین رشد سرسام‌آوری پیدا كرده است و چگونه است كه هرچه بیشتر می‌گذرد، آنها یكی پس از دیگری سنگرهایی را كه به طور سنّتی و طبق قوانین، جلوی پیشروی آنها احداث شده بود، در هم می‌شكنند و پیش‌تر می‌آیند؟ آن‌طور كه نویسندة این مقاله می‌گوید، بی‌تردید یكی از دلایل رواج همجنس‌گرایی، ترویج آموزه‌های فمنیستی در تمام سطوح جامعه و به ویژه در بین زنان جوان است. فمنیسم كه از همان ابتدا مورد حمایت‌های مالی گستردة بنیادهای مختلف و نیز سیاست‌گذاران فمنیست و همجنس‌گرا قرار داشت، توانسته است خود را به عنوان پدیده‌ای طبیعی مطرح كند و خواستار كسب به اصطلاح، حقوقی شود كه از آنها محروم بوده است. فمنیست‌ها از ابتدا با دامن زدن به آموزه‌های دروغینی چون بی‌نیازی زنان از مردان در برآوردن نیازهای جنسی خود و ترویج استقلال زنان از طریق اشتغال و تقدّم كار بر خانه و خانواده، همواره بر آتش همجنس‌گرایی دمیده‌اند.

در سال 1970م. فردریك جف، نایب رئیس سازمان «فرزند دار شدن برنامه‌ریزی شده»، كه حامی مالی آن «راكفر» است، اعلام كرد كه چگونه عوامل اجتماعی برای دستیابی به كنترل باروری باید مورد استفاده قرار گیرد.

این عوامل شامل تشویق افزایش همجنس‌گرایی، تغییر تصویر خانوادة ایده‌آل و تشویق زنان به كار در بیرون خانه می‌شد. این سازمان توصیه می‌كرد كه اگر این برنامه شكست بخورد، باید آن را با افزودن موادّ كنترل باروری در آب آشامیدنی جایگزین كرد.

تنزّل بی‌سابقة خانوادة آمریكایی از دهة 1960م. بدین سو، تصادفی صورت نگرفته است. ما قربانیان یك كارزار جنگ روانی هستیم كه توسط سیا و بنیادها، از رهگذر رسانه‌ها، دولت و تحصیلات كلاسیك انجام گرفته است. آنها مادّة خنثی كننده را در آب آشامیدنی فرهنگی ریختند. عنصر اصلی این مادّه، ترویج همجنس‌گرایی به عنوان یك جایگزین برای تمایل نسبت به جنس مخالف است.

«فمنیسم» كه تحت عنوان «حقوق زنان» تعبیر می‌شود، در واقع یك جنبش همجنس‌بازی زنانه است. این جنبش، زنان را به طرف این اعتقاد می‌راند كه این جامعه است كه غرایز زنانه را به آنها می‌آموزد و این غرایز، شیطانی هستند. این جنبش به آنها می‌آموزد كه از مردان بترسند و با آنها رقابت كنند و رضایت را به جای خانواده، در اشتغال بجویند.

زنانی كه زندگیشان را وقف خانواده‌شان می‌كنند، دارای عالی‌ترین جنبه‌های حیات انسانی هستند. آنها موجوداتی مقدّس هستند كه عشق و زیبایی را در جهان می‌پراكنند و به برآوردن نیازهای روزمرّة واقعی مردان و كودكان تمایل دارند. كوچك شمردن و تحقیر كردن این زنان، تهمت دروغین و شومی است كه سزاوار خود شیطان است. با این حال این همان چیزی است كه جنبش فمنیستی به خاطر آن به راه افتاده است، اگر چه خودشان آن را انكار كنند.

بتی فریدمن، مؤسّس فمنیست و میانه‌روی، این واقعیّت را پنهان می‌كند كه یك فعّال كمونیست است؛ او زنان خانه‌دار را با قربانیان اردوگاه‌های كار مقایسه می‌كند. سیمون بولیوار كمونیست، یكی دیگر از مؤسّسان فمنیسم می‌گفت: نباید به زنان گفت كه مادری و خانه‌داری را انتخاب كنند، چون آنها حتماً این گزینه را انتخاب خواهند كرد. بر اساس نظر الن نیلیس فمنیست، فمنیسم غایت یك انقلاب در ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی است ... هدف هر اصلاحات فمنیستی، از سقط جنین قانونی گرفته تا برنامه‌های مراقبت از كودك، تحلیل بردن ارزش‌های سنّتی خانوادگی است.

فمنیست‌ها با كدام بخش از ارزش‌های خانوادة سنّتی مخالف هستند؟ عشق؟ فداكاری؟ وفاداری؟ امنیّت؟ آماده كردن نسل جدید برای زندگی؟ بی‌دلیل نیست كه آنها را «فمی‌نازیسم» خوانده‌اند.

راكفلر از طریق «آی. جی فاربن» بودجة نازیسم را تأمین كرد. او «انجمن بهسازی نژادی» را كه روابط نزدیكی با همتای نازی خود داشت، تأمین مالی می‌كرد.

راكفلر، آلفرد كینزی، همجنس‌گرای بچّه‌بازی را كه «گزارش كینزی» او جایگزین عشق مبتنی بر ازدواج همراه با روابط جنسی تصادفی شد، تأمین مالی می‌كرد.

راكفلر به تأمین مالی «مطالعات زنان» كه یكی از زمینه‌های آموزشی هواخواهان پرشور فاشیستی است كه زهر خود را تحت عنوان عوامل تغییر در جامعه می‌پراكند، ادامه می‌دهد.

این گروه نخبه، همجنس‌گرایی را برای مستقر كردن یك نظم نوین جهانی فاشیستی ترویج می‌كند. همجنس‌گرایی یك ناهنجاری است كه مشخّصة آن ناكامی در پیوند با یك عضو از جنس مخالف است. همجنس‌گرایی زنانه (فمنیسم) كه زنان را مجبور می‌كند شبیه مردان باشند (و برعكس)، دستیابی به چنین ارتباطی را دشوار می‌كند. در نتیجه با اغفال میلیون‌ها مرد و زن، خوشبختی را از آنها گرفته است.
هدف این گروه نخبه، انتقال قدرت از ملّت ـ كشور، به عوامل خود در سطح جهان است. زمانی كه قدرت دمكراتیك ما از دست رفت، این گروه نخبه، استاندارد زندگی را تقلیل خواهد داد. به نابرابری‌های اقتصادی در جهان سوم به عنوان طرحی كلّی برای آینده بنگرید. شعار این گروه نخبه این است: هرچه برای شما كمتر باشد، برای ما بیشتر خواهد بود.

یك جمعیّت پریشان و غیر كاركردی و محروم از تاریخ و فرهنگ خود، سرنوشت خود را در تاریخ تشخیص نخواهد داد. مردان   اخته شده و بی‌دل و جرئت، قادر به مقاومت نخواهند بود.

از مركز راكفلر تا میدان وینی پگ
زمانی كه در «دانشگاه وینی پگ» به طور پاره وقت، انگلیسی تدریس می‌كردم، با سیاست‌های گروه نخبة پنهان كار، بیشتر آشنا شدم. در آن مقطع، من در حال تحقیق در موضوع عشق بین زن و مرد در آثار دی. اچ لارنس، چخوف و هنری جیمز بودم.
یك مشت از فمنیست‌های مبارزطلب، با دفاع من از زنانگی سنّتی مخالفت كردند. آنها نامه‌ای مملو از تهمت به من نوشتند و درآن اتّهام‌هایی را نثار من كردند. كنستانس روك، رئیس دانشگاه، بدون هیچ تحقیقی ادّعاهای آنها را پذیرفت. دانشگاه به شكایت من نسبت به تبعیض صورت گرفته، اعتنایی نكرد. «كمیسیون حقوق بشر مانیتوبا»، كه یك دژ فمنیستی دیگر است، نیز شكایت مرا بدون هیچ تحقیقی رد كرد.

سردبیر «وینی پگ سان»، لین كوك رن، من را در قامت مردی پنجاه ساله تصویر كرد كه با اغوای دانشجویان دختر هجده سالة خود، با پرسیدن سؤالاتی دربارة زندگی جنسی آنها، لذّت می‌برد.

سال گذشته وقتی این خبر از لین كوك در صفحة اوّل روزنامة وینی پگ نقش بست كه روش استمنای زنان را سر كلاس به دختران چهارده سالة دبیرستانی آموزش می‌داده است، مشت این فمنیست همجنس‌گرا باز شد. این دخترها، برای یك درس تابستانی با عنوان «زن در هنرهای گوناگون»، ثبت نام كرده بودند؛ امّا به جای آن، «مقدّمه‌ای بر آشنایی با همجنس‌گرایی زنانه» را به آنها آموخته بودند. روك از این رفتار خود ابراز ندامت نكرد و فقط گفت، می‌پذیرد كه این سن برای آموزش ابزارهای جایگزین مردان به دخترها، خیلی زود است.

در یك روال عادّی، روك باید به خاطر این قانون‌شكنی، شغلش را از دست می‌داد، امّا هیچ اخطاری از طرف وزارت آموزش و سایر مدافعان طرز فكر او در جامعه صادر نشد. روك، تقصیری ندارد چون دستورهای خود را به طور مستقیم از بالا دریافت می‌كند.

این موضوع زمانی روشن شد كه جیم كار، مدیر اجرایی «شورای تجاری مانیتوبا» را دیدم. من فكر می‌كردم كه كارآفرینان پیشتاز استان، نگران هستند كه فمنیست‌ها، نفرت از مردان و تبعیض را به نفع زنان، اقلّیت‌ها و همجنس‌گرایان آموزش دهند، امّا او این طرز فكر من را رد كرد. یكی از كارهای قبلی او بیوگرافی نویسی برای داف رابین بوده است. رابین كه یكی از رؤسای پیشین مانیتوبا بود، عضو شورای روابط خارجی (گروه نخبة بدنة هماهنگ كنندة ایالات متّحده) است. هارتلی ریچاردسون كه رهبر دیرینة جامعة كسب و كار مانیتوبا بوده است، یكی از اعضای «كمیسیون سه جانبه» است. منافع راكفلر، این بدنه‌ها را برای ترویج دولت جهانی نخبگان تشكیل می‌دهد و استفن هارپر، نخست وزیر كانادا و گری دور، رئیس مانیتوبا، هركدام به نوبت، دور رقص خود را انجام می‌دهند. در نتیجه، طرّاحان گروه نخبه و اعوان و انصار آنها (در دولت، سیستم آموزشی و رسانه‌ها) فعّالانه در حال ترویج همجنس‌گرایی به منظور بی‌ثبات و خنثی كردن ما هستند. هدف غایی آنها ربودن حقّ زاد و ولد ما به معنای دقیق كلمه است.

سیاحت غرب، شمارة 81.

هنری مكوو
ماهنامه موعود شماره 115

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی، حوادث تاریخی،     |
نظرات()