تبلیغات
درباره حقایق پنهانی که شاید ما نبینیم - مطالب بهمن 1388

سازمان‌ فراماسونری‌ و نهضت‌ مشروطیت‌

شاید كسی این فیلم سالهای مشروطه را دیده باشد البته ما ندیدیم از انجایی كه هیچ گونه نظارتی بر صدا و سیما نیست ارتباط مشروطه با فراماسونری را در این مقاله میاوریم كه شاید دوستان از جریان كامل تر آن با خبر بشوند

   با گسترش‌ و غلبه‌ فراماسونری‌ در اروپا، این‌ جریان‌ توطئه‌گر كه‌ در كالبد رژیم‌ حاكم‌ بر انگلستان‌ به‌ عنوان‌ كانون‌

قدرتمند استعماری‌ جهان‌ حلول‌ كرده‌ بود متوجه‌ هندوستان‌ و مشرق زمین‌ شد و همگام‌ با سپاهیان‌ استعماری‌ و

میسیونرهای‌ مذهبی‌ به‌ تأسیس‌ لژ فراماسونری‌ در مشرق زمین‌ مبادرت‌ ورزیدند. با فتح‌ هر سرزمینی‌ بلافاصله‌

لژهای‌ فراماسونری‌ تأسیس‌ شد تا با تربیت‌ نیروهای‌ بومی‌ و نفوذ عوامل‌ خود در دستگاه‌ حاكمه‌ زمام‌ امور را در آن‌

سرزمینها به‌ دست‌ بگیرند. سابقه‌ ورود فراماسونری‌ به‌ ایران‌ به‌ سال‌ 1224 قمری‌ بازمی‌گردد. در این‌ سال‌ سرگور

اوزلی‌ بارت‌ به‌ عنوان‌ سفیر انگلستان‌ به‌ همراه‌ میرزا ابوالحسن‌خان‌ ایلچی‌ سفیر یهودی‌زاده‌ ایران‌ در انگلستان‌ كه‌

به‌ عنوان‌ اولین‌ ایرانی‌ وارد لژ فراماسونری‌ شده‌ بود به‌ ایران‌ آمد تا ضمن‌ انجام‌ مأموریتهای‌ سیاسی‌ به‌ تأسیس‌

نخستین‌ لژ فراماسونری‌ در ایران‌ مبادرت‌ نماید. گزارشها حاكی‌ از آن‌ است‌ كه‌ وی‌ موفق‌ شده‌ تعداد زیادی‌ از

اطرافیان‌ فتحعلی‌شاه‌ را وارد جرگه‌ فراماسونری‌ نماید. بعدها در 1275 قمری‌ میرزا ملكم‌خان‌ اولین‌ لژ فراماسونری‌

را تحت‌ عنوان‌ فراموشخانه‌ در تهران‌ تأسیس‌ می‌نماید كه‌ فعالیت‌ آن‌ تا 1278 قمری‌ تداوم‌ می‌نماید.


     افشاگری‌ آیت‌الله‌ حاج‌ ملاعلی‌ كنی‌ بساط‌ قرارداد رویتر و فراموشخانه‌ ملكم‌ را جمع‌ كرده‌ و به‌ تكاپوی‌ علنی‌

فراماسونری‌ در ایران‌ خاتمه‌ می‌دهد. عضویت‌ تعداد زیادی‌ از دانش‌آموزان‌ دارالفنون‌ در فراموشخانه‌ ملكم‌ دست‌آورد

خوبی‌ برای‌ جریان‌ فراماسونری‌ بود كه‌ سعی‌ داشت‌ از طریق‌ جذب‌ نخبگان‌ اداره‌ كشور را به‌ دست‌ بگیرد.

فراموشخانه‌ ملكم‌ با توجه‌ به‌ ماهیت‌ غیردینی‌ این‌ جمعیت‌ و اباحی‌گری‌ حاكم‌ بر آن‌ كانونی‌ بود برای‌ تجمع‌ گروههای‌

 مختلف‌ بابی‌، بهایی‌، صوفیه‌، طبیعی‌ مسلك‌ و... كه‌ حاكمیت‌ قاجار و روحانیت‌ شیعه‌ را سد بزرگی‌ در مقابل‌ تحقق‌

خواسته‌های‌ نامشروع‌ خود می‌دانستند. با ترور ناصرالدین‌شاه‌ قاجار و روی‌ كار آمدن‌ مظفرالدین‌شاه‌ فرصت‌

مناسبی‌ برای‌ گروههای‌ ماسونی‌ و  فرقه ضاله‌ جهت‌ گسترش‌ تشكیلاتی‌ آنها فراهم‌ شد. انجمن‌ اخوت‌ و جامع‌

آدمیت‌ دو تشكلی‌ بودند كه‌ در خلال‌ سالهای‌ سلطنت‌ مظفرالدین‌شاه‌ فعالیت‌ گسترده‌ای‌ داشتند. این‌ دو تشكل‌

بعدها محمل‌ مناسبی‌ شدند برای‌ تشكیل‌ انجمنهای‌ مخفی‌ كه‌ اعضای‌ اصلی‌ آن‌ را فراماسونها تشكیل‌ می‌دادند.

محمود عرفان‌ از اعضای‌ لژ مهر در مقاله‌ای‌ كه‌ در مجله‌  یغما  منتشر شد و از نقش‌ فعال‌ ماسونها در مشروطیت‌

این‌ چنین‌ یاد می‌كند:

 تاریخ‌ فراماسونها در ایران‌ با تاریخ‌ مشروطیت‌ ما بی‌ارتباط‌ نیست‌... نه‌ تنها فراماسونها مستقیماً در مشروطیت‌

دخالت‌ داشتند بلكه‌ انجمنهای‌ فرعی‌ و وابسته‌ آنها كه‌ شكل‌ ظاهریشان‌ شباهتی‌ با سازمانهای‌ ماسونی‌ نداشتند

نیز علناً در مشروطیت‌ دخالت‌ داشتند كه‌ از همه‌ مهم‌تر انجمن‌ اخوت‌ را می‌توان‌ نام‌ برد.

)1(

    تحولات‌ ایران‌ در آغاز دهه‌ دوم‌ هزاروسیصد قمری‌ شتاب‌ بیشتری‌ گرفت‌. نفوذ زایدالوصف‌ بیگانگان‌ و عوامل‌ آنها

در ایران‌ و شدت‌ یافتن‌ اعمال‌ بی‌رویه‌ مستبدین‌ دلسوزان‌ این‌ كشور را به‌ چاره‌اندیشی‌ اساسی‌ واداشت‌. نجات‌

ایران‌ در گرو محدود كردن‌ قدرت‌ حاكمین‌ و سد نفوذ بیگانگان‌ بود. علمای‌ ایران‌ در همین‌ راستا اعتراضاتی‌ را نسبت‌

به‌ اعمال‌ بی‌رویه‌ قدرت‌ اظهار داشتند كه‌ با حمایت‌ مردم‌ مواجه‌ شده‌ حركت‌ حساب‌ شده‌ روحانیت‌ با طرح‌ عدالتخانه‌

ایجاد تغییرات‌ در ساختار سیاسی‌ كشور را هدف‌ گرفته‌ و مردم‌ را به‌ صحنة‌ مبارزه‌ای‌ اصولی‌ كشانده‌ بود.

منورالفكران‌ غربگرا و اعضای‌ مجامع‌ ماسونی‌ كه‌ فقط‌ در جمع‌ محدود خود قدرت‌ بسیج‌گری‌ داشتند از زمینة‌ به‌

وجود آمده‌ نهایت‌ استفاده‌ را كرده‌ و با نفوذ در صفوف‌ نهضت‌ و تند كردن‌ سیر نهضت‌ كنترل‌ آن‌ را به‌ دست‌ گرفتند.

اوج‌ این‌ تحرك‌ را در ترتیب‌ دادن‌ تحصن‌ در سفارت‌ انگلیس‌ مشاهده‌ می‌كنیم‌ كه‌ اعضای‌ افراطی‌ مجامع‌ ماسونی‌

نظیر اردشیرجی‌ و حیدرخان‌ عمواوغلی‌ صحنه‌گردان‌ آن‌ بودند. با تند شدن‌ سیر تحولات‌ جامع‌ آدمیت‌ توسط‌ عناصر

افراطی‌ انجمن‌ حقوق كه‌ شعبه‌ای‌ از جامع‌ آدمیت‌ بود، دچار انشعاب‌ شد و انشعابیون‌ با كمك‌ معلمین‌ و مدیران‌

مدرسه‌ آلیانس‌ اسرائیلیت‌ كه‌ جهت‌ آموزش‌ اطفال‌ یهودی‌ تأسیس‌ شده‌ بود اقدام‌ به‌ تأسیس‌ لژ بیداری‌ ایران‌

نمودند. مقدمات‌ تأسیس‌ لژ از 1323 آغاز و اعضا در ارتباط‌ تنگاتنگ‌ با هم‌ بودند. با امضای‌ فرمان‌ مشروطیت‌ زمینه‌

برای‌ فعالیت‌ لژ بهتر شد و لژ بیداری‌ در 1325 قمری‌ رسماً تأسیس‌ شد. دخالت‌ اعضای‌ لژ در تدوین‌ قانون‌ اساسی‌

بر اساس‌ قوانین‌ غربی‌ و ضدیت‌ آنان‌ با روحانیت‌ و اسلام‌ در كنار افراطی‌گری‌ ارگان‌ مطبوعاتی‌ فراماسونری‌ یعنی‌

روزنامه‌های‌  كوكب‌ دری،  صوراسرافیل‌ ، مساوات‌ ،  حبل‌المتین‌  و... و كانونهای‌ سیاسی‌ نظیر انجمن‌ غیبی‌،

انجمن‌ بین‌الطلوعین‌، انجمن‌ ستار و... وضعیت‌ كشور را پس‌ از صدور فرمان‌ مشروطیت‌ دچار اغتشاش‌ و هرج‌ و مرج‌

كرد كه‌ نهایتاً منجر به‌ تعطیلی‌ مجلس‌ و مشروطیت‌ شد. حضور فعال‌ اعضای‌ لژ بیداری‌ در زدوخوردهای‌ منجر به‌

تعطیلی‌ مجلس‌ حكایت‌ از آمادگی‌ اعضای‌ لژ برای‌ درگیری‌ داشت‌.   این‌ دخالت‌ بعدها پس‌ از فتح‌ تهران‌ نیز تداوم‌

پیدا كرد و تمامی‌ امور كشور در اختیار لژ بیداری‌ ایران‌ قرار گرفت‌. حضور گسترده‌ فراماسونها در مناصب‌ سیاسی‌،

قضایی‌ و مجلس‌ حكایت‌ از غلبه‌ آنان‌ بر نهضت‌ مشروطیت‌ داشت‌. شهادت‌ حاج‌ شیخ‌ فضل‌الله‌ نوری‌، سید عبدالله‌

بهبهانی‌، شیخ‌ علی‌ فومنی‌ و انزوای‌ علمای‌ مشروطه‌خواه‌ نتیجه‌ قهری‌ این‌ غلبه‌ بود. نگاهی‌ به‌ اسناد لژ بیداری‌

ایران‌ سلطه‌ فراماسونها را بر اركان‌ كشور و انحراف‌ نهضت‌ مشروطیت‌ كاملاً آشكار می‌سازد.)2(
 
 1- مجله یغماء سال دومء شماره 10 و 11ء 1328.
 2-  روزنامه ایرانء 19/2/74ء ص 12ء 31/3/74ء ص 12ء 21/4/74ء ص 12ء مجموعه اسناد منتشر نشده درباره لژ بیداری ایران.

نوشته شده در تاریخ جمعه 30 بهمن 1388    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی،     |
نظرات() 

راز مرگ جوانترین فرعون مصر فاش ش


دانشمندان دریافتند توتانخامن در اثر شکستگی یکی از پاهایش که به احتمال بسیار زیاد در اثر سقوط دچار آن شده است بسیار ضعیف شده و ابتلا به عفونت مالاریا در نهایت منجر به مرگ وی شده است. وی در عین حال وی به اختلال کام شکافته، کجی ملایم پای چپ و دیگر دردهای استخوانی مبتلا بوده است. او به همراه تعداد دیگری از اعضای خانواده از اختلال استخوانی Kohler disease رنج می برده اند، بیماری که می تواند در اثر کمبود خون منجر به نابودی استخوانها شود.

تستهای دی ان ای به تازگی نشان داده است پادشاه "توتانخامن" یکی از کم سن ترین فرعونهای مصر که معبدش گنجینه ای بزرگ را در خود نهفته بود به دلیل ابتلا به بیماری مالاریا جان خود را از دست داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، از زمان کشف معبد این فرعون در سال 1922 تا کنون نظریه های متعددی در رابطه با سرنوشت این پادشاه جوان که در حدود سال 1324 قبل از میلاد و تقریبا در سن 19 سالگی از دنیا رفته است ارائه شده است.

آزمایشهای انجام گرفته بر روی 16 مومیایی سلطنتی از جمله توتانخامن نشان داده است وی در اثر ابتلای شدید به بیماری مالاریا جان خود را از دست داده و به دوران سلطنت کوتاه مدت خود خاتمه داده است. دانشمندان مصری، آلمانی و چند کشور دیگر از جمله "شورای عالی دوران باستان مصر" اطلاعات به دست آمده از آزمایشهای ژنتیکی و رادیولوژی را که از سالهای 2007 تا 2009 بر روی این مومیایی ها انجام گرفته جمع آوری کرده و جزئیاتی را در رابطه با این خاندان 155 ساله که توتانخامن 19 ساله نیز به آن تعلق دارد به دست آوردند.

دانشمندان دریافتند توتانخامن در اثر شکستگی یکی از پاهایش که به احتمال بسیار زیاد در اثر سقوط دچار آن شده است بسیار ضعیف شده و ابتلا به عفونت مالاریا در نهایت منجر به مرگ وی شده است. وی در عین حال وی به اختلال کام شکافته، کجی ملایم پای چپ و دیگر دردهای استخوانی مبتلا بوده است. او به همراه تعداد دیگری از اعضای خانواده از اختلال استخوانی Kohler disease رنج می برده اند، بیماری که می تواند در اثر کمبود خون منجر به نابودی استخوانها شود.

به گزارش مهر و به گفته دانشمندان توتانخامن از چندین بیماری برخوردار بوده که انباشته شدن آنها در کنار هم منجر به گسترش عفونت و منفعل شدن سیستم ایمنی بدن و در نهایت ضعف وی شده است. به همین دلیل از وی به عنوان پادشاه جوان اما ضعیفی یاد می شده که برای راه رفتن به عصای دستی نیاز داشته است.

بر اساس گزارش رویترز، جدا از تمامی گنجینه ای که در مقبره وی یافته شده است وی برای ادامه زندگی پس از مرگش به تقریبا 130 عصا و چوبدستی مجهز شده بوده است. تجزیه های دی ان ای و نمونه های به جا مانده از خون مومیایی های مورد بررسی همچنین باعث شناسایی نسبتا دقیق پدر توتانخامن، "آخناتن" و مادر بزرگ وی "تیه" شده است.
نظرات کاربران:

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1388    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: حوادث تاریخی،     |
نظرات()