از خاطره ی فوق که از زبان « سید حسن نصرالله (مد ظله العالی) » بیان شده است، دو نکته ی مهم استنباط می شود:

 

1 - امام خمینی (رحمة الله علیه)   در   زمان   حیات   مبارکشان،  حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » را برای پذیرفتن رهبری تحت تعلیم قرار داده بودند و با توجه به نقش مهمی که امام (رحمة الله علیه) برای « ایران » در مسئله ی مبارزه با « فراماسونری دجال،  (صهیونیسم  جهانی،  نظام سلطه  و ...) »   قایل  بودند،   ایشان   حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » را مسئول امور مربوط به خط مقدم مواجهه با « اسرائیل » قرار داده بودند تا برای مبارز ی جدی با « دجال » در زمان رهبریشان آماده باشند.

 

2 - با توجه به اینکه حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » برخلاف رویه ی امام خمینی (رحمة الله علیه)، نماینده ی « تام الاختیاری »  برای  امور  مربوط  به  « اسرائیل »  و « لبنان » برنگزیده اند، به نظر می رسد که  مطابق  الهامات  الهی،  نقش  ایشان  در  مقابله  با « فراماسونری دجال، (صهیونیسم جهانی، نظام سلطه و ...) » نقش ویژه ای است و در هر زمانی، ایشان شخصاً مسئول پیگیری این مسئله  هستند  که  البته  این  امر می تواند با مسئله ی « فتح قدس » به دست « ایرانیان » که در روایات آخرالزمانی وارد شده است، مرتبط باشد.(280)

 

پس از رحلت امام خمینی (رحمة الله علیه)، حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » به رهبری جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند و مسئولیت سنگین رهبری را با درایت و صلابت بر عهده گرفتند. در زمان ایشان نیز « فراماسونری دجال » و یارانش، شدیدترین تحریم ها را بر ضد ایران اعمال کردند؛ گرچه این تحریم ها زحمات زیادی بر مردم  مومن « ایران » تحمیل کرد، اما موجب آغاز جنبش های عظیمی در جهت استقلال علمی، فرهنگی و اقتصادی کشورمان گردید.(281)

 

در زمان رهبری حضرت « آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) » جنگ های « اول خلیج فارس علیه عراق »، « نبرد افغانستان » و « جنگ دوم خلیج فارس علیه عراق » از جانب « سازمان جهانی فراماسونری » و اعضای برجسته ی  آن  همچون  « آمریکا »، « انگلیس »، « ناتو » و ... سازماندهی شد که در نتیجه ی آن ها، حلقه ی محاصره ی « دجال » علیه « ایران » تنگ شود؛(282) اما به واسطه ی وجود  رهبری  قدرتمند،  این توطئه ها خنثی شد و برخلاف خواسته ی « دجال »، « انتفاضه ی مسجد الاقصی » در « فلسطین » به تأسی از پیروزی های « ایران » شدت یافت(283) و « حزب الله لبنان » نیز توانست اسرائیلی ها را در سال 2000 میلادی از « جنوب لبنان » عقب براند(284) و در سال 2006 و نبرد معروف و سنگین « 33 روزه »، شکست سنگینی به « اسرائیل » وارد نماید(285) و این کشور ماسونی را برای اولین بار از زمان « اشغال فلسطین »، وادار به مبادله ی تعداد زیادی از « اسرای عرب » نماید.(286) در این میان « نبرد 33 روزه » جایگاه مهمی در برنامه های « دجال » برای تحقق « اسرائیل نیل تا فرات » داشت؛ چرا که اگر می توانست به این آرزو دست یابد، زمینه برای تشکیل « معبد شیطانی سلیمان » و آغاز امپراطوری « دجال » تا سال 2010 میلادی فراهم می شد که به لطف خدا و مجاهدت های مجاهدان « حزب الله لبنان » نتیجه داد و این توطئه ی بزرگ ابتر ماند. جالب این که تلاش « فراماسونری جهانی »  برای  طولانی  کردن  جنگ تا « 33 روز » و توسل به « عدد 33 » مورد علاقه ی ماسون ها نیز نتوانست گره « دجال » را باز کند(287) و اراده ی خداوند متعال که در پیروزی های « حزب الله » متجلی شد، ورق را به نفع اسلام و مقاومت برگرداند و شمارش معکوس برای نابودی « دجال » و « ظهور منجی موعود (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) » را در آخرالزمان، آغاز کرد.

 

در حال حاضر نیز به لطف خداوند متعال، غلبه ی زشتی و تاریکی روز به روز کمرنگ تر می شود و نور الهی که با « انقلاب اسلامی ایران » در جهان طلیعه زد، می رود تا روز به روز عالمگیر شود و بر تاریکی و پلیدی پیروز گردد.

 

امروز ندای آزادگی و معنویت نه تنها از  « ایران »،  بلکه  از  « لبنان »،  « فلسطین »، « یمن »، « عراق »، « بحرین »، « افغانستان »، و ... شنیده می شود(288) و انقلابی الهی که سیدی بزرگ از شهر مقدس « قم » آغاز کرده بود، می رود تا عالمگیر شده و  عنوان خاری در چشم « دجال »، « حرکات شیطانی فراماسونری دجال » را تا زمان ظهور منجی موعود (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)، متوقف نماید تا ان شاء الله با ظهور حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)، طومار زندگی « دجال » درنوردیده شود. (ان شاء الله)

 

سه شخصیت بزرگ آخرالزمان که رهبری خط مقدم مواجهه با  « فراماسونری دجال »  را بر عهده داشته و دارند:  « امام خمینی (رحمة الله علیه) »،  « حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) »،  و  « سید حسن نصرالله (مد ظله العالی) ».

 

 

لازم به ذکر است که با آغاز انقلاب اسلامی ایران، « فراماسونری دجال » نیز از پا ننشسته و مهره های کلیدی خود را از همان روزهای آغازین انقلاب، وارد صفوف انقلابیون نمود تا به خیال خود، این انقلاب را منحرف نماید، اما به لطف خدا این امر تاکنون محقق نشده است. افرادی مثل « ابوالحسن بنی صدر » که ارتباط آن ها با سرویس های جاسوسی کشور ماسونی « انگلیس » نیز افشا شده است، از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، به خرابکاری و نفاق پرداختند و حتی با ریاکاری توانستند به مقام « ریاست جمهوری » نیز دست یابند؛(289) اما اینان نمی دانستند که مملکتی که خداوند آن را برای مأموریتی وِیژه در آخرالزمان برگزیده است،  با  این  ترفندها  آسیب می بیند، اما از هم نمی پاشد!!!

 

در طول 32 سال  گذشته،  علاوه  بر  تهدیدات  خارجی،  « انقلاب اسلامی  » ایران فتنه های بزرگی همچون « خیانت های بنی صدر »، « بمب گذاری های تروریستی »، « غائله ی  گروهک  مجاهدین خلق (منافقین) »،  « انحراف  و  اختلاس  برخی  از مسئولین » به خصوص در دوره ی موسوم به « اصلاحات »،(290) و « فتنه ها و اغتشاشات بزرگ پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری شمسی » را پشت سر گذاشته است(291) و  به  لطف خدا از آن ها سربلند بیرون آمده است. اما نکته ی جالب این که در هر کدام از این فتنه ها، ردپای « فراماسونری جهانی » به چشم می خورد.

 

برای مثال « فتنه ها و اغتشاشات بزرگ پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری شمسی » که یکی از بزرگترین فتنه ها علیه « تمامیت نظام » و  نه فقط یکی از کاندیداها بود، خود گواه این مدعا است؛(292) حتی اگر از برخی گزارش ها مانند سخنان « پیام فضلی نژاد » روزنامه نگار و نویسنده ی معروف درباره ی ارتباط « سید محمد خاتمی » با فراماسونرها و عضویت برخی از سران و مغزهای متفکر فتنه همچون  « میر حسین موسوی » در « لژ ماسونی قسطنطنیه »(293) به دلیل در دست نبودن مدارک  کافی  در  حال  حاضر  بگذریم،  باز  هم  وجود  اطلاعاتی  مبنی بر دیدار « سید محمد خاتمی » با فراماسون معروف « جرج سوروس »(294) و دست داشتن « بنیاد ماسونی سوروس » در وقایع پس از انتخابات،(295) نشان می دهد که حداقل، هدایت این فتنه ها از سوی فراماسون های خارجی بوده است.  از  سوی دیگر،  در  حمایت  از « اغتشاشگران بعد از انتخابات » کشورهای ماسونی دنیا، به حمایت از فتنه گران پرداختند.(296) حال اگر به توصیف « فراماسون ها » از « جنبش های ماسونی » نگاهی بیندازیم، در می یابیم  که « اغتشاشات پس از انتخابات » موسوم به « جنبش سبز »  نیز  یک  « جنبش ماسونی » می باشد:(297)

 

ماسون ها در رابطه با جوامع، چنین نظری دارند:(298)

 

« مدرسه ای كه توسط مدیر ماسون اداره می شود، یك موسسه ی ماسونی محسوب می گردد. جامعه ای كه توسط یك لیدر ماسون  رهبری می شود، جامعه ی ماسونی به حساب می آید. اگر تعداد اعضایمان هم زیاد نشود، از طرف هر كسی كه می خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مكان یك موفقیت شمرده می شود. »(نشریه ی ماسون ترك – صفحه ی 3032)

 

با توجه به همین تعریف، جنبشی همچون « جنبش اغتشاشگر سبز » که از سوی کشورهای ماسونی همچون « آمریکا »، « انگلیس »، « فرانسه »، « ایتالیا » و ...  و نیز بنیاد های ماسونی همچون « بنیاد سوروس » مورد حمایت و هدایت قرار می گرفته است، مطابق تعریف خود ماسون ها نیز یک « جنبش ماسونی » تلقی می گردد.

 

البته ماجرا به همین جا ختم نمی شود، زیرا برخی گزارش ها حاکی از شرکت « سید محمد خاتمی » در « اجلاس ماسونی بیلدربرگ » می باشند:(299)

 

وجود برخی از گزارش ها مبنی بر حضور « سید محمد خاتمی » در اجلاس « بیلدربرگ » سال 1999 میلادی.

 

وجود برخی از گزارش ها مبنی بر حضور « سید محمد خاتمی » در اجلاس « بیلدربرگ » سال 1999 میلادی.

 

البته لازم به ذکر است که گزارش هایی در رابطه با ارتباط « عبدالکریم سروش » یکی دیگر از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز » با « بیلدربرگ » به گوش می رسد. بدین نحو که جایزه ی به اصطلاح ادبی ماسونی « اراسموس » از سوی خاندان  سلطنتی « برنهارد » هلند و بنیانگذار اجلاس « بیلدربرگ » به « سروش » اعطا گردید تا از خدمات وی به « فراماسونری جهانی » تقدیر گردد.(300)

 

اما نکته ی عجیبی که در حین مطالعه پیرامون فراماسونری در « آمریکای لاتین » به دست آمد و باعث تأسف و تأثر نگارنده گردید، اعطای عضویت در گروه احتمالاً ماسونی کوبایی « Order of Jose Marti » از سوی « فیدل کاسترو » رییس جمهور کوبا و یکی از اعضای برجسته ی « Order of Jose Marti » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز » می باشد.(301)

 

همانگونه که قبلاً ذکر شد، « Jose Marti » یکی از به اصطلاح انقلابیون کوبایی  بود که عضویت وی  در  گروه های  ماسونی  قبلاً  اثبات  گردید.(302) مطابق  تحقیقات  برخی از  محققان،   امروزه   یک   « Order »   احتمالاً  ماسونی  در  کوبا  با  عنوان  رسمی « Order of Jose Marti » وجود دارد(303) که مدال عضویت آن به برخی از افراد که عمده ی  آن ها  « کمونیست »  یا « فراماسون » بوده اند،  اعطا  گردیده  است.  برای  مثال « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی »  که  قبلاً  پیرامون عضویت  وی  در  گروه  ماسونی « Order of St. John »  یا « Order of Malta » بحث شد،(304) یکی از افرادی است که مدال عضویت   گروه احتمالاً  ماسونی  « Order of Jose Marti »  از  سوی « فیدل کاسترو » فراماسون به وی اعطا شده است:(305)

 

عضویت « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی »  در  گروه ماسونی  و  شیطانی « Order of St. John » یا « Order of Malta ».

 

اعطای  مدال  عضویت  گروه احتمالاً ماسونی  « Order of Jose Marti »  از  سوی  « فیدل کاسترو »  به « تابو امبکی » رییس جمهور سابق « آفریقای جنوبی ».

 

 

همچنین « شاهزاده فرا آندرو برتی »، هفتاد و هشتمین « رییس » و « استاد بزرگ » گروه ماسونی « Order of St. John » یا « Order of Malta »(306) نیز از سوی « فیدل کاسترو »، به عضویت گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti »  در آمده است:(307)

 

« شاهزاده فرا آندرو برتی »؛  هفتاد و هشتمین   « رئیس »   و  « استاد بزرگ »  گروه   ماسونی « Order of Malta » یا « Order of St. John ».

 

 

« شاهزاده فرا آندرو برتی »  هفتاد و هشتمین  « رئیس »  و  « استاد بزرگ »   گروه   ماسونی  و شیطانی  « Order of Malta »   یا  « Order of St. John »،  در  حالی  که  مدال  عضویت  در  گروه احتمالاً ماسونی  « Order of Jose Marti »  از  سوی  « فیدل کاسترو »  به وی اعطاء شده و بر سینه اش نصب  گردیده  است.   (جالب  این  که  با  همه ی  ادعاهای  « فیدل کاسترو »  درباره ی  مبارزه  با امپریالیسم،  وی « رئیس » یک گروه ماسونی با عنوان  « Order of Malta »  را که در گروه مذکور، جنایتکاران  بزرگی  چون   « جرج بوش »،  « هنری کیسینجر »،  « راکفلرها »،  « ملکه الیزابت دوم انگلستان » و ... عضو هستند،  به  عضویت گروه احتمالاً ماسونی  کوبایی  « Order of Jose Marti »  در می آورد و دست وی را به گرمی می فشارد!!!)

 

 

اما تأسف بار اینکه مدال عضویت در گروه احتمالاً ماسونی « Order of Jose Marti  »  از سوی « فیدل کاسترو » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از رهبران و مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز » اعطاء شده است:(308)

 

 

اعطای  مدال  عضویت  در  گروه  احتمالاً  ماسونی  « Order of Jose Marti »   از  سوی   « فیدل کاسترو »  به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز ».

 

 

اعطای  مدال  عضویت  در  گروه   احتمالاً   ماسونی  « Order of Jose Marti »  از  سوی  « فیدل کاسترو » به « سید محمد خاتمی » رییس جمهور سابق ایران و یکی از مغزهای متفکر « جنبش فتنه گر سبز ».

 

 

مجسمه ی  نیم تنه ی  « خوزه مارتی »  به  اصطلاح  انقلابی  کوبایی   (کسی  که  گروه  ماسونی « Order of Jose Marti » به نام وی مزین شده است!!!)  و بنای  یادبود  ماسونی  وی  که  بر  روی « هرم 13 پله ای » و « سر هرم » انتهایی آن بنا  شده  است  و  « هرم 13 پله ای »  روی 1 دلاری آمریکا را به خاطر می آورد!!!(309)

 

 

در  مورد  عضویت  « سید محمد خاتمی »  در  « Order »  و  گروه   احتمالاً   ماسونی « Order of Jose Marti » باید گفت که گرچه وی ممکن است از ماهیت دقیق این گروه خبر نداشته باشد، اما باز این سوال مطرح می شود که چه ویژگی ها و خصوصیاتی در وی وجود داشته است که از سوی سران « Order of Jose Marti » لایق اعطای عضویت این گروه دانسته شده است؟ فعالیت های وی چرا باید مورد توجه ماسون ها  باشد؟ چرا در  طی  مدت  طولانی  ارتباط « ایران » و « کوبا »، عضویت در گروه مذکور، تنها به « خاتمی » اعطاء شده است؟ آیا همسویی و هم صدایی « خاتمی » با کشورهای ماسونی، عامل این عضویت نبوده است؟ آیا ...؟

 

البته نکته ی جالب دیگری که می توان در رابطه با « جنبش فتنه گر سبز » به آن اشاره کرد، وجود شعارهایی همچون « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران » در بین شعارهای محبوب « فتنه گران » در « روز جهانی قدس »  بود(310) که  نشان  می دهد سرسلسله ی این « فتنه » به دست فراماسون هایی  در خارج کشور است که در همه حال نسبت به آرمان نهاییشان یعنی « تخریب مسجد الاقصی » و « ساخت معبد سلیمان » پایبند هستند و حتی در اغتشاشات پس از انتخابات ایران نیز این شعار را که مهمترین دغدغه ی جهان اسلام یعنی « قدس » را مورد هدف قرار داده بود، در دهان عناصر فریب خورده و پیاده نظام خود انداختند!

 

به هر حال، با توجه به مطالبی که ذکر شد، در می یابیم که کشورهای ماسونی دنیا، از هنگامی که با پیروزی انقلاب اسلامی و الهی ایران مواجه شدند و خط مشی « ضد ماسونی »، « ضد آمریکایی »، « ضد اسرائیلی »، « ضد کمونیستی »، « ضد انگلیسی » و ... آن را دریافتند، از همان روزهای اول به کارشکنی، دشمنی و نفوذ دادن برخی از عناصر خود همچون « بنی صدر » به آن پرداختند و در یکی از این ترفندها، به اسم « تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 هجری شمسی »، به دشمنی و « فتنه انگیزی »  علیه  « تمامیت نظام »  و  « آرمان های انقلاب اسلامی و الهی ایران » پرداختند.

 

متأسفانه، علاوه بر نفوذ در بین برخی از سیاسیون، در برخی جریان های فرهنگی و اقتصادی نیز نفوذ جریان شیطانی « فراماسونری » به چشم می خورد. در زمینه ی فرهنگی،  رواج  دادن  سبک  معماری  حاوی  نماد های  ماسونی  همچون  ساختمان « موسسه ی مالی و اعتباری قوامین »  به  شکل  « ابلیسک ماسونی »،  ساختمان « هتل » به شکل « هرم » در شهر « شیراز » و ... اشاره نمود:(311)

 

« هتل هرمی شکل » در دروازه قرآن « شیراز ».

 

 

 

ساختمان مرکزی « موسسه ی مالی و اعتباری قوامین » به شکل « ابلیسک » ماسونی.

 

 

از سوی دیگر مدتی است که عبارت نامأنوس و نامناسب « معمار کبیر انقلاب »(312) به جای « بنیانگذار کبیر انقلاب » درباره ی شخصیت والا و ملکوتی حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) باب شده است که بر نگرانی دوستداران فهیم این شخصیت بی نظیر، افزوده است. چرا که این اصطلاح نامناسب که معلوم نیست توسط چه جریانی به حوزه ی فرهنگ و ادبیات کشور وارد شده است، ممکن است به مبارزات عظیم این  بزرگمرد  تاریخ  علیه « فراماسونری دجال » خدشه وارد نماید.

 

 

همچنین  در  عرصه ی  اقتصادی  نیز  شرکت های  صهیونیستی  و  ماسونی  همچون « کوکاکولا »،   « نستله »   و ...   نیز   به  صورت  فعال  در  ایران  مشغول  فعالیت می باشند(313) و  حتی  آگهی های  « نستله »  نیز  از  تبلیغات  تلویزیون  ایران  پخش می شود!!!(314)

 

تبلیغات شرکت ماسونی - صهیونیستی « نستله » در تهران به زبان « عبری ».(315)

 

 

شرکت های ماسونی - صهیونیستی همچون « کوکاکولا »، « نستله »، « IBM » و ...، توپ و گلوله ی ارتش « اسرائیل (خانه ی نهایی فراماسونری دجال) » را تأمین می نمایند.

 

 

لیستی از مهمترین شرکت های « ماسونی - صهیونیستی » دنیا. (316)

 

 

گرچه نفوذ « فراماسونری دجال » و یارانش همچون « بهاییان » در اقتصاد، سیاست و فرهنگ کشورمان به « حد هشدار » و خط قرمز نرسیده است، اما نباید فراموش کرد که « انقلاب اسلامی ایران » یک انقلاب الهی است که با تمام انقلاب های جهان تفاوت دارد و وظیفه ای الهی بر عهده اش گذاشته شده است که باید آن را به نحو عالی به انجام برساند. این انقلاب عزیز از همان روزهای آغازین شکل گیری به رهبری امام خمینی (رحمة الله علیه)، خود را به عنوان برجسته ترین دشمن « فراماسونری دجال » نشان داد و با جدیت به این حرکت ادامه داد که این پشتکار رهبر، مسئولان و ملت عزیز ایران، دامنه ی مبارزه علیه « فراماسونری دجال » را به  مرزها  آنطرف تر  در  « فلسطین »،  « لبنان »،  « بحرین »،  « عراق »، « قاره ی آفریقا » و ... کشانده است و علاوه بر به راه اندازی موج « فرهنگی » علیه دجال »، به واسطه ی پیشرفت های  علمی  در عرصه هایی همچون « ساخت و تولید ادوات نظامی و موشکی »، « فناوری صلح آمیز هسته ای »، « فناوری سلول های بنیادی » و ...،(317) به لطف خدا می رود تا حلقه ی محاصره علیه « فراماسونری دجال » را تنگ تر نموده و  إن شاء الله  به زودی  و  در سایه ی پرچم موعود امم حضرت مهدی صاحب الزمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و وزیر ایشان حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)،  به  کمک  برادران  « لبنانی خود »  و  سایر  مسلمانان  آزاده، ضربه ی نهایی را بر پیکره ی « فراماسونری دجال » وارد نماید و برای همیشه بشریت را از شر این ام الفساد، نجات دهد.

 

البته مطالب فوق، تنها یک حدس و گمان و یا آرزوی صرف نیست؛ چرا که روایات آخرالزمانی نقل شده از معصومین (علیه السلام) نیز خبر از تصرف « بیت المقدس » در آخرالزمان و به دست یاران « ایرانی » حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) می دهند.

 

در مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » به صورت مفصل پیرامون آیات ابتدایی سوره ی  « اسراء »   سخن   گفته   شد   و   ذكر   گردید   كه  مطابق   آیات  مذكور،  « بنی‌ اسرائیل » دو مرتبه، فتنه‌های بزرگی در جهان به راه می‌اندازند كه در مرتبه ی دوم برای همیشه طومارشان در هم پیچیده می‌شود:(318)

 

 

 

با توجّه به اینكه تعداد زیادی از محققان قائل به این امر هستند كه اولین فتنه ی بزرگ «بنی‌ اسرائیل » سال‌ها قبل و قبل از تسلّط مسلمانان بر « اورشلیم (بیت المقدّس) » صورت گرفته است، كنكاش پیرامون فتنه ی دوم و آخر بنی‌اسرائیل كه پایان داستان این قوم است، حائز اهمیت می باشد. تعداد زیادی از  محقّقان  معتقدند  كه  فتنه ی  دوم « بنی‌اسرائیل »، از حدود 60 سال قبل و با تأسیس دولت نامشروع « اسرائیل » آغاز شده است و به همین دلیل باید كم كم  به  دنبال  یافتن  نشانه‌هایی  از  نابودكنندگان « بنی‌اسرائیل » باشیم.(319)

 

روایات در این زمینه راهگشا بوده و به تفسیر آیات ابتدایی « سوره ی اسراء » یاری می‌رسانند. در آیات ابتدایی « سوره ی ‌اسراء » از نابودكنندگان « بنی‌اسرائیل » با عبارت « بعثنا علیكم اولی بأس شدید »  نام برده  شده  است.(320) در « تفسیر عیّاشی » از امام باقر (علیه السلام) روایت شده كه حضرت بعد از آنكه آیه ی شریفه ی « بعثنا علیكم عباداً لنا أولی بأس شدید» را قرائت نمود، فرمود:

 

« مراد از این آیه، حضرت قائم (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و یاران اویند كه نیرومند و با صلابتند. »(321)

 

و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه وقتی آن حضرت، این آیه را قرائت فرمود، عرض كردیم: فدایت گردیم، آنها چه كسانی هستند؟

 

امام سه بار فرمودند: « به خدا سوگند اهل قم هستند. »(322)

 

علاوه بر روایات امید بخش فوق، در روایتی دیگر چنین بیان شده است:

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

 

« درفش‌های سیاه از خراسان بیرون آید که چیزی جلودارشان نیست، تا در ایلیاء (قدس) به اهتزاز درآیند. »(323)

 

همانگونه که می دانیم، پرچم های سیاه « بنی عباس » مقصدشان « بیت المقدس » نبود و این پیشگویی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آن ها صادق نیست؛ بلکه مقصود ایشان از پرچم های سیاه مذکور، پرچم « یاران خراسانی (ایرانی) » حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) در آخرالزمان است که به رهبری ایشان، « بیت المقدس » را از اشغال « بنی اسرائیل » آزاد می نمایند.(324)

 

لازم به ذکر است که تعدادی از روایات نیز محل نابودی و  مرگ  « دجال »  را  دروازه ی « لد » در « بیت المقدس » ذکر کرده اند(325) که این مسئله نیز با سایر روایاتی که مقصد پرچم های « ایرانی » یاور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و تنبیه کننده ی « بنی اسرائیل »  را « بیت المقدس » ذکر می نمایند، سازگار است و به نظر می رسد که « دجال » که خود از سوی « بنی اسرائیل » پرورش یافته است، در مجاورت قوم « بنی اسرائیل » و در ناحیه ی « فلسطین اشغالی » به دست حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و یاران ایشان که عمدتاً « ایرانی » نیز می باشند، به قتل خواهد رسید.

 

بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، برای « ایران اسلامی » در آخرالزمان، وظایف مهمی پیش بینی شده که یکی از مهمترین آن ها مبارزه با « دجال آخرالزمان (احتمالاً فراماسونری جهانی) » می باشد که این نبرد تا زمان  قیام  جهانی  حضرت مهدی موعود (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) ادامه می یابد و إن شاء الله به رهبری ایشان، « یاران مومن ایرانی حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) »، قدس را فتح خواهند نمود و این وعده ای است که إن شاء الله به زودی محقق خواهد گردید.

 

 منبع : وعده صادق

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی،     |
نظرات()