تبلیغات
درباره حقایق پنهانی که شاید ما نبینیم

آخرین پست

سلام

شاید عنوان این پست یکم ناراحت کننده باشد ولی زود قضاوت نکنید .
انشا الله از این به بعد مرا در یک وبلاگ جدید خواهید یافت.
بزودی وبلاگ جدید من با این آدرس به روز رسانی می شود قول میدهم که تمامی نبودنم ها را جبران کنم.


http://h-penhan.mihanblog.com


دوستان عزیزم دیگر این وبلاگ به روز رسانی نمی شود.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 شهریور 1392    | توسط: میلاد    |    |
نظرات() 

پان تركیسم و یهود (1)

وازندگان نغمه شوم «ملی گرایی ترك در امپراتوری عثمانی» 

صرف نظر از عوامل طبیعی، از جمله هم‌جواری عثمانی با اروپا، كه به تأثیر پذیری آن از موج‏ بنیان افكن ملی گرایی اروپایی انجامید، می‏توان به عواملی اساسی اشاره كرد كه ملی گرایی ترك را پایه نهادند و فرا گستردند. بسیاری از محقّقان و خاور پژوهان غربی بر این باورند كه اساساً ملی گرایی ترك با کوشش‌های چند فرد اروپایی اصالتاً یهودی پدید آمد و گسترش یافت.



پان تركیسم و یهود (1)

قسمت اول: نوازندگان نغمه شوم «ملی گرایی ترك در امپراتوری عثمانی»

مقدمه

بعد از انقلاب فرانسه شاهد مرحله‏ای نوین برای پی ریزی یك مكتب ملّی، تحت عنوان «صهیونیسم» بوده‏ایم. اگر چه نمی‏توان تاریخ دقیقی برای پیدایش این تفكّر ناسیونالیستی یهود یافت، لیکن می‏توان گفت كه بنیان‌های فكری آن پس از انقلاب فرانسه شكل گرفته‏ اند.

البتّه نقطه اوج این حركت، استقرار رژیم غاصب صهیونیستی در «فلسطین» بوده است. پیداست كه پیمودن این مسیر با یك مانع بسیار بزرگ به نام «امپراتوری عثمانی» روبرو بود.


با این‏ حال، در طول یك و نیم قرن، این مسیر نیز پیموده شد. به این ترتیب، یهودیان موفّق شدند كه‏ این فاصله را بسیار تند تر از حركت مشابه آن در پشت سر گذاشتن حكومت دینی اروپا، طی كنند؛ گر چه برنامه آنان در فروپاشی امپراتوری عثمانی و قدرت‌های اسلامی، تقریباً همان برنامه‏ای بود كه‏ پیش‌تر در اروپا به كار گرفته بودند.


مسخ چهره دین و ایجاد یك نظام حكومتی نوین همچون حکومت‌های اروپایی، برنامه‏ای بود كه غربیان به طور گسترده در ممالك اسلامی پایه نهادند. در اوان طرح این برنامه، شاهد ظهور افرادی با داعیه‏های آیینی هستیم. مثلاً «باب» در ایران چهره نمود و زمینه ظهور «بهائیت» را فراهم آورد. در قلمرو امپراتوری عثمانی نیز فرقه‏ای جدید به نام «وهّابیّت» جلوه‏گر شد. این دو فرقه و سایر فرق آیینی نو ظهور، با برنامه‏ریزی افرادی همچون «كینیاز دالگوركی» از روسیه - حامی‏ باب در ایران – و «همفر» از انگلیس – حامی «محمّد بن عبد الوهّاب» در عربستان - پدید آمدند.


در همین حال، باید از رشد تفكّرات غرب مدارانه و ملی‌گرایانه (ناسیونالیسم) نیز یاد كرد كه سهمی بسزا در پی‏ریزی حکومت‌های ملّی داشته‏اند. منزلگاه اصلی این تفكّرات، سرزمین «مصر» به عنوان یكی از اجزای قلمرو عثمانی بود. «سرانجام نیز با القائات فرانسوی‌ها، «محمّد علی» حاكم مصر، خود را از امپراتوری عثمانی مستقل نمود و برای نخستین بار وحدت اعراب را مطرح كرد.»(1) همچنین‏ غرب زدگانی همچون «یعقوب صنّوع» - كه از پدری یهودی و مادری ایتالیائی زاده شده بود -»(2) نیز در رشد افكار ملی‌گرایانه میان مصریان سهم عمده‏ای داشتند. «او دو انجمن مخفی «دوستان‏ دانش» و «حلقه ترقی خواهان» را در مصر بر پا كرد تا تفكّرات خود را در میان ارتشیان و روحانیان‏ و صاحب منصبان، تبلیغ كند.»(3) «حسین طه» و «طهطاوی» نیز از جمله غرب زدگان برجسته مصری ‏بودند كه سهم بسزایی در تحقّق یافته‏های غربی خود - كه به هنگام تحصیل در فرانسه اخذ كرده‏ بودند - داشتند. حاصل تلاش این افراد و صاحب منصبان مصری، آغاز جریانی فراگیر، زیر پرچم‏ ناسیونالیسم عربی» بود كه می‏توان آن را نتیجه بی‏چند و چون «ناسیونالیسم ترك» دانست که سال‌ها پیش در میان عثمانی‌ها رسوخ نموده  و احساسات ملی‌گرایانه و شووینیستی اعراب را برانگیخته بود؛ زیرا «قبل از گسترش افكار غربی، اثری از تفكر ناسیونالیسم در امپراتوری عثمانی دیده نمی‏شد. حتّی تا آغاز قرن معاصر، تركان، عرب‌ها را بیگانه از خود نمی‏دانستند. عرب‌ها به خاطر هم كیشی رضایت‏ می‏دادند كه جزو امپراتوری عثمانی باشند.

ترک‌ها نیز آنان را گرامی می‏داشتند و بهره‏وری از فرهنگ و زبان عرب را نشانه فضل می‏شمردند. حتّی سلطان «عبد الحمید» مشاورانی عرب، همچون «ابو الهدی» و «عزّت پاشا» در دستگاه خود داشت.»(4)

با گسترش روز افزون ملی گرایی و اضمحلال تدریجی امپراتوری عثمانی، زمزمه‏های جدایی‏ طلبی اوج گرفتند و حكومت عثمانی با ادّعاهای ملی‌گرایانه جدیدی در سراسر قلمرو خویش، مواجه شد. از سوی دیگر، شكست های متعدّد در جبهه‏های گوناگون باعث شد كه این امپراتوری رو به افول بگذارد. اینك پرسش اصلی این است كه ناسیونالیسم ترك چگونه پدید آمد؟ پاسخ این‏ پرسش، موضوع بحثی است كه در این مقال بدان پرداخته می‏شود و چه بسا زنگ خطری برای احساسات و تمایلات ناسیونالیستی است که در برخی نقاط کشور عزیزمان ایران در حال شکل گیری است.


نوازندگان نغمه شوم «ملی گرایی ترك در امپراتوری عثمانی»

صرف نظر از عوامل طبیعی، از جمله هم‌جواری عثمانی با اروپا، كه به تأثیر پذیری آن از موج‏ بنیان افكن ملی گرایی اروپایی انجامید، می‏توان به عواملی اساسی اشاره كرد كه ملی گرایی ترك را پایه نهادند و فرا گستردند. بسیاری از محقّقان و خاور پژوهان غربی بر این باورند كه اساساً ملی گرایی ترك با کوشش‌های چند فرد اروپایی اصالتاً یهودی پدید آمد و گسترش یافت.

«برنارد لویس» خاور پژوه سرشناس، سه یهودی اروپایی را از كارگزاران اصلی ملی گرایی ترك می‏داند.
نخستین فرد «آرمینوس وامبری» (1832 تا 1918) نام دارد. «وی بیش از دیگران در ایجاد ملی گرایی ترك و عرب نقش داشت.»(5)  او «فرزند یك روحانی یهودی مجارستانی و شخصیّتی متنفّذ و مردم شناس و ترك شناس بود. سال‌های زیادی را در سرزمین عثمانی و آسیای مركزی گذارند و از دوستان نزدیك و مشاوران سلطان به شمار می‏رفت.»(6) او «درباره لزوم احیای ملّت ترك، آثار زیادی منتشر كرد و پیرامون زبان و ادبیات ترك نیز به پژوهش و كوشش پرداخت. آثار او مورد استقبال غرب زدگان قرار گرفت و آنان را سخت به شوق آورد و در میهن پرستی دلگرم كرد.»(7) وی‏ برای دست‌یابی به هدف‌های خود، حمایت بسیاری از افراد و گروه‌ها را جلب كرد. «احتمالاً روابط نزدیك وامبری با سران ترک‌های جوان در تشویق آنان به پذیرش اندیشه‏های پان تركیستی مؤثر بوده است. (فراموش نشود اولین و تأثیر پذیر ترین جامعه هدف برای اجرای نقشه‌های ناسیونالیستی ، جوانان هستند).

جالب اینكه وامبری قبل از حشر و نشر با ترک‌های جوان، با دشمن آنان، یعنی شخص‏ سلطان عبد الحمید نیز تماس نزدیك بر قرار ساخته بود. همچنین با وزارت خارجه انگلستان و محافل صهیونیستی جهانی سر و سرّی داشت.

هم اوست كه در سال 1901 ترتیب شرفیابی «تئودور هرتصل» (8) به حضور سلطان عبد الحمید را داد.»(9) وی همچنین دارای مؤلّفات زیادی پیرامون ملت‌ها و اقوام آسیای میانه است كه از دید خاور پژوهان، آثاری ارزشمند به شمار می‏روند.

دومین فرد «لئون كاهن» (1841 تا 1900) است كه «یك نویسنده یهودی فرانسوی بود. او نیز در ایجاد و گسترش ملی گرایی ترك سهم بسزایی داشت. وی در سال 1899 كتابی به نام «مقدّمه‏ای‏ بر تاریخ آسیا» نوشت و در آن از برتری تركان و برجستگی نژادی آنان در طول تاریخ سخن راند.

كتاب مزبور در دهه اوّل قرن بیستم به زبان تركی برگردانده شد و در نسخه‏های فراوان انتشار یافت. پرفسور «خدوری» و «برنارد لویس» معتقدند كه این یهودی، الهام بخش پان تركیسم نهضت‏ تركان جوان بود كه انقلاب 1908 را پدید آوردند.»(10) چنان كه از محتوای اثر بر می‏آید، «این كتاب‏ بیشتر یك رمان جدّی تاریخی است، ولی برای پان تورانیست ها بیش از یك اثر علمی ارزش داشته‏ است. زیرا از «چنگیز خان» و فتوحات و نقشه‏هایش در تأسیس یك امپراتوری جهانی مغول‏ تجلیل كرده است.»(11)


وی در كنار تألیف و كتاب و مقاله، به ایجاد تشکل‌های ضدّ عثمانی از ترک‌های‏ جوان در فرانسه مبادرت كرد. «او در پاریس، جمعیت‌هایی از تركان و مصریان تبعیدی تشكیل داد و فعّالانه كوشید تا نهضت ناسیونالیستی را در این كشورها پایه ریزی كند.»(12) جالب اینجاست ترک‌ها بر طبل پان ترکیسم می‌کوبیدند و مصریان کوس پان عربیسم را می‌نواختند اما دشمن مشترک این‌ها یعنی عثمانی‌ها موجب متحد شدن این دو گشته بود. بالاخره «لئون كاهن» به لحاظ نژادی می‌بایست یا طرفدار ترک‌ها با شد و یا عرب‌ها اما حقیقت این است که در کنار این پارادوکس عظیم او طرفدار دشمن مشترک این دو یعنی امپراتوری مقتدر عثمانی بود که فلسطین را در دست داشت یعنی همان سرزمینی که یهودیان سال‌ها در انتظار آن بودند.

«برنارد لویس» در كتاب‏ «ظهور تركیه نوین» می‏نویسد: «مقّر اصلی عثمانی‌های جوان در پاریس، اقامتگاه شاهزاده «مصطفی‏ فاضل» بود و شاهزاده آن‌ها را با محافل سیاسی فرانسه، به ویژه كارمندان وزارت امور خارجه، آشنا می‏كرد.

بنا به گفته «عبد الرحمان شرف»، مورّخ معروف، یكی از كسانی كه آن‌ها در پاریس با او ملاقات كردند، «لئون كاهن» بود كه اندیشه‏هایش درباره ملّیّت و تاریخ ترك – همان گونه كه در کتابش به نام «مقدّمه‏ای بر تاریخ آسیا» بیان شده -تأثیر ژرفی بر تفكّر سیاسی تركیه باقی نهاده است.»(13)

سومین فرد «آرتور لملی دیوید» (1832 تا 1911) است. «او یك یهودی انگلیسی بود كه به‏ تركیه مسافرت كرد و كتابی به نام «بررسی‌های مقدّماتی» نوشت كه در آن كوشید تا ثابت كند تركان‏ دارای نژادی مستقل و برجسته‏اند و بر عرب‌ها و سایر ملل شرقی، برتری دارند.»(14)

«لویس» می‏نویسد: «كتاب این یهودی انگلیسی، ترک‌ها را متوّجه ساخت كه ملّیّت و قومیّتی مستقل دارند. به‏ دلیل اهمّیّت افكار و آثارش، برخی وی را نخستین كسی می‏دانند كه شدیداً تلاش كرد تا آتش‏ ملی گرایی ترك را شعله‌ور سازد.»(15) برای نشر افكار «آرتور لملی دیوید» در میان مردم، در سال‏ 1851، «فؤاد و جودت پاشا» بسیاری از نوشته‏های او را به زبان تركی برگرداندند. در سال 1896، نویسنده‏ای دیگر به نام «علی ساوی» جزوه‏ای به زبان تركی منتشر ساخت كه تقریباً از آثار دیوید برگرفته شده بود و از عظمت و شكوه و افتخار آمیز گذشته ترك سخن می‏گفت. به تعبیر لویس، بدین سان تركان ملّیّت خود را در غربیان یافتند و نوشتارهای آنان را رونویسی نمودند.»(16)

علاوه بر این سه یهودی، عدّه زیادی از ترك شناسان اروپایی نیز در این مسیر فعّالیّت های‏ گسترده‏ای را انجام دادند. «شماری از ترك شناسان اروپایی در زمینه كشف گذشته تاریخی ترک‌ها و تمدن‌های بزرگ آنان در آسیای مركزی و تأثیر زبان و فرهنگ ایشان بر اقوام دیگر به تلاش‏ پرداختند.».
ادامه دارد ...

پی نوشت:
(1) -نقوی، علی و محمد: «اسلام و ملی گرایی»، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران،1360، ص 31.
(2) -عنایت، حمید: «سیری در اندیشه سیاسی عرب»، امیر كبیر، تهران،1370، ص 40.
(3) -همان، ص 41.
(4) -نقوی (پیشین)، صص 34 و 35.
(5) -همان.
(6) -جی شاو، استانفورد-كورل شاو، ازل: «تاریخ امپراتوری عثمانی و تركیه جدید»، محمود رمضان زاده، آستان قدس‏
رضوی، مشهد،1370، ص 444.
(7) -نقوی (پیشین)، ص 30.
(8) کسی که ایده شکل گیری اسرائیل را طرح نموده و در این راستا تلاش فراوانی کرد.
(9) -مجلّه آراكس، شماره 65، اردیبهشت ماه 73، ص 4.
(10) -نقوی (پیشین)، ص 35.
(11) -واند، زاره: «افسانه پان تورانیسم»، محمد رضا زرگر، بینش، تهران،1369، ص 48.
(12) -نقوی (پیشین) ص 35.
(13) -لویس، برنارد: «ظهور تركیه نوین»، محسن علی سبحانی، مترجم، تهران،1372، ص 210.
(14) -نقوی (پیشین)، ص 34.
(15) -همان.
(16) -همان، ص 35.

وبلاگ آخرالزمان

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 فروردین 1390    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: فراما سونری و سازمانهای زیر زمینی،     |
نظرات() 

گفته ها و نا گفته هایی از هارپ تا بمب جنسی!

عصر ایران – ساخت  سلاح های فوق مدرن از دوران جنگ سرد و آغاز رقابت تسلیحاتی بین آمریكا و شوروی سابق در دستور كار دو ابر قدرت بزرگ شرق و غرب قرار گرفت.

هر دو ابرقدرت برای اینكه در این مسابقه تسلیحاتی از یكدیگر عقب نمانند میلیارد ها دلار صرف تحقیقات علمی و نظامی برای ساخت جنگ افزارهای فوق مدرن كردند كه به دلیل الزامات استراتژیك ، 

بسیاری از این پروژه ها فوق سری بوده و هیچ گونه اخبار و اطلاعاتی راجع به انجام آن نباید به بیرون درز می كرد.

با این حال پس از پایان جنگ سرد و اتمام رقابت ژئو استراتژیك بین آمریكا وشوروی برخی از اسناد تحقیقات دفاعی محرمانه از هر دو طرف فاش شد و نشان داد كه دو ابرقدرت تا چه میزان در فكر ساخت سلاح هایی بوده اند تا به حریف ضربه بزنند.

البته نا گفته نماند كه آمریكا حتی پس از پایان دوران جنگ سرد هم به تحقیقات خود در بسیاری از حوزه های سابق ادامه داد و همه ساله بخش اعظمی از بودجه 60 میلیاردی تحقیقات دفاعی پنتاگون صرف تحقیقات پروژه هایی محرمانه می شود كه قرار است مخوف ترین ، پیچیده ترین و در عین حال كم كشتار ترین سلاح ها را برای آمریكا تولید كنند.

" نیك بگیش " یكی از دو مولف كتاب  " فرشتگان این هارپ را نمی نوازند " در سال 1997 در مقاله ای در روزنامه واشنگتن پست آمریكا نوشت كه  40 درصد بودجه تجهیزات نیروی هوایی آمریكا پروژه های مخفی است . این نویسنده مدعی شد كه این پروژه ها آنقدر مخفی هستند كه حتی كنگره آمریكا نیز از ابعاد و زوایای آن بی خبر است " . 
در این نوشتار ، به معرفی برخی از سلاح های عجیب و نامتعارف می پردازیم.

هارپ  (HAARP)

بی گمان یكی از جنجالی ترین این پروژه ها پروژه ای به نام " هارپ " است كه از   سال ۱۹۹۳ و برای بررسی و پژوهش درباره لایهٔ آیونوسفیر(Ionosphere) جو زمین  با استفاده از امواج رادیویی تاسیس شده‌است. 

البته تنها آمریكا در این پروژه مطالعاتی تنها نیست و كشورهایی دیگر چون روسیه ،كانادا ، ژاپن و اتحادیه اروپا نیز پروژه هایی را برای مطالعه هارپ در دست دارند.

كار اصلی هارپ مطالعه بر روسی لایه  "آیونوسفیر" است .  این لایه از ارتفاع متوسط 48كیلومتری سطح زمین آغاز می شود و تا ارتفاع 600كیلومتری بالا می رود. لایه آیونوسفیر تشعشعات خطرناك «ماورای بنفش» و «اكس ری» خورشید را جذب كرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی كره زمین امكان پذیر گردد.  

به دلیل محیط الكتریكی موجود در آیونوسفیر از این لایه برای انعكاس امواج رادیوئی به اطراف زمین نیزاستفاده می شود. اما تاثیر گذاری این لایه از آنجا می تواند بر روی زیست انسان در كره خاكی مضر باشد كه این لایه بنا به هر دلیلی دچار اختلال شود . این تاثیرات گاه می تواند آن قدر خطرناك شود كه زندگی انسان بر روی كره خاكی را به طور كامل مختل كند و كاری كه سیستم هارپ می تواند انجام دهد ، 
در واقع ایجاد تاثیر مستقیم بر روی همین لایه محافظ زمین است ، كه  از نمونه های این تاثیرات ، می توان به قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه  اشاره كرد.

 این پروژه كاری مشترك است كه از سوی نیروی دریایی و هوایی آمریكا به همراه دانشگاه آلاسكا در حال انجام است و طبق ادعای آمریكا قرار است روی لایه " آیونوسیفر" جو زمین تحقیق كند ، اما به گمان بسیاری از ناظران این پروژه می تواند به عنوان یك سلاح مخوف در آید و لایه فوقانی جو زمین را برای ایجاد تاثیرات اقلیمی و زلزله در سطح زمین تحریك كند.

طبق گزارش هایی كه تا كنون درباره هارپ منتشر شده ، در حال حاضر برای انجام این پروژه ۱۸۰ برج آنتن آلومنیومی بر روی زمینی به مساحت 23 هزار متر مربع در آلاسکا نصب شده‌است. این آنتن‌ها امواج مافوق کوتاه  را با ۳٫۶ مگاوات تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند.
 
پس از اینكه در سال گذشته میلادی هوگو چاوز رییس جمهوری ونزوئلا كه یكی از منتقدان سرسخت آمریكا است ، واشنگتن را متهم به كارگیری سلاح هارپ و ایجاد زلزله مرگبار هاییتی كرد ، بار دیگر موضوع استفاده از هارپ به عنوان یك سلاح ویرانگر برای ایجاد تغییرات اقلیمی و زلزله و آتشفشان در مناطق مورد نظر ، به سطح رسانه ها راه یافت .

از نظر باورمندان ، پروژه  "هارپ "  مكمل زمینی طرح معروف  "جنگ ستارگان " است كه به دلیل ماهیت ویژه سیگنال انتشار خود می تواند یك "سلاح نهایی " در اختیارآمریكا باشد.
آمریكا تا كنون درباره استفاده از هارپ به عنوان یك سلاح سیاست سكوت را در پیش گرفته و این خبر را تایید یا تكذیب نمی كند و پرواضح است كه هدف اصلی واشنگتن از این اقدام ایجاد " ابهام " به منظور بالا بردن امنیت ملی این كشور است.

گفته می شود روسیه نیز تاسیسات مشابه  تاسیسات آمریكا در آلاسكا در منطقه " نیژنی نووگورود " دارد ، اما دولت روسیه نیز همچون آمریكا در این زمینه سكوت كرده است ، اما روزنامه روسی پراودا در سال 2005 با انتشار گزارشی در این باره نوشت كه تاسیسات روسیه حتی قدرتمند تر از تاسیسات آمریكا است .

گفتنی است طبق تصویب سازمان ملل متحد استفاده از سلاح های الكترو مغناطیس و نیز استفاده از فضا برای انجام تحقیقات نظامی ممنوع می باشد ، اما دولت ها همانگونه كه بسیاری قطعنامه های سازمان ملل و شورای امنیت را نقض می كنند می توانند در این زمینه نیز پنهان كاری های زیادی داشته باشند.

با وجود گزارش های متعدد درباره پروژه هارپ و استفاده از آن به عنوان یك سلاح كه عموما از سوی فعالان محیط زیست و نیز فعالان چپ در كشورهای مختلف دنیا مطرح می شود   ، اما كم نیستند كسانی چون " جسی ونتورا " كه پروژه هارپ  و خبرسازی درباره آن را در قالب " تئوری توطئه " تحلیل می كنند و معتقدند كه استفاده از هارپ به عنوان یك سلاح ، تنها ساخته و پرداخته ذهن های به شدت تخیلی و ضد آمریكایی است .

گفتنی است تا كنون هیچگونه سند یا مدرک مستدل علمی درباره تاثیرات "هارپ " و ادعاهای مربوطه در مجامع علمی مطرح و یا منتشر نگردیده است و بیشتر گزارش ها در این باره در سطح رسانه ها بوده است .   
 
به نظر عده ای از كارشناسان ، بحث ایجاد زلزله با استفاده از اساس منتفی است و از نظر این عده از كارشناسان  هارپ صرفا توانایی این را دارد كه گرمای بسیار زیادی را در یك گوشه از زمین ایجاد كند و باعث سوختگی پوسته ای از زمین شود. 

این گرما البته با زلزله بی ارتباط نیست اما عامل اصلی زلزله نمی تواند باشد و تنها می تواند آن را تحریك كند ، البته برخی دیگر از كارشناسان بر این باورند كه پروژه هارپ در صورت تكمیل شدن می تواند چنین تاثیراتی را در ایجاد زلزله در مناطق دلخواه داشته باشد .
 
رویای مشترك 2020

از نظر برخی كارشناسان رد پای اصلی پروژه هایی چون هارپ را می توان در پروژه ای بزرگ تر به نام "رویای مشترك 2020 " ، سراغ گرفت . این پروژه عنوان برنامه مطالعات نظامی و محرمانه آمریكا تا سال 2020 است كه هدف اصلی آن ساخت سلاح هایی با قدرت تاثیر گذاری گسترده است كه موضوع در اختیار گرفتن " دانش دما " و "كنترل اندیشه " انسان ها به وسیله امواج الكترومغناطیس هدف اصلی آن است.

البته همان طور كه پیشتر نیز اشاره شد ، تا كنون درباره پروژه هایی چون تاثیرات امواج الكترومغناطیس بر ذهن انسان و نیز دانش دما در كاربردهای نظامی هیچ مدرك و سند علمی قابل استنادی نیست ، اما برخی گزارش ها و نیز اظهارات برخی صاحب نظران درباره این پروژه ها رسانه ها را درباره آن حساس ساخته است .

تحقق رویای مشترك 2020 برای آمریكا به این معنا است كه این كشور كنترل كامل شرایط اقلیمی برای ایجاد تغییرات دلخواه در گوشه و كنار جهان و نیز توانایی تاثیر گذاری بر ذهن انسان ها به منظور ایجاد تاثرات دلخواه را خواهد داشت.

این موضوع كمی رویایی به نظر می رسد و بیشتر به فیلم های تخیلی هالیوودی می ماند اما نباید از یاد برد كه تنها 2 قرن پیش پرواز انسان در آسمان یك رویا بود و بسیاری از تكنولوژی ها و پیشرفت های علمی امروز برای انسان های چند دهه پیش در حد فراتر از رویا قرار داشت و انسان های چند دهه پیش حتی تصور برخی پیشرفت های امروز بشر را در مخیله خود هم نداشتند .
با این حال برای ارزیابی این ادعاها باید واقع گرا بود و از نگاه احساسی و بزرگ نمایی های اغوا گر دوری كرد .

طبق بسیاری از اسناد و شواهد وزارت دفاع آمریكا سالانه دهها میلیارد دلار صرف تحقیقات می كند و وقتی چنین امكان مالی و علمی وجود دارد چرا نباید تصور كرد كه بخشی از این مطالعات كه برای ساخت سلاح ها و ابزارهایی بسیار پیشرفته است  به صورت محرمانه انجام می شود ؟
 و اتفاقا از نظر برخی محققان حتی پروژه هایی چون هارپ ذیل پروژه اصلی " رویای مشترك 2020 " دنبال می شود و هدف آن در اختیار گرفتن كلید جو زمین از سوی آمریكا است .
 
 سلاح های الكترو مغناطیس 

نور شدیدی ساطع می شود،در یک لحظه همه چیز در خاموشی فرو میرود،بوی سوختن وسایل الکتریکی در فضا می پیچد،پوشش سیمها سوخته و خطوط نازک تلفن قطع می شود و مهم تر از همه درون هیچ رایانه ای حتی  یك بیت اطلاعات باقی نمانده و در عین حال هیچ کس کوچکترین آسیبی ندیده است.

این خصوصیات انفجار بمبی است كه از با عنوان " ویرانگر ترین سلاح و در عین حال با وجدان ترین آن " نام می برند . 

تاثیرات گسترده بمب الكترو مغناطیس تنها روی شبكه الكتریك است و به مدتی مشخص در یك شعاع تنظیم شده تمامی خطوط ارتباطی الكترونیك و مخابرات را قطع می كند و دراین ویرانی گسترده سایبری حتی یك انسان نیز تلف نمی شود .

 استفاده از امواج و خواص الكترومغناطیسی آنها سلاحی است كه به شكلی وحشتناك مؤثر واقع می گردد. دكتر «روزالی برتل» تاكید دارد كه آمریكایی ها آزمایشات خود پیرامون این گونه تسلیحات را از چهل سال پیش پنهان از دید همگان و با نادیده شمردن كنوانسیون های بین المللی آغاز كرده اند. 

بدینسان، پروژه های متعددی شكل گرفته است كه عبارتند از: «آرگوس» (1958، Argus)، «استارفیش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلایت» (1968و 1967، Solar Power Satellite)، «اسپیس شاتل اكسپریمنتز (1985، Space Shuttle Experiments)، «مایتی اوكز» (1986، Mighty Oaks) و یا «دیزرت استورم» (1991، Desert Storm).

 تاثیر گذاری بر ذهن انسان ها با استفاده از الكترو مغناطیس

 ایده استفاده از امواج الكترو مغناطیسی برای تاثیر گذاری بر ذهن و روان انسان ها از دهه 1950 در آمریكا به وجود آمد . در سال 1952، دكتر «خوزه مانئول رودریگز دلگادو» استاد اسپانیایی تبار فیزیك دانشگاه  «ییل» آمریكا، به این مهم دست یافت كه می توان با قرار دادن افراد در معرض برخی فركانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسی آنها تأثیر گذارد. 

وی پس از انجام تحقیقات مقدماتی به همراه دكتر «رابرت بكر»   موفق شد تا ثابت كند كه دو موج در كنار یكدیگر قرار داده شده كه فركانس یكی از آنها تغییر یافته باشد، اثراتی به بار می آورند كه براساس آنها می توان عملكردهای مغزی عمیق انسان را از فاصله دور تحت كنترل درآورد. 

در واقع، برخی امواج بسیار كوتاه (حدود 7 هرتز) می توانند سبب پیدایش عناصری شیمیایی در مغز گردند كه «طیف وسیعی از پاسخ های احساسی و یا عقلانی» را برمی انگیزند.  
 
بمب جنسی 
 
بمب جنسی نیز یكی دیگر از سلاح های ممنوعه ای است كه گزارش ها و اطلاعاتی درباره تحقیقات پنتاگون در زمینه ساخت آن به بیرون درز كرده است .

بر اساس این گزارش ها پیشنهاد ساخت این بمب از سوی پژوهشکده اوهایوی نیروی هوایی آمریكا ارایه شده است . گفته می شود این بمب حاوی مواد شیمیایی تحریک‌کننده نیروی جنسی سربازان دشمن می‌باشد. 

در صورت استفاده از این بمب نظم آرایشی نیروهای دشمن از هم گسیخته  شده و سربازان دشمن به دلیل تحریك جنسی فوق العاده با همرزمان شان مشغول رابطه جنسی می شوند .  
 
در سال ۲۰۰۵ میلادی، شبکه بی‌بی‌سی بریتانیا برای نخستین بار گزارشی از تحقیقات راجع به ساخت این بمب ارایه داد ، اما همان گونه كه در دیگر سلاح های ممنوعه و مخفی نیز وجود دارد ، ساخت این بمب نیز تا كنون از سوی هیچ مرجع رسمی تایید نشده است .   
   
... و ای کاش انسان به جای ساخت سلاح های عجیب و غریب ، درخت دوستی می نشاند!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 فروردین 1390    | توسط: میلاد    | طبقه بندی: جنگ جهانی و تکنولوژی زمان،     |
نظرات()