در نتیجه «جهان 2000» پیش‌بینی كرد كه در سال 2000 م. جمعیّت جهان در مقایسه با آنچه قبلاً انتظار می‌رفت، 170 میلیون نفر كمتر باشد. جان این 170 میلیون نفر برای مؤلّفان «جهان 2000» بهای قابل قبولی در مقابل برقراری نظم محیط زیستی و مبتنی بر بوم‌شناسی مورد نظر آنهاست. همان طور كه می‌بینید بخش اعظم این پیش‌بینی‌ها به دلیل زمینه‌چینی‌هایی كه برای آنها به عمل آمده بود، به حقیقت پیوسته است.
 
 
علّامه آیت الله سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(ره)
نظم نوین جهانی بوش چهرة‌ تحقّق یافتة طرحی است که برای نخستین بار در اوایل دهة 1349 ش. توسط «باشگاه روم»، کمیسیون سه جانبه و‌ شورای روابط خارجی «نیویورک» علناً مطرح گردید.

در سال 1359 ش. این طرح تحت عنوان «جهان 2000» رسماً توسط دولت آمریكا در پیش گرفته شد و در اواخر سال 1367 ش. طرح یاد شده در توافق‌هایی که میان دولت ریگان ـ بوش و «اتّحاد جماهیر شوروی» دربارة تحمیل یک مقرّرات و چارچوب جهانی محیط زیستی و بوم شناسی از طریق «سازمان ملل» به عمل آمد، تکمیل شد.
لیندون لاروش و هم‌فکرانش، در طول 20 سال گذشته در صف اوّل مخالفان نظم نوین جهانی بوده‌اند و تأکید کرده‌اند که پایه‌های مالتوسی این طرح، نه تنها افراد تیره پوست جهان را که هدف فوری آن هستند، نابود خواهد کرد؛ بلکه پایه و اساس تمدّن در کرة‌ زمین را از بین خواهد برد. لاروش می‌گوید: اگر آمریکاییان از جنایات هولناکی که به صورت نسل کشی «کمترین‌های جهان» صورت گیرد،‌ حمایت کنند، شاهد آن خواهند بود که کشور خودشان نیز نابود خواهد شد.

حمله به جمعیّت

تلاش در جهت برقراری نظم نوین جهانی در اوایل دهة‌ 1349 ش. به طور غیر علنی و ضمنی با حرکت بزرگ به سمت طرفداری محیط زیست و «محدود کردن رشد» آغاز شد. در پس این تلاش که هزینة‌ آن در آن زمان و همچنان در حال حاضر در درجة‌ نخست، توسط خانواده‌های حاکم و ثروتمندان، از قبیل خانوادة سلطنتی انگلستان، شرکت‌های چند ملّیتی بزرگ نفتی و مؤسّسة راکفلر تأمین می‌شد و می‌شود، این فرضیه قرار داشت که: جمعیّت جهان باید کاسته شود.

نیروی مهمّی که به این مبارزة عقیدتی قدرت تحرّک بخشید «فریب نفتی سال 1352ش.» بود که در واقع حدود 500 میلیون تن را در جهان سوم از طریق قحطی و بیماری‌هایی که طیّ چند سال بعد عارض آنها شد، از بین برد.

ابزاری که برای متقاعد کردن جهان سوم به لزوم کاهش جمعیّت به کار گرفته شد،‌ نه تنها تبلیغات، بلکه چماق صندوق بین المللی پول و بانکداری جهانی نیز بود که به صورت شرایط مدّنظر این مؤسّسات برای اعطای اعتبار،‌ برای نوآوری‌های فنّی و طرح‌های عظیم زیربنایی که می‌توانست به اقتصاد کشورهای جهان سوم کمک کند، جلوگیری کرد و با استفاده از رباخواری و درخواست‌های علنی جهت کاهش رشد جمعیّت، در بسیاری از اقتصادهای جهان سوم، انقباضات سریع به وجود آورد.

در حقیقت لاروش از دهة‌ 1349 ش. به بعد هشدار داد که شرایط مورد نظر صندوق بین المللی پول منجر به «نسل کشی» علیه جمعیّت‌های «آفریقا» و برخی از مناطق ایبریایی ـ آمریکایی و «آسیا» شده است که قابل طرح در دادگاه‌هایی چون «نورنبرگ» است.

در آفریقا سقوط اقتصادی چنان باعث گسترش مرض و قحطی شده است که جمعیّت‌های انسانی در آستانة از پای درآمدن قرار گرفته‌اند...

رئیس جمهور بوش، به عنوان یکی از طرفداران صندوق دراپر (کمیتة بحران جمعیّت) دقیقاً به این دیدگاه صحّه گذاشته است...

«جهان در سال 2000» بر این موضوع پافشاری می‌كرد كه خطّ مشی‌های صندوق بین‌المللی پول در قبال جهان سوم و خطّ مشی‌های رباخوارانه در جهان صنعتی (در آن زمان درصد نرخ بهره +20 پیشنهاد والكر) باید به همین ترتیب ادامه پیدا كند. این معنایی به جز ورشكسته كردن انرژی هسته‌ای و تمامی دیگر منابع مهمّی كه برای جلوگیری از وقایع هولناك در دهة 1360 ش. لازم بود، نداشت.

در واقع برنامة جهان 2000 چنین پیش‌بینی می‌كرد:
1. 18% كاهش در مصرف موادّ غذایی در بخش‌های عظیمی از آفریقا و آسیا تا سال 2000 م.؛
2. افزایش عظیم بیماری‌های مربوط به مدفوع در نواحی شهری جهان سوم؛
3. قیمت ارزان موادّ مخدّر و موادّ تكمیل شدة صادراتی از مناطق كمتر توسعه یافته؛
4. ادامة ارتباطات اعتباری 1359 ش. میان جهان سوم و كشورهای صنعتی؛
5. كاهش قابل ملاحظه در آهنگ رشد در كشورهای به اصطلاح پیشرفته؛
6. كاهش طول عمر مردم مختلف جهان سوم به میزان 2 الی 5/6 سال.

در نتیجه «جهان 2000» پیش‌بینی كرد كه در سال 2000 م. جمعیّت جهان در مقایسه با آنچه قبلاً انتظار می‌رفت، 170 میلیون نفر كمتر باشد. جان این 170 میلیون نفر برای مؤلّفان «جهان 2000» بهای قابل قبولی در مقابل برقراری نظم محیط زیستی و مبتنی بر بوم‌شناسی مورد نظر آنهاست. همان طور كه می‌بینید بخش اعظم این پیش‌بینی‌ها به دلیل زمینه‌چینی‌هایی كه برای آنها به عمل آمده بود، به حقیقت پیوسته است.

پایان دادن به حاكمیّت

حكّام ثروتمند طرفدار نظریّات مالتوس در شرق و غرب نمی‌توانند مطمئن باشند كه رهبران ملّی در همة كشورها، شرایط لازم برای این نسل‌كشی را به مورد اجرا گذارند. بنابراین آنها درصدد برآمدند ساختارهایی فراسوی ساختارهای ملّی، از قبیل «ناتو» یا «سازمان ملل» را مسئول پیاده كردن نظم نوین جهانی كنند.

در پاییز سال 1367 ش. ادوارد شوارد نادزه، وزیر خارجة شوروی، در سخنرانی‌هایش در سازمان ملل متحّد عملاً ایجاد نیروی پلیس بین‌المللی محیط زیستی را به منظور تضمین اطاعت همگان مطرح كرد. در واقع جنگ علیه «عراق»، نخستین اقدام نیروی پلیس سازمان ملل بود كه طیّ آن سازمان ملل به اقدامات یك جانبة آمریكا صحّه گذاشت.

در نظم نوین جهانی بوش، هر كشوری كه با ارادة پنج كشور بزرگ عضو شورای امنیّت مخالفت كند، می‌تواند در انتظار اعمال تلافی جویانه‌ای تا سر حدّ [شكست] و از جمله، نابودی كامل باشد.

تحت این برنامه، دیگر از آزادی توسعة اقتصادی اثری نیست. به عبارت دیگر اگر كشورها داوطلبانه با كاهش جمعیّت از طریق ركود و برنامه‌های ریاضت‌كشانه موافقت نكنند، نیروهای مشابه لژیون‌های «روم باستان»، این كار را به جای آنها انجام خواهند داد.

و ماحصل مطلب آن است كه این نوع مساعدت‌ها و دل‌سوزی‌ها كه ملل متّحد و سردمدارانشان برای ما می‌كنند، از عالی‌ترین قسم شیّادی و كلاه‌برداری است كه به صورت حق به جانب و كمك و معاونت، نه تنها جیب انسان را خالی می‌كنند؛ بلكه طرّارانه خود انسان را به دنبال تهی نمودن جیب به دیار عدم می‌فرستند.

ما باید پس از این سالیان متمادی بلكه قرون كثیر، دیگر فریب نخوریم و خود را طعمة آنان نسازیم. به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را.

تجربة دیگران برای ما كافی است. ما خود دنبال تجربه و امتحانشان نباشیم كه آیا راست می‌گویند یا دروغ؟!

«من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة؛ كسی كه كار تجربه شده را بار دگر خودش بخواهد تجربه نماید، ندامت و پشیمانی در آستان منزل او حلول خواهد كرد.»

و علاوه بر این، مطلب خیلی روشن است، آنها پولی می‌دهند كه با ضمیمة پول خود ما، صرف در نابودی ما و عقیم شدن مردان و زنان ما و از ریشه كنده شدن نسل ما گردد، آنگاه آن پول وام برای كنترل جمعیّت و برای سایر امور اعتباری را با بهره و ربایی معادل بیست درصد از ما أخذ می‌كنند. در این صورت، این كار جز فربه كردن خودشان و لاغر كردن ما، اثری به دنبال ندارد!

از این گذشته، معاملة ربوی و تنزیل پول مگر در شرع اسلام حرام نیست؟! ما چگونه استقراض ربوی از آنها می‌كنیم و بهره و سودی اضافه بر اصل مال بدیشان می‌پردازیم؟!
آنچه در شرع مقدّس آمده آن است كه: بهره و ربا گرفتن شخص مسلمان از كافر ذمّی اشكال ندارد، نه كافر حربی از مسلمان. آیا انقلابی حاصل شده است تا آنكه همگی آنان مسلمان و ناگهان همگی ما كافر ذمّی گشته‌ایم، تا این معامله صحیح باشد؟!

باری! نتیجة این جنایات و خیانت‌های آنان بعدها بهتر ظاهر می‌شود كه چند صباحی بگذرد و ملّت خودش را در زیر ذلّ عبودیّت بنگرد و فریاد «هل من محیص»1 وی از سویدای دلش برآید و راه چاره‌ای هم نباشد؛ زیرا خداوند می‌فرماید:
«ذلك بما قدّمت أیدیكم و أنّ الله لیس بظلّام للعبید؛2 آگاه باشید كه این نتیجه، به واسطة آن كارهایی است كه خودتان انجام داده‌اید و تحقیقاً خداوند نسبت به بندگان خود ستمگر نیست.»

باری، در اینجا كه می‌خواهیم مطلب یازدهم را كه راجع به آمار مساعدت‌های سازمان ملل متّحد به كشور ایران و سایر ممالك اسلامی است، خاتمه دهیم، چقدر مناسب است، مقاله‌ای را كه روزنامة «جمهوری اسلامی» آورده بود، ذكر كنیم. این مقاله مشتمل است بر آنكه سازمان ملل متّحد الآن اعتراف نموده، آمارهای رشد جمعیّت كه می‌داده و توصیة آنها بر كنترل جمعیّت، همگی غلط و خطا و ناشی از سیاست‌های سوء انگلستان و آمریكا بوده است كه آماری خلاف واقع و دهشت‌انگیز برای ابقای سلطة خود بر جهان سوم می‌داده‌اند و سازمان ملل متّحد را با غلط‌اندازی خود رهبری می‌نموده‌اند.

این مقاله چون اوّلاً بسیار مستند و صحیح بوده و ثانیاً حاوی مطالبی است كه همه و همه تأكید و تأیید گفتار ما از اوّل مقاله تا اینجا می‌باشد. بنابراین شایسته است ما آن را به تمام و كمال ذكر كنیم:
روزنامة «جمهوری اسلامی» در تاریخ 15 صفر 1415 ق. (3 مرداد 1373 ش.) تحت شمارة 4387 آورده است: مشكل امروز ما به هم خوردن «توازن جمعیّت» است، نه «افزایش جمعیّت».

انتشار نتایج بررسی اقتصادی ـ اجتماعی سازمان ملل در سال جاری، حاوی اعترافات تكان‌دهنده‌ای بود كه بسیار جای توجّه دارد. در گزارش این بررسی تصریح شده است كه پیش‌بینی‌های قبلی در مورد رشد جمعیّت جهانی و مسائل مربوط به آن نادرست بوده و حتّی نتیجه‌گیری‌ها و جمع‌بندی‌های مربوط به آن هم بر اساس پیشداوری‌های غلط استوار بوده و از جمله این ادّعا كه رشد جمعیّت منجر به كاهش تولید موادّ غذایی می‌شود، یك استدلال مردود است. این گزارش سازمان ملل تصریح دارد كه با پیشرفت تكنولوژی در عرصة تولید موادّ غذایی، میزان رشد این موادّ، بیش از رشد جمعیّت خواهد بود.

اینكه یك مرجع جهانی به اشتباه خود در محاسبه و جمع‌بندی گذشتة خود اعتراف كند، بسیار مقبول و پسندیده است؛ لیكن باید به بررسی علل و عوامل مؤثّر در آن اشتباهات در محاسبه و جمع‌بندی پرداخت تا مشخّص شود كه دست‌های پشت پرده در القای این شبهه‌ها، چه كسانی بوده‌اند و چه اهدافی را دنبال می‌كرده‌اند.

در این زمینه لازم است قبل از هر چیز به نقش كشورهایی بپردازیم كه گردانندة اصلی این قبیل مراكز هستند و با ارائة اطّلاعات و آمار غلط و اغراق‌آمیز، باعث می‌شوند كه گزارش یك مرجع بین‌المللی این گونه خدشه‌دار شود. آمریكا، انگلیس و برخی از كشورهای اروپایی با اعمال نفوذ در این زمینه سعی دارند، اهداف و برنامه‌های دراز مدّت خود را دنبال كنند و از جمله با اعمال سیاست‌های ضدّ جهان سومی، چنین وانمود كنند كه گویا علّت اصلی معضلات امروز جامعة بشری، افزایش جمعیّت در جهان سوم است كه منابع غذایی را محدود می‌كند، امكان شغل‌یابی را به حدّاقل می‌رساند، رفاه را به صفر می‌رساند و انسان‌ها را به خطّ فقر می‌كشاند. حال آنكه امروزه بهتر می‌توان دریافت كه این تبلیغات مبتنی بر آمار و اطّلاعات غلط و اغراق‌آمیز بوده كه یكی از عمده‌ترین اهداف آن، ایجاد انحراف افكار عمومی جهان از جریان غارت منابع و ثروت‌های جهان سوم توسط قدرت‌های سلطه‌گر و افزایش سیاست‌های نظامی‌گری در جهان است كه باعث شده ملّت‌ها ناچار شوند، بخش عمده‌ای از ثروت‌ها، منابع و درآمدهای خود را به تأمین نیازهای نظامی خود بپردازند تا بتواند آنها را در قبال بحران‌های غیرقابل پیش‌بینی و در شرایط ناخواسته حفظ كند.

اكنون خوب است به انعكاس مواضع و سیاست‌های ارائه شده از سوی سازمان ملل و سایر مراجع بین‌المللی در زمینة كنترل جمعیّت در كشورمان هم قدری بپردازیم. چرا كه امروزه همان سیاست‌ها، همان مواضع، همان شعارها بدون هیچ گونه تأمّل و دقّتی در اهداف و انگیزه‌های طرّاحان اوّلیه و منادیان آن، عیناً در كشور ما هم تكرار می‌شود و حتّی برای جا انداختن اجباری آن، اصرار چندش‌آوری صورت می‌گیرد.

آیا كشور ما واقعاً با مشكل انفجار جمعیّت به آن صورت اغراق‌آمیزی كه ابعاد آن ترسیم می‌شود، مواجه است؟ آیا راه حلّ تمامی مسائل و مشكلات امروز در برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌ها، كنترل جمعیّت است؟ یا آنكه مشكل امروز ما، عمدتاً ناشی از به هم خوردن «توازن جمعیّت» و تغییر تراكم جمعیّت در نقاط مختلف شهری و روستایی است؟
امروزه ما در بسیاری از روستاها و حتّی شهرهای كوچك با مشكل مهاجرت مواجهیم و حال آنكه برخی از شهرها به لحاظ برخورداری از امكانات نسبی خدمات بهداشتی، خدمات شهری، درآمد بیشتر و... با مشكل افزایش سرسام‌آور جمعیّت شهری مواجه است كه این مشكل عمدتاً به ضعف در برنامه‌ریزی‌ها و اجرا باز می‌گردد و باعث مهاجرت «جمعیّت مولّد» به سوی مراكز شهری و تبدیل آنها به «جمعیّت سربار» و «غیر مولّد» می‌شود.

به عبارت دیگر، آن روستایی كه در روستا به عنوان نیروی كار تلقّی می‌شود، بر اثر اعمال سیاست‌های غلط و نارسا، خود را ناچار به مهاجرت به سوی شهر می‌بیند و با مهاجرتش، دو زیان ایجاد می‌شود: نخست كاهش نیروی كار در روستا كه می‌تواند به خشك شدن و رها شدن زمین‌های قابل كشت منجر شود. دوم افزایش جمعیّت غیر مولّد در شهر كه فرصت‌های شغلی را محدود‌تر می‌كند و باعث گرایش نیروهای مهاجر به سمت مشاغل كاذب و حتّی بزهكاری می‌شود.

كاملاً روشن است كه اگر این بحران ناشی از مهاجرت را از دید تنگ و محدودی بنگریم و همه را یك سره به حساب افزایش جمعیّت بگذاریم و صرفاً همان چیزی را تكرار كنیم كه بانك جهانی و صندوق بین‌المللی پول و سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی می‌گویند، نه تنها به حلّ مسئله كمك نكرده‌ایم؛ بلكه با انحراف افكار عمومی و اتلاف سرمایه‌ها و امكانات باز هم به بیراهه رفته‌ایم.

تكرار و تبلیغ آنچه دیگران از خارج مرزها می‌خواهند، گرهی از مشكلات امروز ما باز نخواهد كرد و هرگز نمی‌تواند بر مشكل اصلی كه ناشی از مهاجرت بی‌رویة جمعیّت به سوی شهرهای بزرگ است، سرپوش بگذارد و بالاتر از آن، ضعف برنامه‌ریزی، مدیریت و اجرا در مرحلة ارائة خدمات جدّی و مؤثّر به روستاها را به طوری كه متناسب با ابعاد عظیم نیازها و كمبودها باشد، از دیدها محو نخواهد كرد.

چه بسیارند كسانی كه چندین فرزند شایسته و نام‌آور را در دامان خود پرورش داده‌اند و در عوض چه بسیاری دیگر كه حتّی شایستگی و لیاقت تربیت صحیح حتّی یك فرزند را هم نداشته‌اند. معنی صریح این عبارت این است كه نمی‌توان با مردم به صورت گلة گوسفند برخورد كرد و قابلیت‌ها، مهارت‌ها و شایستگی افراد و خانواده‌ها برای تربیت صحیح فرزندان صالح و كارآمد را یكسره نادیده گرفت و برای خوشایند گردانندگان مراجع بین‌المللی كه امروز دروغ بودن حرفشان را خودشان هم اعتراف دارند، یكسره، همه چیز را زیر پا گذاشت و چنین وانمود كرد كه گویا انفجار جمعیّت، همة سرمایه‌ها، ثروت‌ها و امكانات كشور را می‌بلعد.


ماهنامه موعود شماره 114

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة ق (50)، آیة 36.
2. این آیه در دو جای قرآن كریم است. اوّل، آیة 182؛ سورة
آل عمران و دوم آیة 51، سورة انفال.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: آخرین بیماریها، فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی،     |
نظرات()