خبرگزاری فارس: استفان كینزر در مصاحبه‌ای كه در یك پایگاه اینترنتی غربی انعكاس یافت به نقش شركت بریتیش پترولیوم در وقایع مرداد ماه 1332 در كشورمان نیز اشاره كرد.


به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی "دموكراسی‌ اكنون " (Democracy Now) مصاحبه‌ای را از "استفان كیزر " (Stephen Kinzer)، نویسنده مشهور كتاب "همه مردان شاه " منتشر كرده كه طی آن كینزر اشاراتی به نقش شركت بریتیش پترولیوم (British Petroleum) كه به اختصار بی‌پی خوانده می‌شود در كودتای ننگین 28 مرداد 1332 كرده است.
بی‌پی همان شركتی است كه اكنون افتضاح گسترده‌ای را در خلیج مكزیك به بار آورده و نشت نفت از تاسیسات این شركت به محیط زیست و اقتصاد منطقه مزبور آسیب‌های فراوانی وارد ساخته است. مصاحبه‌كننده با كینزر شخصی است به نام "امی گودمن " (AMY GOODMAN) كه در این مصاحبه سوالات متعددی را از كینزر پرسیده است.

آنچه در ذیل می‌خوانید گزارشی است كه فارس از این مصاحبه برای خوانندگان خویش فراهم كرده است.

در ابتدای این مصاحبه گودمن به برخی مسائل روز بین‌المللی اشاره كرده است، به تصریح وی رژیم صهیونیستی پس از حمله به كاروان آزادی غزه، اكنون تحقیقاتی را در خصوص این واقعه ترتیب داده است. در این حادثه 9 شهروند ترك كه یكی از ایشان ملیت آمریكایی نیز داشت به قتل رسیدند. رژیم صهیونیستی با تقاضاهایی كه مبنی بر تحقیق بین‌المللی در این خصوص مطرح شد مخالفت كرد اما اجازه داد كه 2 ناظر بین‌المللی بدون حق رای در كمیسون تحقیق حضور داشته باشند. هر چند كه آمریكایی‌ها این اقدام صهیونیست‌ها را "گامی بلند به پیش " خوانده‌اند اما ترك‌ها در این خصوص تاكید كرده‌اند كه "ما به هیچ وجه به اسرائیل اعتماد نداریم، چطور ممكن است كه رژیمی كه در آب‌های بین‌المللی به كشتی حامل كمك‌های انسان دوستانه حمله می‌كند، بتواند تحقیقاتی بی‌طرفانه را به انجام رساند؟ " سطح روابط رژیم صهیونیستی با تركیه پس از حمله این رژیم به كاروان آزادی به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.
در عین حال، تركیه در كنار برزیل با ایران در خصوص یك توافقنامه مبادله سوخت مذاكره كرده‌اند و همچنین به قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت سازمان ملل متحد رای منفی داده‌اند.
گودمن پس از ذكر مطالب فوق به معرفی كینزر پرداخته و وارد مصاحبه اصلی با وی شده و خطاب به كینزر می‌گوید: پیش از آنكه به مواردی همچون ایران، تركیه و رژیم صهیونیستی پرداخته شود دوست دارم كمی در زمان به عقب بازگردیم. رئیس جمهور اوباما به خلیج مكزیك سفر كرده و چند روزی را آنجا سپری خواهد كرد اما نكته عجیب این است كه كمتر كسی در خصوص تاریخچه بی‌پی سخنی به میان می‌آورد. برای شروع لطفا در مورد تاریخچه این شركت توضیح دهید.
كینزر در پاسخ به این مطلب می‌گوید: تاریخچه شركتی كه ما اكنون از آن به عنوان بی‌پی یاد می‌كنیم طی 100 سال گذشته همگام با منحنی سرمایه‌داری چند ملیتی حركت كرده است. این شركت در دهه اول قرن بیستم و برای اكتشاف نفت در ایران آغاز به كار كرد. این شركت در ابتدا مجموعه‌ای خلاق و خطرپذیر بود كه زمین‌شناسانش در صحراهای ناشناخته به دنبال نفت بودند و سرانجام موفق به كشفی شدند كه تا آن زمان نمونه آن وجود نداشت. بی‌پی شركتی بود كه در ابتدا فهمید كه ایرانیان بر روی اقیانوسی از نفت نشسته‌اند و سپس تلاش كرد تا این نفت را از آن خود كند! ایشان در قراردادی متقلبانه با گروهی از مقامات پادشاهی رو به زوال وقت ایران كه همگی نیز از شركت رشوه دریافت كرده بودند، شركت نفت ایران و انگلیس را تشكیل دادند و صاحب تمام منابع نفت ایران شدند. به این ترتیب جز این شركت، شركت دیگری حق نداشت كه در ایران به اكتشاف، استخراج و فروش نفت بپردازد.

* رفاه مردم انگلیس، مدیون نفتی بود كه ثروت ایرانیان محسوب می‌شد

نویسنده كتاب همه مردان شاه ادامه می‌دهد: اندكی پس از این كشف بزرگ، دولت بریتانیا تصمیم گرفت كه این شركت را خریداری كند. لذا پارلمان بریتانیا قانونی را گذرانده و 51 درصد از سهام این شركت را به تصرف دولت انگلیس درآورد. "در تمام دهه‌های 1920، 1930 و 1940، تمام رفاهی كه مردم انگلیس به دست آوردند مدیون نفت ایران بود. " تمام كامیون‌ها و جیپ‌های انگلیسی به لطف نفت ایران راه می‌رفتند. تمام كارخانجات در سراسر بریتانیا از پولی تغذیه می‌كردند كه از نفت ایران حاصل می‌شد. ناوگان پادشاهی بریتانیا كه قدرت این كشور را در تمام جهان به منصه ظهور می‌گذاشت 100 درصد از نفت ایران تغذیه می‌شد. لذا این شركت و نفتی كه از ایران برداشت می‌كرد به یكی از اركان زندگی بریتانیایی‌ها تبدیل شد.
پس از جنگ جهانی دوم و آنگاه كه نسیم ملی‌گرایی و مبارزه با استعمار در میان كشورهای در حال توسعه وزیدن می‌گرفت، این عقیده در میان ایرانیان رشد یافت كه "ما باید نفت را دوباره از آن خود كنیم. " همین تفكر بود كه "محمد مصدق " را به قدرت رساند. مصدق سرشناس‌ترین چهره در دوران دموكراتیك ایران در دهه‌های 1940 و 1950 میلادی بود. خواسته مصدق در خصوص ملی شدن صنعت نفت با رای قاطع نمایندگان مجلس وقت ایران به تصویب رسید و قرار بر این شد كه شركت نفت انگلیس و ایران ملی شود و این چنین ملی ساختن نفت در ایران انجام شد.
وی در ادامه گفته‌های خود در این مصاحبه افزوده است: بریتانیا و متحدینش در ایالات متحده به‌شدت در برابر این اقدام ایرانیان ایستادند و پس از آنكه موفق به جلوگیری از جریان ملی شدن نفت در ایران نشدند كودتایی را ترتیب دادند كه در 1953 دولت مصدق را از كار بركنار كرد. این كودتا نه تنها پایانی بر دولت مصدق در ایران بود بلكه پایان دموكراسی در این كشور نیز بود. از آن پس شاه 25 سال به وسیله سركوب بر ایران حكومت كرد. این شیوه حكومت شاه سرانجام منجر به انقلابی در اواخر دهه 1970 میلادی شد كه منجر به روی كار آمدن نظام اسلامی در ایران شد.
بنابراین، در واقع دفاع از منافع همین شركتی كه امروز به بی‌پی موسوم است منجر شد تا آمریكا و انگلیس متحد شده و دولت دموكراتیك ایران را ساقط كنند و تمام نتایجی كه در نیم قرن اخیر در ایران حادث شده است به همین مسئله باز می‌گردد.

* ایران، اولین هدف كودتاهای سازمان سیا!

در ادامه مصاحبه گودمن می‌پرسد كه آیا برادران "دالس " (Dulles) و نواده "تدی روزولت " (Teddy Roosevelt) هم در این ماجراها نقش داشتند؟
كینزر پاسخ می‌دهد: اینجا از آن جاهایی است كه تاریخ به انسان چشمك می‌زند! بله! كاملا جالب است كه تئودور روزولت كه خودش ایالات متحده را به دوران تغییر رژیم در سایر نقاط جهان البته به روش سنتی وارد كرد، نواده‌ای داشت كه دوران جدیدی از مداخلات مدرن را در دیگر كشورها آغاز كرد. به خاطر داشته باشید كه ایران اولین كشوری بود كه سازمان سیا در آن اقدام به تغییر دولت كرد. آن زمان كه تدی روزولت راسا به تغییر دولت در سایر كشورها اقدام می‌كرد سازمان سیا موجودیت نداشت. لذا هر یك از ایشان دورانی از مداخله‌جویی آمریكایی را آغاز كرده‌اند.
گودمن سوال می‌كند: چرا آمریكا باید برای دفاع از شركتی كه اكنون بی‌پی خوانده می‌شود، وارد عمل می‌شد؟
نویسنده كتاب همه مردان شاه جواب می‌دهد: علل مختلفی برای این امر قابل ذكرند اما به نظر من دو علت كلیدی را می‌توان ذكر كرد. اولین علت ایده‌ای بود كه آیزنهاور و دالس با آن در سال 1953 بر سر كار آمدند. سیاست جدید آنها مبارزه با كمونیسم بود اما به درستی نمی‌دانستند كه چه كار می‌توانند بكنند؟ آنها نمی‌توانستند به شوروی یا چین حمله نظامی ترتیب دهند. اینجا بود كه انگلیسی‌ها زیركی لازم را به خرج دادند. طبیعی است كه اگر بریتانیا نماینده خود را به واشنگتن می‌فرستاد و از دولت آمریكا می‌خواست تا دولت مصدق را سرنگون كند تا در نتیجه بریتانیا به نفت خود برسد، آمریكایی‌ها اهمیت چندانی به این موضوع نمی‌دادند. لذا بریتانیا شرایط را برای متحدین آمریكایی خود به گونه‌ای جلوه داد كه انگار مصدق در حال سوق دادن ایران به سوی كمونیسم است و این درست همان چیزی بود كه آمریكایی‌ها در دهه 1950 میلادی از آن وحشت داشتند! البته مصدق آریستوكراتی بود كه موافقتی با نظریات ماركسیستی و سوسیالیستی نداشت اما می‌توانست تا آن حد ضعیف جلوه داده شود كه در حال سقوط به نظر بیاید و ادعا شود كه پس از سقوط وی كمونیست‌ها كشور را قبضه خواهند كرد.
دومین علت این بود كه آمریكایی‌ها واقعا نسبت به دوران پس از مصدق در هراس بودند. آنها می‌دانستند كه او با كمونیست‌ها همراه نیست اما می‌ترسیدند كه شرایطی را در ایران فراهم آورد كه یك دولت كمونیست در ایران بر سر كار بیاید.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 تیر 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: حوادث تاریخی،     |
نظرات()