همه ساله هفته قوه قضائیه در حالی برگزار می‌شود كه كمتر به آسیب‌ها و مشكلات آن در رسانه‌ها توجه می‌شود. بی‌شك یكی از ویژگی‌های لازم برای قضات و مسئولان قضایی، توصیه ناپذیری آنها است. یكی از الگوهای معاصر توصیه ناپذیری در دستگاه قضا را می‌توان شهید سید اسدالله لاجوردی دانست. لاجوردی كه حتی در پرونده یك شیاد آشنا به قانون كه توانسته بود منزل خواهر او را تملك كند، حاضر نشد علی‌رغم علمش به مظلوم واقع شدن خواهر، برای او توصیه كند. این روحیه او در برابر دشمنان نظام دو چندان می‌شد و از این رو توصیه‌كنندگان برای منافقین در چشم او بسیار كریه بودند. آنچه در پی می‌آید، یكی از اینگونه پرونده‌ها است كه در برابر آن او مرگ خود را از خدا می‌خواهد و به خوبی نشان‌دهنده نقاطی كه از آن آسیب دیده‌ایم، است.

برای او یكی از مهم‌ترین پرونده‌های دوران دادستانی‌اش پرونده "نوشین نفیسی" بود. اهمیت پرونده نفیسی تا حدی بود كه لاجوردی در سخنرانی تودیع خود با اشاره به آخرین حضورش قبل از عزل در شورای عالی قضایی می‌گوید: «گفتم نوشین نفیسی را آزاد می‌كنید تا پدرش خوشش بیاید؛ اینكه مركزیت و محور آزاد شود و زیرمجموعه آن اعدام، ظلم است. چرا پنج ردیف زیر او اعدام بشود اما مركزیت آزاد بشود؟ این ظلم است و اگر قرار است یك وقت خدای نكرده این نظام جمهوری اسلامی لطمه بخورد، از ناحیه این ظلم‌ها است. اینها ظلم است و ظلم قابل تحمل برای امثال من نیست.»

نوشین نفیسی فرزند دكتر ابوتراب نفیسی، پزشك مخصوص آیت الله منتظری است كه در سال 1338 در اصفهان متولد شده و در سال 1358 به عضویت گروه ماركسیستی پیكار در می‌آید. برادران نوشین نفیسی، سعید و مجید نیز از كادرهای ارشد گروهك پیكار بودند.

"سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر" پس از کودتای خونین تغییر ایدئولوژی در سازمان منافقین توسط عناصر ماركسیست سازمان كه ارتداد خود از اسلام را مخفی نمی‌كردند، در آذرماه 1357 شكل گرفته بود و در طول سال‌های نخست انقلاب، همواره به انجام فعالیت‌های تروریستی علیه نظام می‌پرداخت و از جمله گروه‌هایی بود كه در آشوب‌های كردستان و خوزستان نقش جدی ایفا كرد. بمب‌گذاری، غارت بانك‌ها، انهدام پل‌ها و جاده‌ها و تصرف پادگان‌ها در كنار جاسوسی و انتقال اطلاعات از طریق عواملی كه در كشورهای لیبی، یمن جنوبی و عراق با آنها در ارتباط بودند، از جمله فعالیت‌های این گروهك در شرایطی بود كه كشور درگیر دفاع مقدس نیز شده بود؛ آنچنان كه این سازمان خشن ترین سازمان كمونیستی در ایران پس از انقلاب اسلامی نامیده شده است.

تقی شهرام رهبر این سازمان در تیرماه ۱۳۵۸ شناسایی و دستگیر شد و برخی دیگر از اعضای مركزیت سازمان نیز به مرور دستگیر شدند و بدین صورت امكان ترقی برخی عناصر پائین تر به مركزیت فراهم شد. پس از خرداد 1360 و ورود مستقیم گروهك‌ها به جنگ مسلحانه با نظام، نوشین نفیسی به رهبری "جناح انقلابی" یا "جناح فراكسیون" راه كارگر،- پیكار می‌رسد. نام مستعار او در تشكیلات ثریا بوده وبه همراه همسرش با نام مستعار حسین و بهمن محمودی با نام مستعار سیاوش اعضای رهبری جناح انقلابی پیكار را تشكیل می‌دادند. در تابستان 1361 با شناسایی كامل این گروهك، نوشین نفیسی، همسرش، بهمن محمودی و چند عضو دیگر بازداشت می‌شوند.

شش ماه بعد بهمن محمودی و حسین و بسیاری از اعضای پائین دست این گروهك به جرم كشتار مردم بی گناه به اعدام محكوم می‌شوند. نوشین نفیسی نیز در دادگاه انقلاب محكوم به اعدام می‌شود اما دخالت‌منتظری كه به عنوان قائم مقام رهبری اختیار عفو محكومان را داشت، سبب می‌شود تا در اقدامی نادر، حكم اعدام او به آزادی تخفیف خورد.

در تاریخ 25/9/63، یوسف صانعی دادستان وقت كشور در نامه ای به آیت‌الله موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی كشور و رئیس شورای عالی قضایی می‌نویسد: «با توجه به سیاست كلی فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری در رابطه با برخورد با افراد وابسته به گروهك‌ها و زندانیان و با توجه به عنایت خاص ایشان نسبت به جناب آقای دكتر نفیسی حسب نقل آیت الله محمدی گیلانی و با عنایت به این كه افراد نزدیكی از این خانواده محكوم به اعدام و حكم درباره آنها اجرا گشته و با عنایت به تعهد اسلامی و تخصص خود جناب آقای دكتر نفیسی و با توجه به تعهد پیوست تقاضا می‌شود. از محضر امام امت مدظله العالی دو درجه تخفیف برای محكومه نوشین نفیسی صبیه آقای دكتر نفیسی درخواست شود. ا- مجازات اعدام او به 15 سال زندان 2- مدت حبس وی به 5 سال معلق شود . بدیهی است پدرش حاضر به ضمانت هم می‌باشد.» بدین شكل زمینه آزادی عضو مركزیت یك سازمان كه به جنگ مسلحانه با نظام پرداخته است، فراهم می‌شود.

آیت الله موسوی اردبیلی نیز در نامه‌ای به شهید لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی تهران می‌نویسد: «چون با پیشنهاد دادستان محترم كل كشور در جلسه شماره 636 – 25/9/63 شورای عالی قضایی تصویب شده است، تخفیف مجازات اعدام محكوم نوشین نفیسی فرزند ابوتراب به پانزده سال حبس و تعلیق حبس به مدت پنج سال موافقت و به تایید حضرت امام خمینی رهبر كبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران رسیده است. مراتب جهت اقدام قانونی اعلام می‌گردد.»

شهید لاجوردی نیز در پشت برگه حكم آزادی نوشین نفیسی كه به وی ابلاغ شده بود، می‌نویسد: «زندانی نوشین نفیسی یكی از خبیث‌ترین و متعصب‌ترین افراد نادری است كه در زندان تحمل كیفر می‌نماید، ولی با شیوه‌های منافقانه به دروغ خود را بریده نشان می‌دهد. بدیهی است كسی كه از مركزیت جناح انقلابی منشعب از پیكار مرتد محارب باشد، آزادیش چه مقدار برای جامعه خطرناك است، ولی چه می‌شود كرد؟! چون دستور آزادیش صادر شده چاره ای جز آزاد كردن نیست. (گرچه با تمام وجود مخالف آزادیش هستم و معتقدم اگر قرار باشد مركزیت سازمان الحادی با آن همه جنایت و آمریت در كشتار مردم مسلمان و بی‌گناه و ... داشتن همه وزر و وبال اعضا و هواداران اعدام شده سازمانش، آزاد شود، پس ...؟!! خدایا تو شاهدی با دیدن این نامه و تبعیض غیرقابل تصور مرگ خود را از تو خواستم!) لذا با سپردن كفیل و وثیقه‌ای معادل یك میلیون تومان آزاد شد. 2/10/ 63»

ممكن است در ذهن مخاطب چنین پرسیده شود كه چرا امام خمینی در این پرونده چنین حكمی را صادر كرده بودند. امام خمینی در مقاطعی بیش از 40 مسئولیت از مسئولیت‌های خویش را به قائم‌مقام خویش واگذار كردند و در آنها دخالت نمی‌كردند كه از آن‌جمله اختیار عفو زندانیان بود. این رویه امام سبب شد در زمان حیات ایشان عدم صلاحیت منتظری اثبات شود و خطری بزرگ از نظام جمهوری اسلامی دفع شود. یكی از اولین مواردی نیز كه امام از او صلب اختیار كردند، اجازه‌ای بود كه در عفو زندانیان طبق اصل 110 قانون اساسی بر عهده رهبر انقلاب گذاشته شده و امام به او تنفیذ كرده بودند.

آنچنان كه هاشمی رفسنجانی در خاطرات سه‎شنبه بیست‎ودوم مهر 1365 خود نوشته است: «آقای عبدالله نوری آمد و گفت آیت‎‎الله منتظری در عكس‎العمل جریان بازداشت گروه سید مهدی هاشمی، ملاقات‎ها را تعطیل كردند. مدتی كه در جلسه علنی بودم، مراجعه‎های زیادی از نمایندگانی در همین خصوص داشتم. نگرانی شدیدی در نمایندگانی كه مطلع شده‎اند؛ بروز كرده است... نزدیك غروب به منزل آقای منتظری رسیدیم. كمی پشت در معطل شدیم. ظاهر این بود كه ایشان مصمم بوده كسی را نپذیرد... ایشان از دستور امام در خصوص تعقیب گروه سید مهدی هاشمی رنجیده‎اند و دستور امام به این‎كه دیگر عفو زندانیان با آقای منتظری نباشد...»

به نقل از رجا نیوز

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 تیر 1389    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: حوادث تاریخی،     |
نظرات()