در آن زمان، روس و ایران درگیر جنگ بودند و براساس قرارداد فین کنشتاین که بین ایران و فرانسه به امضا رسیده بود، قرار بود فرانسه در جنگ با روسیه به ایران کمک کند. هنگامی که در سال 1807 بدون اطلاع ایران، قرارداد دوستی (تیلسیت) بین آلکساندر تزار روسیه و ناپلئون امپراطور فرانسه در کنار رود نیمن در لهستان به امضا رسید، خبر امضای این قرارداد توسط انگلیس به اطلاع فتحعلیشاه رسید و انگلیس با افشای ماهیت فرانسه از موقعیت استفاده کرده و بر نفوذ خود در ایران افزود

دومین فراماسونر ایرانی میرزا ابوالحسن خان ایلچی وزیر خارجه ی فتحعلیشاه بود که مدت 35 سال از انگلستان مقرری دریافت می کرد. او توسط سرگور اوزلی وارد لژ فراماسونری انگلیس شد و به سمت ریاست فراماسونری ایران تعیین گردید. او با امضای قرارداد مفصلی با انگلیس ایران را به طور غیر مستقیم مستعمره ی آن کشور کرد و نیز با همکاری اوزلی که واسطه ی ایران و روسیه شده بود، با امضای قرارداد انگلستان17 شهر قفقاز را از ایران جدا کرد. آن چه که باید مورد توجه قرار گیرد اصرار اوزلی به وارد کردن درباریان ایران جرگه فراماسونرهاست که به منظور نفوذ در سازمان های کشور و ایجاد هسته های اولیه ی تشکیلات فراماسونری صورت می گرفت.در سال 1815 میرزا صالح شیرازی دانشجوی اعزامی به خارج از کشور، توسط سرگوراوزلی به لژ فراماسونری پیوست. او بعدها واسطه ی گفتگوهای محرمانه ی خانواده ی سلطنتی قاجار با انگلیس بود و طرفین به او اعتماد کامل داشتند. 
در سال 1817 مهندس میرزا جعفر خان فراهانی ملقب به مشیرالدوله که وی نیز از دانشجویان اعزامی به خارج از کشور بود، به فراماسونری ملحق شد و نقش مهمی در ترویج آیین فراماسونری در عهد ناصری داشت.ابوطالب پسر میرزا مهدی کاشی یکی دیگر از پیشگامان فراماسونری در ایران است. او در سال 1857 برای انجام مأموریتی سیاسی به فرانسه رفت، ولی در همان ابتدای ورود با همه ی همراهانش که یکی از آنان میرزا ملکم خان بود، به عضویت لژ گرند اوریان فرانسه در آمد. در اثبات وابستگی ملکم خان به اهداف فراماسونری همین بس که پیمان پاریس را در سال 1857 با انگلیس به امضا رسانید و افغانستان را به انگلیس واگذار کرد. 
در زمان محمد شاه سه شاهزاده ی فراری ایرانی (رضا قلی میرزا، تیمور میرزا و نجف قلی میرزا پسران حسنعلی میرزا فرمانفرمای فارس) که پدرشان در جنگ با علیخان معروف به عادل شاه که از بزرگان قاجار بود، شکست خورده بود، از شیراز گریختند و سر از لندن در آوردند و در لندن فریزر مأمور انگلیس آن ها را به لژهای فراماسونری راهنمایی کرد. در سال 1863 و در زمان ناصرالدین شاه، میرزا فتحعلی آخوند زاده که دارای افکار سکولاریستی بود، اعلام می کرد که تنها راه رهایی ایرانیان از قید استبداد، ایجاد انجمن های سرّی فراماسونری و آموختن دانش هاست. او که سعی می کرد با نوشته های خود، زمینه ی تعصب دینی و ملی را به شدت تضعیف کند، تز پروتستانیزم اسلامی را مطرح کرد تا اسلام را با اومانیسم فراماسونری منطبق سازد. 
دومین فراماسونر معروف عهد ناصری، میرزا یوسف خان مستشارالدوله صاحب کتاب «یک کلمه» است. او که در سال 1869 وارد لژ کلمانیه ی فرانسه شد، خواهان جدایی دین از سیاست و مانند آخوندزاده و ملکم خواستار تغییر حروف الفبا در ایران بود. او چنان هواخواه غرب بود که در آن شرایط نابسامان اقتصادی ایران از دولت می خواهد که به انگلیس اجازه دهد که راه آهن را در ایران برپا کند! در سال 1857 میرزا ملکم خان (ناظم الدوله) وارد لژ فراماسونری شد. او از مؤثرترین افراد برای ترویج اندیشه ی تقلید از غرب در همه ی زمینه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بود. وی با همکاری صدراعظم فراماسونر یعنی میرزا حسین خان سپهسالار، امتیاز بهره برداری از مراتع و معادن و جنگلها و گمرکات جنوب و احداث راه آهن و کشیدن مخابرات را به یک یهودی تبعه ی انگلیس به نام رویتر واگذار کرد. 
یکی دیگر از فراماسونرهای معروف این زمان، میرزا خان قمی ملقب به مشاور الملک بود. او برای تحصیل به فرانسه رفت، وارد لژ «سنسر امیتیه» گردید. و در دانشگاه سوربن پاریس زیر نظر پروفسور لودیه کاشف سیاره ی نپتون به تحصیل ادامه داد. وی خود موفق به کشف یکی از اقمار مشتری گردید که به نام او به ستاره ی محمودی شهرت یافت. در متن دیپلم ماسونری او آمده است: «ما استادان کرسی و افسران صاحب مقام لژ ماسونی این یک رمز آن هاست... im, in, st در روز بیست و نهم ماه دوم سال حقیقی 5865 (سال یهودی) و با حضور اعضای شورای عالی تصدیق می کنیم که برادر خیلی ارجمند و عزیزمان میرزا محمود منجم، متولد قم در ایران، 29 ساله در میان ما پذیرفته شد». 
قابل ذکر است که فراموشخانه ی ملکم بعد از چهار سال فعالیت و وارد کردن تعداد قابل توجهی از اعضای دربار به جرگه ی فراماسونری به فرمان ناصرالدین شاه تعطیل شد، اما بعدها مجمع آدمیت براساس تعالیم ملکم تأسیس شد که رئیس آن عباسقلی خان آدمیت بود. نخستین تعهدی که از اعضای انجمن آدمیت گرفته می شد سکوت بود. اعضای انجمن به سه دسته تقسیم می شدند: هادی، امین و آدم. هادی کسی بود که امور داخلی و خارجی مجمع را اداره می کرد و سیاست کلی با نظر او تعیین می شد. امین به کسی گفته می شد که 12 نفر واجد شرایط را عضو کند و در این صورت او می توانست با اجازه ی مدیر، مجمعی را در شهر خود تأسیس کند. آدم نام همه ی اعضا بود که سه تکلیف بر عهده داشتند: نخست آن که با امین ارتباط برقرار کنند، دوم آن که به ورود خود در جامعه اقرار داشته باشند و سوم آن که دستورات را اجرا کنند. 
مجمع آدمیت در زمان محمدعلی شاه تلاش می کرد که اعضای سرشناس خود را افزایش دهد و سرانجام موفق شد دکتر محمد مصدق و سالارالدوله شاهزاده را به عضویت خود در آورد. 
در سال 1275 مظفرالدین شاه به سلطنت رسید. در این زمان مهم ترین فراماسونرها عبارت بودند از شیخ حسن خان مشیرالدوله که سفیر ایران در عثمانی بود و همان جا به لژ فراماسونری پیوست. بعد از او نوبت به میرزا نصر الله خان مشیرالدوله می رسد وی که ابتدا وزیر خارجه و سپس وزیر لشگر شد او از عواملی بود که امتیاز نفت را به ویلیام ناکس دارسی واگذار کرد و نیز با واگذاری گمرکات شمال، برای مسافرت شاه به اروپا از روسیه وام دریافت نمود. یکی دیگر از اقدامات او تأسیس مدرسه ی سیاسی در تهران بود. 
در سال 1899 مدرسه ی سیاسی تهران تأسیس شد تا فراماسونرها شاگردانی را تربیت کنند که آینده ایران را به دست گیرند. خان ملک ساسانی که خود مدت کمی در این مدرسه بود، ولی به زودی بیرون رفت و برای ادامه تحصیلاتش رهسپار فرانسه شد، می نویسد: «مدیران و معلمین آن اکثراً فراماسونر بودند. از معلمین آن ها برای نمونه اردشیر جی که فراماسون معروف است در ایران نفوذ فوق العاده داشت، بعدها پسرش به نام شاپور جی که فراماسونر بود و از ملکه انگلیس لقب (سر) گرفت در انتخاب شاگردان این مدرسه فعالیت تمام داشت». 
فراماسونر معروف دیگر میرزا حسن خان مشیرالدوله است که در پاریس به لژ گراند اوریان پیوست. او پس از بازگشت به ایران وزیر خارجه شد و در همین زمان بود که روس و انگلیس قرارداد 1907 را بین خود امضا کرده و ایران را تقسیم کردند. 
در سال 1907 لژ بیداری ایرانیان تشکیل شد. رئیس این لژ رل فرانسوی بود. مداخلات این لژ در امور مربوط به نهضت مشروطه به اوج خود رسید. به طوری که یکی از اعضای آن به نام شیخ ابراهیم زنجانی رئیس دادگاه فاتحان تهران گردید. 
محمود عرفان از اعضای لژ مهر در مجله ی یغما، با افتخار از نقش فعال ماسونرها در انقلاب مشروطیت چنین یاد می کند: «تاریخ فراماسونها در ایران با تاریخ مشروطیت بی ارتباط نیست و مشروطیت ایران یکی از وقایع بزرگ تاریخ ماست، نه تنها فراماسونرها در مشروطیت دخالت داشتند، بلکه انجمن های فرعی و وابسته ی آن ها که ظاهرشان شباهتی با سازمان های ماسونی نداشت نیز علناً در مشروطیت دخالت داشتند که از همه مهم تر انجمن اخوت را می توان نام برد». 
پس از پیروزی مشروطه خواهان بر محمدعلی شاه قاجار، اداره ی امور کشور به دست کسانی افتاد که اکثراً از اعضای لژ بیداری بودند و در واقع تصمیم گیری درباره ی امور کشور در لژ بیداری صورت می گرفت. 
ظل السلطان حاکم جبار اصفهان که پس از پیروزی مشروطه خواهان موقعیت خود را از دست داده بود. می دانست که مرکز تصمیم گیری کشور جایی جز لژ بیداری نیست بنابراین از آن لژ تقاضا کرد که وی را در حکومت اصفهان ابقا نماید. 
لژ بیداری ایرانیان با کمک اردشیر جی احمد شاه را از کار برکنار و زمینه را برای روی کار آمدن پهلوی آماده کرد. اردشیر جی مشاور مخصوص سفارت انگلیس در تهران بود. ازاعضای مهم این لژ می توان از فروغی ذکاءالملک و سید حسن تقی زاده نام برد. گر چه رضا شاه به فروغی لقب «خرس جهود» داده بود، ولی او درباره ی تاجگذاری رضا شاه گفته بود: «وقتی که اعلی حضرت تاج را تاج به سر گذاردند من دیدم نوری از جمال مبارک تلألؤ کرد». 
سید حسن تقی زاده قرارداد نفتی 1933 را که قرار بود نفت دارسی را به مدت سی سال تمدید کند امضا نمود و بعدها گفت که آلت فعل بوده است. 
لژ بیداری در دوره ی رضا شاه نیز به فعالیت خود ادامه داد و اعضای آن در تحکیم مبانی ضد دینی حکومت پهلوی و مسلک میهن پرستی افراطی آن نقش اساسی بازی کردند. در سال 1319 و در پی کشته شدن «ارباب کیخسرو شاهرخ» دبیر این لژ، این لژ به فعالیت رسمی خود خاتمه داد. 
براساس تصمیم گیری انگلیس و با ورود متفقین به ایران در شهریور 1320، پهلوی دوم به سلطنت رسید و این بار هم فروغی در تحکیم دوباره ی رژیم پهلوی نقش خود را ایفا کرد. قابل ذکر است که لژ روشنایی که اعضای آن کادرهای سیاسی و جاسوسی انگلیس و تعدادی ایرانی بودند در جریان هجوم متفقین به ایران به نحوی هماهنگ با آن ها در جنوب کشور همکاری می کردند. این لژ در شب حمله به ایران ضیافتی ترتیب داد و افسران ایرانی را به ضیافت شام دعوت کرد. لژ دیگری به نام پیشاهنگ آبادان نیز مأموریت یافت که افسران ایرانی را در مهمانی ها سرگرم کند. 
بعد از شهریور 1320 و در پی سقوط رضاخان، لژ بیداری فعالیت خود را از سر گرفت. 
در سال 1320 لژ همایون جانشین لژ بیداری گردید. مؤسس این لژ محمد خلیل جواهری بود که در بیروت به عضویت سازمان فراماسونری درآمده بود. او می گوید: در تمام مدت پنج سال فعالیت لژ، دکتر هومن (استاد فلسفه ی دانشگاه تهران) دست راست و سید محمدعلی امام شوشتری دست چپ من می نشستند و مهندس اصغر مافی دبیر لژ بود. 
در دهه ی 1330شعبات لژهای آمریکایی مانند کلوپ روتاری و باشگاه های لاینز و انجمن تسلیح اخلاقی در ایران شروع به فعالیت کردند که در فصل سوم به معرفی بیشتر آن ها خواهیم پرداخت. در این دهه لژهایی دیگر مانند لژ مولوی، لژ تهران، لژ کوروش، لژ مهر، لژ ستاره سحر، باشگاه حافظ، انجمن طرفداران زکریای رازی، انجمن طرفداران خواجه نصیر طوسی و غیره مشغول فعالیت بودند. به طور کلی اعضای این لژها همگی از مقامات کشوری و لشگری و دانشگاهی بودند و سرنوشت کشور را در دست داشتند. 
تمام صدراعظم های زمان قاجار به غیر از امیرکبیر و قائم مقام فراهانی و هم چنین اکثر نخست وزیران دوران پهلوی اول و پهلوی دوم از سید ضیاء طباطبایی تا بختیار عضو سازمان فراماسونری بودند (البته درباره دکتر مصدق نمی توان به طور قاطع نظر داد که او بعد از عضویت در مجمع آدمیت با سایر مجامع همکاری می کرده است). 
از آن جا که محدوده ی زمانی تحقیق دهه ی چهل می باشد، لذا در فصل ششم به معرفی لژها و اعضای آن ها و مخصوصاً استادان دانشگاه و به ویژه دانشگاه تهران می پردازیم و عملکرد استادان فراماسونر را بررسی می کنیم. 
همان طور که در فصل نهم خواهد آمد ساواک تلاش می کرد که به اطلاعاتی درباره ی سازمان فراماسونری دست یابد، بنابراین در این جا براساس سندی از ساواک به توضیح هدف و وضعیت تشکیلات فراماسونری در دهه ی چهل بسنده می کنیم و سپس طبق سندی دیگر از ساواک به چگونگی برخورد این سازمان با فراماسونری اشاره خواهیم کرد و متوجه خواهیم شد که سازمان فراماسونری یک سازمان معمولی نبوده است که هدفش گسترش انسانیت باشد. 
ساواک براساس مطالعات خود نتیجه ی زیر را از عملکرد سازمان فراماسونری گرفته و براساس آن دستور العملی صادر کرده است که در اینجا به دو سند در مورد این موضوع اشاره می گردد: 
سند شماره 6 
از اداره کل سوم 321 تهیه کننده:دانشور دانش 
به اداره کل هشتم: 810 متصدی بررسی: معینی 
رئیس اداره دوم عملیات سرّی 
موضوع: نتیجه مطالعات بر روی سازمان فراماسونری 
گرچه ظاهراً هدف کلیه ی جمعیت های فراماسونری بسط و توسعه ی اخلاقی و تعمیم مبانی انسانی است و ضمناً یک گروه قدیمی به شمار می روند و هم چنین مبدأ تشکیل و اشاعه ی آن از فرانسه و ایتالیا و بعد از آن آلمان سرچشمه گرفته و سپس در اکثر اقطار گیتی گسترش یافته است، مع الوصف می توان گفت که سیاست انگلستان در شیوه ی فعالیت این فرقه بی تأثیر نبوده و سیاست خاص انگلیس و فعالیت های لژهای ماسونیک در ایران در بسیاری از موارد با یکدیگر هماهنگی داشته اند. 
متصدی بررسی معینی 
23/10/1343 
دستورالعمل ساواک در برخورد با سازمان فراماسونری 
گیرنده: کلیه ساواک های استان 
فرستنده: اداه کل سوم 321 
موضوع: طرز برخورد با فراماسونری 
نظامات و قوانین فراماسونری، وظایف سخت و استواری را برای اعضای این تشکیلات مقرر داشته و حفظ اسرار این جمعیت یکی از وظایف اولیه ی هر عضوی می باشد که تخطی از آن تنبیهات سخت و گاه محاکمه و نابودی عضو خاطی و افشا کننده ی اسرار تشکیلاتی را در پی دارد. لذا باید توجه داشت که انتخاب مأموری در این هدف باید در نهایت دقت و مطالعه ی کامل و در نظر گرفتن جمیع اوضاع و احوال صورت گیرد. 
از طرف مدیر کل اداره سوم: دکتر فروزین 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 مرداد 1388    | توسط: میلاد    |    |
نظرات()