درباره حقایق پنهانی که شاید ما نبینیم

شیطان پرستان و صحنه گردانان آن

در بحث موسیقی هم، خانواده متال از قبیل Speed metal، Power metal و Black metal که در این سبک موسیقی خوانندگان ادعا می کنند که ما شیطان هستیم جزء شاخص ترین موسیقی های این آئین هستند که 30 کنسرت سبک موسیقی متال در دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز و دیگر دانشگاه ها با مجوز برگزار شده است.

 

شیطان پرستان و صحنه گردانان آن


گروههای شیطان پرست مشغول آماده سازی نیروهای خود در رده های مختلف برای تحقق آرمان حکومت شیطان هستند.
قرآن کریم از شیطان به عنوان یک موجود نابغه اما ضعیف یاد می کند و می فرماید:آنچه مسلم است اگر انسان دروازه های وجودی خودش را رو به روی شیطان نگشاید هرگز او نمی تواند در مجرای نیرو های درونی انسان قرار بگیرد و در غیر این صورت شیطان با ورودش به انسان می تواند همه چیز رو به هم بریزد و انسان را نابود کند و تباه سازد لذا گروههای شیطان پرست مشغول به آماده سازی نیروهای خود در رده های مختلف برای تحقق آرمان حکومت شیطان هستند،این گزارش سعی دارد به روشنگری در مورد صحنه گردانان این فرقه و چگونگی فعالیت آن در ایران بپردازد.

بر این باورند که اساسا در این عالم انسان بد یا انسان نا پاک وجود ندارد، بلکه انسانها بیمار می شوند و ما همیشه با انسانهای بیمار روبرو هستیم چرا که خداوند متعال انسان را ذاتا پاک آفریده است و از روح الهی خود در پیکر بی جان او دمیده است و انسان ها با مراقبت نکردن از جسم و روح پاک خود دچار بیماری های روحی و جسمی می شوند.

همانطور که جسم انسان در اثر ناپرهیزی و کوتاهی دچار بیماری می شود روح انسان هم در اثر کوتاهی و غفلت دچار بیماری و نا پاکی می شود

.بیماری های جسمی ما نشئت گرفته از یک عامل بیرونی مانند ویروس و باکتری و ... است و بیماری های روحی ما هم همگی نشئت گرفته از یک عامل درونی به نام پیروی از هوای نفس و پیروی از شیطان است.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: " اَفَرَاَیتَ مَن اِتَّخَذَ الَهَهُ هَواه و اَضَلَّهُ الله علی علم " سوره جاثیه آیه 23 آیا نمی بینی بعضی ها به جای اینکه خدا محور باشند هوا محور و هوا پرست هستند.

آن چیزی که باعث می شود انسان دچار بیماری های روحی و نفسانی بشود غفلت انسان از سرمایه های درونی و غفلت از سرمایه هایی است که خداوند در اختیار انسان قرار داده است.

" اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یا بَنی آدَم اَن لا تَعبُدِ الشَّیطان اِنَّهُ لَکُم عَدَوٌّ مُبین " یس آیه 60 ای فرزندان آدم آیا با ما پیمان نبستید که تحت فرمان شیطان نباشید و از او اطاعت نکنید! همانا او دشمن آشکار شماست.
در حقیقت شیطان در کنار هوای نفس انسان نیست بلکه در طول هوای نفس انسان قرار دارد. این بدان معناست که شیطان هر کاری که بخواهد انجام دهد از ابزار های درونی انسان ها بهره می گیرد
او نقطه ضعف انسان را پیدا می کند و از آنجا وارد می شود.
قرآن کریم از شیطان به عنوان یک موجود نابغه اما ضعیف یاد می کند و می فرماید: "اِنَّ کَیدَ الشَّیطان کانَ ضَعیفا " نساء 76 " وَ اِنَّ عبادی لَیسَ لَکَ عَلَیهِم سُلطان " حجر 42 و اسراء 65 همانا بندگان من کسانی هستند که تو (شیطان) نمی توانی بر آنها مسلط شوی.
آنچه مسلم است اگر انسان دروازه های وجودی خودش را رو به روی شیطان نگشاید هرگز او نمی تواند در مجرای نیرو های درونی انسان قرار بگیرد و در غیر این صورت شیطان با ورودش به انسان می تواند همه چیز رو به هم بریزد و انسان را نابود کند و تباه سازد.
مطمئنا این سوال پیش می آید که خداوند از ابتدا چرا موجودی به نام شیطان را خلق کرده است؟
پاسخ این سوال این است که شیطان ذاتا برای تکامل انسان آفریده شده است و شیطان آفریده شده است تا انسانها به تکامل برسند.
شیطان کسی بوده که جزء فرشتگان مُقرّب الهی قرار داشته و امیر المومنین علی (علیه السلام) در نهج البلاغه فرموده اند: " شیطان 6000 سال خداوند را عبادت کرد. 6000 سالی که معلوم نیست سال آسمانی است یا زمینی "
شیطان چون دچار تکبر، حسادت و هوای نفس شد از مقام خود رانده شد.
شیطان در آن زمان تنها به ظاهر انسان نگاه کرد و گفت: انسان از خاک است و من از آتش و چون آتش از خاک برتر است من هرگز به انسان سجده نخواهم کرد.
شیطان ظاهر بین بود نه حقیقت بین و نخواست باطن و حقیقت این جسم خاکی که اشرف مخلوقات عالم هست را ببیند به همین دلیل است که شیطان پرستان دنیا هم موجوداتی ظاهر بین و حس گرا هستند نه حقیقت بین.

سه نکته:
متاسفانه این تفکر در جامعه ما و دیگر جوامع دنیا وجود دارد که نباید به وجود پدیده شیطان گرایی در رسانه ها اشاره شود چرا که باعث گسترش این پدیده و تبلیغ مثبتی برای شیطان پرستان خواهد بود. جالب اینجاست که پیرامون این پدیده کتاب های بسیار زیادی تا به حال تالیف شده است و آن را تشریح کرده است اما درپایان نویسنده تاکید کرده که ما تعداد کمی شیطان پرست داریم و حتی قابل شمارش هم نیستند!!!
نکته اول: انسان ذاتا موجودی است که اگر از جستجو در یک موضوع و پی بردن به آن نفی شود یا مسئله ای برایش مطرح شود و مبهم بماند سعی و تلاش دو چندانی می کند تا بفهمد که ماجرا از چه قرار است و موضوع چیست؟
نکته دوم: این حرف که شیطان پرستی مطلب قابل توجهی نیست و نباید به طور مستقیم در جامعه به آن اشاره شود مَُسلَّما و به طور حتم توسط مروّجان و ایدئولوژیست های شیطان گرایی در اذهان مردم افتاده است تا فضای راحت تری برای فعالیت آنها به وجود آید...!
نکته سوم: آنچه که مسلم است جریان شیطان گرایی در کشور ما و در تمام دنیا یک انگیزه و سو گیری سیاسی دارد و قدرت های بزرگ از آن حمایت می کنند چرا که پول های بسیار زیادی برای آنها خرج می شود و امکانات بسیار زیادی در سطح تمام دنیا در اختیار آنهاست.
جریان شیطان گرایی با جرایاناتی چون اومانیسم و نهیلیسم همراه است این یعنی بر اندازی تدریجی نظام دینی در دنیا. به همین دلیل است که ما معتقدیم که قدرت های بزرگ دنیا حامی این جریان فکری هستند.

تعریف:
ریشه و اصل فرقه ی شیطان پرستی پیرامون برتری دادن شیطان نسبت به انسان است.
زمانی که انسان محور عالم قرار می گیرد و از طرف دیگر ماوراء الطّبیعه فقط به عنوان شیطان، برترین موجود هستی تلقی می گردد انسان خودش را محور عالم فرض می کند و من مقدس می شود.
تعریف کردن شیطان پرستی امر بسیار مشکلی است چرا که خود شیطان پرستان دارای عقاید، تفکرات، شاخصه ها و جریانات فکری متعددی هستند. به عنوان مثال بعضی از آنها معتقدند که شیطان پسر خداست بعضی دیگر می گویند که برادر خداست و زمانی که از آنها سوال می شود که خدا در عالم هستی چه نقشی دارد می گویند: خدا از شیطان شکست خورده یا خدا مُرده. بعضی از آنها می گویند خدا هست ولی فعلا گوی میدان به دست شیطان است و خدا فعلا کنار کشیده است. بعضی از آنها هم به خدا اعتقاد ندارند و شیطان را تنها نوعی کهن نماد (Archetype) می دانند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول می دانند و اعتقاد دارند که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد.
آنچه که مسلم است اعتقاد اصلی آنها این است که شیطان سرچشمه قدرت است و از خدا هم برتر است و او یعنی شیطان کسی است که در حال حاضر شایسته تجلیل و تکریم و پرستیدن است نه خدا.
شیطان پرستان انجیل شیطانی دارند و همچنین در سطح دنیا دارای کلیسا هم هستند. انجیل شیطانی که اخیراً با خبر شدیم درشهر اصفهان هم ترجمه شده و به چاپ رسیده است دارای 4 بخش است. کتاب شیطان Satan، کتاب لوسیفر، کتاب بلیلBook of Belial و کتاب لویتان book of Leviathan چهار بخش انجیل شیطانی می باشند که هر کدام شامل مطالب خاصی هستند.
که بخشی از قسمت های این کتاب را به شرح ذیل است:
" به نام خ د ا ی بزرگ ما شیطان، به شما فرمان می دهم که از دنیای سیاه بیرون آیید.
به نام چهار شهریار سیاه جهنم پیش آیید.
شیطان، جام باده لذت را بردار. این جام پر از اکسیر زندگی است . آن را با نیروی جادوی سیاه انباشته کن. این نیرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامی آن است. آمین. "
" ای دوست و همدم شب، تو از صدای سگ ها و ریختن خون خود شاد می شوی. تو در میان سایه های قبور می گردی. تو تشنه خون هستی و بشر را تهدید می کنی گورگومورو، ماه هزار چهره، به قربانیان ما با نظر سعادت بنگر. دروازه های جهنم را بگشا و بیرون بیا ..."

دو جریان اصلی:
دو گروه مهم و تاثیر گزار شیطان پرستان که از دو سرچشمه اصلی تغذیه می شوند عبارت اند از:
1- سِیتنیسم که به جریان کلیسای شیطان معروف است.The church of Satan
2- ستیانیسم که به جریان معبد شیطان معروف است. The temple of Satan
کلیسای شیطان که در 30 آوریل 1966 توسط آنتون لاوی که خودش رو جانشین خلف گذشتگان می دا نست تاسیس شد و پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسید و در حال حاضر توسط یکی از اعضای قدیمی آن یعنی پیتر گیلمور اداره می شود.
آتون لاوی معتقده که شیطان حقیقی وجود ندارد همانطوری که خدای حقیقی هم وجود ندارد و در حقیقت او شیطان و خدا را دو نماد بد و خوب می داند که برای پیش بردن اهداف کلیسا به میدان آورده شدند. درشیطان پرستی لاوی شیطان نیروی مثبت است و در مقابل آن اعمال خدایی کلیسا مورد تمسخر قرار می گیرند و اعمال دنیوی در مقامی بالا فرض می شوند. مراسم آنها هم بیشتر شبیه مراسم جادو گری است.

" جهنمی که در آن گناه کاران کباب می شوند وجود ندارد. خدای با عظمت و با شکوهی وجود ندارد، حالا و اینجا روز خوشی ماست، اینجا و حالا فرصت ماست! این روز رو انتخاب کن، این ساعت رو انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست "
"انتون لاوی"

لاوی این نوع شیطان پرستی رو تحت تاثیر افکار آلیستر کراولی، نیچه، رند، مارکوس دی سید، ویند هام لویس، چارلز داروین، مارک تواین و دیگران ایجاد کرده است.
اما معبد شیطان که بنیان گزار آن مایکل آکینو است اعتقاد به شیطان حقیقی دارد. او شیطان را به عنوان پادشاه تاریکی که نیمه تاریک طبیعت و نیمه تاریک هستی (البته نه تاریکی منفی) قلم داد می کند و معتقد است که شیطان در آینده می آید و یک روزی پادشاهی عالم رو به دست می گیرد!!!
معبد ست که حدود 40 سال است مشغول فعالیت می باشد دارای دو بخش است. یک قسمت مربوط به آئین ها است که مهمانی ها و پارتی های فعلی شیطان پرستان در کشور چیزی شبیه به مراسم هایی است که دراین قسمت از معبد اتفاق می افتد و قسمت دیگر بخش مطالعاتی است.
در مرکز مطالعاتی آنها شما می توانید از هر نقطه دنیا از معبد ست بورس تحصیلی دریافت کنید و برای تحصیل در رشته های گوناگون به معبد ست بروید و مشغول به تحصیل شوید. افرادی که برای تحصیل در این مرکز حضور دارند دارای مدارج علمی متفاوت هستند بعد از دریافت مدارج علمی معبد آنها را رها نخواهد کرد و هرکدام از آنها می دانند که در سیستم دارای چه جایگاهی است. در حقیقت در مرکز مطالعاتی، آنها مشغول به آماده سازی نیرو ها در رده های مختلف برای تحقق آرمان حکومت جهانی شیطان هستند. یعنی ما باید منتظر باشیم تا روزی که مایکل آکینو بنیان گزار معبد ست اعلام کند که ای سربازان شیطان در سراسر دنیا به پا خیزید.
امروز روز قیام شماست و آن سپیده دم طلایی فرا رسیده است...!
معبد ست به دنبال اهداف بزرگتری به نسبت کلیسای شیطان است و به دنبال فرهنگ سازی و گسترش ایدئولوژی است.در حقیقت می توان گفت که کلیسای شیطان مقدمه ای برای ایجاد معبد شیطان بوده است.

نماد های شیطان پرستی:
آئین شیطان پرستی اغلب نماد های خود را از کابالیسم یا عرفان یهود گرفته است. بخش از نماد ها متعلق به اروپای قبل از مسیحیت یا آداب و سنن کهن ملل قدیمی مثل مصر و یونان باستان است و بخش دیگری از نماد ها هم از علوم مختلف مثل نجوم اقتباس شده است.
سلیب وارونه، سلیب شکسته، ستاره ی 5پر و 6پر، استخوان و جمجمه، حِرم، چشم جهان بین، بُز بُفُمِت، دست شاخ دار یا سلام شیطانی، کلمه سیتن Satan به اشکال متفاوت، کلمه 666( که اشاره به یک مکاشفه یوحنا دارد و یا اینکه برخی معتقدند در روز 666 از خلقت آدم بود که شیطان بر انسان پیروز شد و باعث شد که انسان را از بهشت بیرون کنند.) از جمله این نماد ها هستند.
در بحث موسیقی هم، خانواده متال از قبیل Speed metal، Power metal و Black metal که در این سبک موسیقی خوانندگان ادعا می کنند که ما شیطان هستیم جزء شاخص ترین موسیقی های این آئین هستند که 30 کنسرت سبک موسیقی متال در دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز و دیگر دانشگاه ها با مجوز برگزار شده است.

هشدار:
در حال حاضر شیطان پرستی در مرحله انتقال و گسترش نماد ها قرار دارد تا زمینه را برای گسترش ایدئولوژی ها فراهم کند. متاسفانه ما امروز شاهد این هستیم که این نماد ها در غالب فیلم ها، مستند های سینمایی، بر روی دیوار ها، روی لباس ها، مدل های مو، برنامه های کودک، برنامه های یارانه ای و نرم افزاری که مورد استفاده کودکان و خرد سالان قرار می گیرد و حتی فرهنگ معماری ما قابل ملاحظه است.
آنها از پایه شروع کرده اند و ما کوچکترین برنامه ای برای مقابله با آنها نداریم.
زمانی که یک سری نماد نا شناخته به طور تدریجی در زندگی ما وارد بشود چون چیزی از مفهوم آن ها را نمی دانیم موضع بدی نسبت به آن ها نمی گیریم و بعد از ورود آن نماد ها و ثابت شدن آنها در زندگی روز مرّه ما، خیلی راحت تر معنی آن ها را می پذیریم و درک می کنیم!
در حال حاضر عروسک هایی که خشونت در چهره ی آنها وجود دارد در جامعه بسیار موجود است. برچسب هایی که بچه ها بر روی کتاب ها یا دفاترشون نصب می کنند اغلب سیاه یا تیره هستند. خیلی سخت می شود یک دفتر نقاشی پیدا کرد که در جلد آن سکس و خشونت متجلی نباشد. چرا که این دو مورد جزء اصلی ترین آیین های این فرقه می باشند و مهمانی ها و پارتی هایشان بر مبنای این دو اصل برگزار می شود.کم کم تعریف جوامع از زشت و زیبا در حال تغییر است. ملاحظه می کنید که دیگر جوانان به دنبال لباس ها و ظاهری آراسته نیستند. امروزه تیپ مناسب یک تیپ شلخته و نا مناسب است.
مدل موی مناسب مدلی است که مو های فرد کاملا نا متقارن و عجیب و غریب باشد.
مردان و زنان دست به آرایش های خشن می زنند. به گوش ها، لب ها و بینی های خود حلقه آویزان می کنند. چشمانشان را با سایه های تیره و سیاه آرایش می کنند.
یکی از انجیل های شیطان پرستان به نام The domonic bible که توسط فردی به نام سوسج نوشته شده است یک سرفصلی به عنوان قتل انسانی دارد که در آن خشونت رو در غالب قتل توضیح داده است و جملات آن فصل رو این طور شروع می کند که " شیطان پرستی که قتل یک انسان رو قبول نداره شیطان پرست واقعی نیست و لاف شیطان پرستی را می زند " و بعد به تشریح این مبحث می پردازد و دلایلی برای اثبات قربانی کردن انسان ها و تاثیرات مثبتی که در جهان می گذارد، می آورد.
آنها به سرعت و البته به خوبی در حال گسترش و انتقال نمادهای این آیین هستند و در این فرایند از موسیقی و سینما به خصوص سینمای هالیوود با ساخت فیلم هایی مثل گابریل در سال 2008و یا بسیاری فیلم های دیگر، نهایت استفاده را می نمایند. اینکه نحوه بروز نمادها و ایدئولوژی های آنها در فیلم های سینمایی به چه نحوی است خود بحث بسیار پیچیده ای می طلبد که در این مقال نمی گنجد.

شیطان پرستی در ایران:
نحوه ورود شیطان گرایی به ایران مانند همه ی نقاط دنیا به وسیله نمادها بوده است. مثل کلیپ ها و بر گزاری پارتی ها و مواردی که نام برده شد.
در حال حاضر به راحتی با دقایقی گشت و گذار در خیابان های برخی شهر ها می توانید علائم این آئین را به وفور ملاحظه کنید.
این خیلی ساده لوحی است در زمانی که بوتیک ها و مغازه ها، کلاس های آموزش بازیگری یا موسیقی و دیگر مراکز مشغول به فروش این علائم هستند یا نحوه آراستن محل کار آنها ویا تراکت های تبلیغاتی که آنها تولید می کنند با استفاده از علائم آنها است بگوییم که این افراد نا خواسته و نا آگاهانه این کار را انجام می دهند و نا آگاهانه افراد متعددی را از همین مغازه ها کلاس ها به مهمانی ها و پارتی های خودشان دعوت می کنند.
و یا کسانی که علائم شیطان پرستان را به گردن می آویزند یا لباس های آنان را به تن می کنند و یا مدل های موی آنها را تقلید می کنند بی اطلاع هستند و نا آگاهانه دست یه این کار می زنند.
این ها همه نشانگر این است که شیطان گرایی در کشور ما در مرحله نماد ها است و با وجود اینکه تشکیلات نیمه منسجمی در شیراز و کرج وجود دارد می توان جلوی آنها را گرفت. کسانی که در کشور جذب این آیین شده اند درست نمی دانند که دارند چه می کنند. نه آنتون لابی را می شناسند و نه مایکل آکینو را. آنها صرفا یک اسم شیطان پرست را یدک می کشند و گاهاً اگر هواسشان نباشد ان شاء الله هم می گویند
کاری از وعده صادق


پس از ایده ساخت کعبه جدید این بار پیشنهاد تخریب مسجدالحرام!
در متن خبر «القدس العربی»، تأکید شده که بینندگان شبکه ماهواره‌ای «بدایة» که الاحمد این پیشنهاد را از راه آن ارایه داده، جناب شیخ را به ابرهه توصیف کرده و بر این باورند که روح ابرهه پس از چهارده قرن در این شخص حلول کرده است... وی همچنین سینما را ابزار کار منافقین دانسته و گفته باید فرهنگ آن از جهان ناپدید شود و...

سرویس بین‌الملل ـ «یوسف الاحمد»، روحانی وهابی که عنوان مبلغ دینی را در عربستان سعودی یدک می‌کشد در سخنانی موهن و غیرعقلایی ـ که از سوی بیشتر روزنامه‌های عربی منطقه پوشش داده شد ـ پیشنهاد کرد، برای جلوگیری از اختلاط زن و مرد در مراسم حج و سعی صفا و مروه، مسجدالحرام کاملا تخریب تا این مشکل جهان اسلام حل شود!

به گزارش «تابناک» و به نقل از «القدس‌العربی»، این مفتی مدعی است، این پیشنهاد را بنا بر اساس تعالیم امام جماعت مرحوم مسجدالحرام، شیخ عبدالعزیز عبدالباز، صادر و جهان اسلام را از یک مشکل اساسی رها خواهد کرد.

در متن خبر «القدس العربی» تأکید شده که بینندگان شبکه ماهواره‌ای «بدایة» که الاحمد این پیشنهاد را از طریق آن داده، جناب شیخ را به ابرهه توصیف کرده و بر این باورند روح ابرهه پس از چهارده قرن در این شخص حلول کرده است.

فتواهای دیگر این جناب مفتی هم جالب است؛ او در این فتواها برای نمونه گفته است: باید شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به میلیارد سعودی امیر ولید بن طلال و شبکه «MBC» به مالکیت الولید بن ابراهیم نابود شوند، زیرا خطر این شبکه‌ها از مواد مخدر هم بیشتر است.

وی همچنین سینما را ابزار کار منافقین دانسته و گفته باید فرهنگ آن از جهان ناپدید شود و البته در فتوای معقول دیگری گفته است: ساخت دیوار حایل زیرزمینی در مرز مصر و اسرائیل باید متوقف شود، زیرا بر رنج‌های مردم غزه می‌افزاید.

نکته قابل تأمل این است که در همین باره، چندی پیش نیز یک نویسنده مصری، پیشنهاد عجیب دیگری را مطرح کرده بود؛ «سید القمنی» پیشنهاد داده بود که در صحرای سینا، «کعبه»ای دیگر ساخته تا مسلمانان در همه طول سال به زیارت خانه جدید خدا بروند.

او همچنین گفته بود، زیارت کعبه نباید مختص مسلمانان باشد و همه پیروان ادیان الهی و آیین‌های موجود، می‌توانند برای زیارت به مصر آمده و دولت مصر از راه این توریسم مذهبی، سالیانه حدود سی میلیارد پوند مصری را به خزانه خود وارد کند!

با فزونی گرفتن فتواها و اظهارنظرهای شگفت‌‌انگیز و توهین‌آمیزی از این دست از سوی برخی روحانیون و روشنفکران در جهان عرب، به نظر می‌رسد، این موضوع از سرچشمه‌های دیگری آب خورده و به شکل ظریفی در پی تقدس زدایی و پایین آوردن حساسیت مسلمانان نسبت به مقدساتشان برآمده است.

جالب این که عالمان دینی جهان عرب به جای چاره‌اندیشی برای حل مشکلات و بلایایی که جهان اسلام و کشورهای عربی را فرا گرفته است با چنین سخنان سخیفی، خواسته یا ناخواسته در راه کمک به توطئه علیه مسلمین قرار گرفته‌اند.


القائات«دالگوركی»به باب

پس از سیدكاظم رشتی، سیدعلی محمد با اینكه در كربلا و در حلقه یاران نزدیك ملاكاظم رشتی نبود، تحت تأثیر تلقینات پرنس دالگوركی بلافاصله ادعای جانشینی او را مطرح ساخت و درست یك سال بعد، در سال 1260 قمری كه مصادف با هزارمین سال غیبت امام عصر (عج) بود، با حمایت كانونهای متنفذ و مرموز استعماری، دعوی خویش را مطرح نمود و ضمن اینكه خود را «ركن رابع» خواند، ادعا كرد كه «باب» امام زمان (عج) است و در نشست و برخاست های روزانه و در میان اطرافیان خود گفت كه «من مبشر ظهور امام زمان و باب او هستم و هركس كه به ظهور حضرت مهدی (عج) اعتقاد و ایمان دارد، باید ابتدا با من كه «باب» و «در» او هستم بیعت كند». وی حتی حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» را در جهت اثبات این ادعای خود معنی و تفسیر می كرد و می گفت، حتی حضرت رسول اكرم (ص) به حقانیت و ظهور من اشاره كرده و فرموده اند: «من شهر علم هستم و علی باب».
پرنس كینیاز دالگوركی درباره نحوه آشنایی و تلقین مطالب و تعالیم خود به علی محمد باب چنین می گوید:
«من فكر كردم چگونه است كه این عده قلیل شیعه. . . بر یك دولتی مثل عثمانی غلبه كرده اند و چگونه همین جماعت با یك عده قلیل جنگ هایی با روسیه نموده و یك لشكر انبوه را از میان برداشته اند. آن وقت دانستم كه (این پیروزی ها) به واسطه اتحاد مذهبی و عقیده و ایمان راسخی است كه به دین اسلام دارا بوده]اند[. . . من هم در صدد ]ایجاد[ دین تازه دیگری افتادم كه این دین وطن نداشته باشد. زیرا فتوحات ایران به واسطه وطن دوستی و اتحاد مذهبی بوده است. . . (پس از آشنایی با علی محمد در عتبات) سیدعلی محمد دست از دوستی من نمی كشید و بیشتر مرا مهمان می كرد و قلیان محبت را با هم می كشیدیم. . . (او) خیلی ابن الوقت و مرد متلون الاعتقادی بود و نیز به طلسم و ادعیه و ریاضیات و جفر و غیره عقیده داشت. چون دید من در علم حساب و جفر و مقابله و هندسه مهارت دارم، برای رسیدن به مقصودش شروع به خواندن حساب در نزد من نمود. با این همه هوش با هزاران زحمت چهارعمل اصلی را در نزد من خواند و بالاخره گفت من كله ریاضی درست و حسابی ندارم. شب های جمعه درسر قلیان سوای تنباكو چیزی مثل موم خورد می كرد. . . به من هم تعارف نمی كرد، به او گفتم چرا قلیان را به من نمی دهی بكشم؟ گفت: تو هنوز قابل اسرار نشدی كه از این قلیان بكشی. اصرار كردم تا به من داد كشیدم. . . خنده فراوان كردم. . . روزی از او پرسیدم این چه چیزی بود؟ گفت: به عقیده عرفا اسرار و به قول عامه چرس. . . دانستم حشیش است و فقط برای پرخوری و خنده خوب است، ولی سید می گفت مطالب رمز به من مكشوف می شود. گفتم. . . می خواستی (موقع حساب خواندن) بكشی كه زودتر فهم مطالب كنی. . .
به واسطه (كشیدن) چرس اصلاً میل درس و مطالعه از او فراری شده بود و دل به درس خواندن نمی داد. روزی در سر درس آقای آقاسیدكاظم (رشتی) یك نفر طلبه تبریزی از آقا سؤال كرد: آقا حضرت صاحب الامر كجا تشریف دارند؟ آقا فرمود: من چه می دانم شاید در همین جا تشریف داشته باشند، ولی من او را نمی شناسم. من مثل برق خیالی به سرم آمد كه سیدعلی محمداین اواخر به واسطه كشیدن قلیان چرس و ریاضت های بیهوده با نخوت و جاه طلب شده بود. . . شبی كه قلیان چرس را زده بود من بدون آنكه قلیان كشیده باشم با یك حال خضوع و خشوع در حضور او خود را جمع كرده گفتم: حضرت صاحب الامر! به من تفضل و ترحمی فرمایید بر من پوشیده نیست توئی، تو. . . من مصمم شدم یك دكان جدیدی در مقابل دكان شیخی باز كنم و اقلاً اختلاف سوم را من در مذهب شیعه ایجاد كنم. گاهی بعضی مسائل آسان از سید می پرسیدم، او هم جواب هایی مطابق ذوق خودش كه اغلب بی سر و ته بود، از روی بخار حشیش می داد، من هم فوری تعظیمی كرده و می گفتم تو باب علمی یا صاحب الزمانی، پرده پوشی بس است، خود را از من مپوش. . . (روزی) مجدداً به منزل او رفتم و. . . تقاضای تفسیر سوره عم را كردم. . . سید هم قبول این خدمت كرد و قلیان چرس را كشیده شروع به نوشتن نمود (وقتی سید چرس می كشید به قدری چیز می نوشت كه یكی از تندنویس های نمره اول. . . بود) ولی اغلب مطالب او را من اصلاح می كردم و به او می دادم كه بلكه او تحریك و معتقد شود باب علم است. آری سید بهترین آلت برای این عمل بود. خواهی نخواهی من سید را با اینكه متلون سست عنصر بود، در راه انداختم و چرس و ریاضت كشیدن او هم به من كمك می كرد.  . . (سیدعلی محمد) همیشه تردید داشت و می ترسید دعوی صاحب الامری بكند، به من می گفت كه اسم من مهدی نیست، گفتم من نام تو را مهدی می گذارم. تو به طرف ایران حركت كن. . . من به شما قول می دهم كه چنان به تو كمك كنم كه همه ایران به تو بگروند، تو فقط حال تردید و ترس را از خود دور كن. . . هر رطب و یابسی بگویی مردم زیر بار تو می روند، حتی اگر خواهر را به برادر حلال كنی. . . سید بی نهایت طالب شده بود كه ادعایی بكند ولی جرأت نمی كرد. من برای اینكه به او جرأت بدهم به بغداد رفته، چند بطر شراب خوب شیراز یافتم و چند شبی به او خوراندم. كم كم با هم محرم شدیم و به او. . . (مطالب)را حالی كردم. . . به هر وسیله ای بود رگ جاه طلبی او را پیدا كردم و او را به حدی تحریك كردم كه كم كم دعوی این كار بر او آسان آمد. . . به سید گفتم از من پول دادن و از تو دعوی مبشری و بابیت و صاحب الزمانی كردن. او را راضی كردم و به طرف بصره و از آنجا به طرف بوشهر رفت. . . ]در نامه هایی كه به هم می نوشتیم[ او خود را نایب عصر و باب علم می خواند، من در جواب او را امام عصر می خواندم. . . همین كه او رفت من در عتبات شهرت دادم كه حضرت امام عصر ظهور نموده و همین سید شیرازی امام عصربود و به حال ناشناس در سر درس آقای رشتی حاضر می شده. . . »(8).
به طور كلی بهائیان شب جمعه پنجم جمادی الاولی 1260 هجری قمری برابر با 23ماه مه 1844 میلادی را شب مبعث «نقطه اولی» می دانند و آن را مبدأ تاریخ خود (تاریخ بدیع) قرار داده اند. میرزا حسینعلی نوری (بهأالله) این روز را یكی از اعیاد مهم بهائیان اعلام كرده و هر گونه اشتغال در این روز را بر بهائیان حرام نموده است. (9)
در این زمان و پس از طرح ادعای «سیدعلی محمد باب»، كارگزاران استعمار روسیه، با ترفندهای مختلف سعی در جلب نظر شاگردان و پیروان سید كاظم رشتی می كنند، اما توفیق چندانی در این عرصه نمی یابند و تنها 18 نفر را - كه بعدها براساس حروف «ابجد» در فرقه های بابیه و بهائیت به حروف «حی» معروف شدند - با وی همراه و همساز می نمایند و آنان را برای ابلاغ ظهور «باب امام زمان» به نقاط مختلف كشور، بویژه منطقه خراسان بزرگ و شرق كشور، یعنی منطقه نفوذ انگلستان و در مجاورت مرزهای هندوستان و دایره نفوذ كمپانی هند شرقی می فرستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
8 -خاطرات پرنس دالگوركی، كتابفروشی حافظ، سیدابوالقاسم مرعشی، صص 30 تا .35
9- دكترج. ا، سلمنت، زیرنظر عباس وشوقی افندی، بهأالله عصرجدید، ص 58، به نقل از بهائیت در ایران، ص .

كارگزاران استعمار برنامه خروج و ادعای «سیدعلی محمد باب» را به دقت طراحی كرده بودند و چون در روایات شیعه آمده است كه هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) گروهی از مردم خراسان به رهبری یك روحانی و با پرچم های سیاه به یاری آن حضرت خواهند آمد، عوامل سفارت روس پس از زندانی شدن سیدعلی محمد باب در قلعه چهریق ماكو، یكی از كارگزاران خود به نام ملاحسین بشرویه را به خراسان فرستادند و او در روستاهای آن منطقه شایع می ساخت كه حضرت صاحب الزمان ظهور كرده است و همگی باید با اسب و شمشیر و پرچم های سیاه به یاری او بشتابید و برخی از مردم ساده دل روستایی آن ایام كه ظلم و جور اربابان و حكام و ستم جاری در اركان حكومت قاجار و ملوك الطوایفی بعد از صفویه تا آن ایام و زد و خوردهای خانمانسوز مدعیان سلطنت بعد از كریمخان زند و ظلم و كشتار آغا محمدخان قاجار و جنگ های ایران و روسیه و پیروزی كفار یعنی روسیه تزاری را از علائم ظهور حضرت می دانستند، برای اینكه در شمار یاران نخستین حضرت مهدی (عج) باشند، از یكدیگر سبقت می جستند و به سرعت آماده می شدند و مركب و شمشیر و غذای مختصری برای بین راه برمی داشتند و دسته دسته به ملاحسین بشرویه می پیوستند تا برای نجات «سیدعلی محمد باب» ابتدا به پایتخت و سپس به آذربایجان بروند.
خبر هجوم روستاییان خراسانی موجب هراس شاه قاجار و درباریان شد و باعث گردید تا به سرعت گروهی بزرگ از سربازان حكومتی را همراه با توپ و تفنگ و مهمات آتش زای جنگی به جانب خراسان گسیل دارند. سرانجام گروه سربازان حكومت و روستاییان خراسانی در نزدیكی قصبه بسطام- حوالی شاهرود كنونی - با یكدیگر برخورد كردند و سربازان حكومتی با برتری خاصی كه از نظر تجهیزات جنگی داشتند، به قلع و قمع روستاییان پرداختند.
پس از این زد و خورد خونین و بروز بلوا و آشوب در نقاط مختلف كشور، بنا به پیشنهاد میرزاتقی خان امیركبیر سیدعلی محمد باب را از قلعه چهریق به تبریز آوردند و ناصرالدین شاه كه در آن موقع ولیعهد بود دستور داد تا جلسه ای با حضور علمای آذربایجان تشكیل شود و نیز فرمان داد تا برای بررسی و شناخت بهتر عقاید «باب» او را به حضورش بیاورند و از وی خواست تا با علمای حاضر در این جلسه - كه اكثراً از پیروان فرقه «شیخیه» بودند - مناظره نماید.
ناصرالدین میرزای ولیعهد گزارشی از این جلسه برای پدرش محمد شاه قاجار فرستاده كه در آن آمده است:
«قربان خاك پای مباركت شوم. . . اول حاج ملامحمود پرسید مسموع می شود تو می گویی من نایب امام زمان هستم و بابم و بعضی كلمات گفته ای كه دلیل بر امام بودن، بلكه پیغمبری توست. (باب) گفت: بلی، حبیب من، قبله من، من نایب امام هستم و باب امام هستم و آنچه گفته ام و شنیده ای راست است و اطاعت من بر شما لازم است. . . به خدا قسم كسی كه از صدر اسلام تاكنون انتظار او را می كشید منم. . . بعد از آن پرسیدند از معجزات و كرامات چه داری؟ گفت اعجاز من این است كه از برای عصای خود آیه نازل می كنم و شروع كرد به خواندن این فقره: بسم الله الرحمن الرحیم، سبحان الله و القدوس السبوح الذی خلق من السموات و الارض كما خلق هذا العصا آیه من آیاته(او) اعراب كلمات را به قاعده نحو غلط خواند و تأ سماوات را به فتح خواند. گفتند مكسر بخوان آنگاه و الارض را مكسور خواند. امیرارسلان عرض كرد اگر این قبیل فقرات از جمله آیات باشد، من هم توانم تلفیق كرد و عرض كرد: «الحمدالله الذی خلق العصا كما خلق الصباح و المسأ». باب بسیار خجل شد. بعد از آن مسائلی چند از قصه و سایر علوم پرسیدند و جواب گفتن نتوانست. چون مجلس گفتگو تمام شد، جناب شیخ الاسلام احضار كرد و باب را به چوب مضبوط زده و تنبیه معقول نموده و توبه كرد و بازگشت و از غلطهای خود انابه و استغفار كرد و التزام پا به مهر سپرد كه دیگر از این غلطها نكند. امر، امر همایون است. . . »(10)
بر اساس مدارك و نوشته های موجود در پایان این مجلس «سیدعلی محمد باب» كه تاب مجازات را نداشت، دست از ادعای خود كشید و توبه نامه ای رسمی به خط خود نوشت.
از توبه نامه پا به مهری كه ناصرالدین شاه در گزارش به پدرش محمدشاه یاد می كند نشانی در دست نیست اما یك نامه از «علی محمد باب» به ناصرالدین میرزا ولیعهد باقی مانده كه اصل آن در كتابخانه مجلس شورای ملی است. (11) متن این نامه كه گروهی آن را توبه نامه باب می دانند به این شرح است:
«فداك روحی الحمدالله كما هو اهله و مستحقه كه ظهورات فضل و رحمت خود را در هر حال بر كافه عباد خود شامل گردانیده. بحمدالله ثم الحمدلله كه مثل آن حضرت را ینبوع رأفت و رحمت خود فرموده كه به ظهور عطوفتش عفو از بندگان و تستر بر مجرمان و ترحم بر یاغیان فرموده. شهدالله من عنده كه این بنده ضعیف را قصدی نیست كه خلاف رضای خداوند عالم و اهل ولایت او باشد. اگر چه بنفسه وجودم ذنب صرف است ولی چون قلبم موفق به توحید خداوند جلّ ذكره و نبوت رسول او (ص) و ولایت اهل ولایت اوست و لسانم مقر بر كل ما نزل من عندالله است، امید رحمت او را دارم و مطلقاً خلاف رضای حق را نخواسته ام و اگر كلماتی كه خلاف رضای او بوده از قلمم جاری شده، غرضم عصیان نبوده و در هر حال مستغفر و تائبم حضرت او را و این بنده را مطلق علمی نیست كه منوط به ادعایی باشد، استغفرالله ربی و اتوب الیه من ان ینسب الی الامر و بعضی مناجات و كلمات كه از لسان جاری شده دلیل بر هیچ امری نیست و مدعی نیابت خاصه حضرت حجت الله علیه السلام را محض ادعای مبطل و این بنده را چنین ادعایی نبوده و نه ادعای دیگر، مستدعی از الطاف حضرت شاهنشاهی و آن حضرت چنانست كه این دعاگو را به الطاف و عنایات بساط رأفت و رحمت خود سرافراز فرمایند، والسلام»(12).
پس از این ماجرا باب را دوباره به زندان برگرداندند. اما عوامل استعمار دست از تلاش خود برنمی داشتند و همه جا با رواج این شایعه كه امام زمان ظهور كرده ایجاد بلوا و آشوب می كردند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
10- «كشف الغطأ» اثر میرزا ابوالفضل گلپایگانی، صص 204-201، به نقل از بهائیت در ایران.
11- در كتاب بهائیان نوشته سیدمحمد باقر نجفی صفحه 224، در مورد این توبه نامه چنین آمده است: «آنچه مسلم است، صورت اصلی دستخط علی محمد شیرازی، درقاب عكسی، در سالن قدیمی كتابخانه مجلس شورای ملی آویزان بوده است. مطلعان و كسانی كه به كتابخانه مجلس رفت و آمد داشته و دارند، اذعان می دارند كه خود صورت دستخط علی محمد شیرازی را كه در قاب عكسی در سالن كتابخانه مجلس شورای ملی آویزان بوده، كراراً دیده اند و در زمان مسؤولان وقت، آن را برداشته، به كجا برده و یا تحویل داده اند، معلوم نیست! مؤلف این كتاب درآبان 1353، تحقیقات جامعی در كتابخانه مجلس شورای ملی به عمل آورد ولی مسؤولان از توبه نامه مذكور اطلاعی نداشتند و از آنجایی كه احتمال داده می شد در صندوق كارپردازی مجلس گذارده شده باشد، كوشش به عمل آورد تا به محتویات صندوق مذكور، دستیابی پیدا كند. ولی بعدها معلوم شد كه توبه نامه در صندوق كارپردازی موجود نیست!. . از آنجایی كه صاحب اصلی این سند، ملت ایران می باشند، می بایست تحقیق و بررسی هایی از مسؤولان كتابخانه در سنوات مختلف خاصه در سال های 1315 به بعد صورت پذیرد، تا از سند مذكور اطلاع دقیق و یا در صورت اثبات مفقود شدن آن پرده ها از یك دستبرد جنایتكارانه بالا رود و نقشه های زعمای بهائی ایران به عنوان خدمت به كتابخانه مجلس و در لباس كتابدار و مسؤول كتابخانه معلوم همگان گردد!. . . »همچنین نورالدین چهاردهی در صفحات 89 و 90 كتاب «بهائیت چگونه پدید آمد»، چاپ دوم تابستان 1369، كه توسط چاپ و انتشارات آفرینش منتشر شده می نویسد:
«در كتاب بیان الحق تألیف سیدعباس علوی، توبه نامه سیدباب را تأیید كرده است» وی در ادامه می نویسد: «در ایام محمدرضا]ی[ مخلوع در میدان بهارستان اغتشاشی بر پا، بهائیان مجلس را به آتش كشیده كه توبه نامه سوخته شود خساراتی وارد آمده اما توبه نامه محفوظ ماند» و در صفحه 178 كتاب در مورد وضعیت فعلی این سند می نویسد: «ارباب كیخسرو در ایامی كه در كرمان به سر می برد به معلمی اشتغال داشت و همسر دوم وی از خاندان بهائی بود. در اوقاتی كه در مجلس شورای ملی بود بهائیان با وی تماس گرفته و حاضر شدند مبلغ دوازده هزار تومان كه در آن سنوات ثروت معتنابهی بود به ارباب كیخسرو داده و اصل سند توبه نامه باب را كه در صندوقی در كتابخانه مجلس مضبوط بود ابتیاع كنند و خیلی اصرار و سماجت كردند بر ما معلوم نیست علت استنكاف ارباب ]كیخسرو[ به چه سبب بود. فرمان مشروطیت و نطق افتتاحیه مظفرالدین شاه نیز در جعبه ای در كتابخانه مجلس محفوظ است ]كه[ فرمان مشروطیت به خط قوام السلطنه است. در زمانی كه ریاست مجلس به عهده مهندس ریاضی بود استاد بوذری كه از اساتید به نام خط است احضار و به وی گفت توبه نامه باب مفقود شده است، استاد نشانه صندوقی را داد و پس از آوردن صندوقچه توبه نامه باب در آن موجود بود كه اكنون نیز در كتابخانه مجلس جمهوری اسلامی نگهداری می شود و آقای حائری كه مردی دانشمند و متدین و از خاندان علمای بزرگ تشیع است، بیش از دیگران صلاحیت ریاست كتابخانه مجلس را دارا می باشد و آثار ارزنده در فهرست كتب خطی كتابخانه منتشر ساخته است».
12- به نقل از كتاب قائمیت مرحوم «محمد تقی شریعتی» و نیز كتاب گوشه های فاش نشده ای از تاریخ، چند «چشمه» از عملیات حیرت انگیز كینیاز دالگوركی، جاسوس اسرارآمیز روسیه تزاری، یادداشتهای كینیاز دالگوركی، انتشارات كتابفروشی حافظ، سیدابوالقاسم مرعشی، ص .

به نقل از وبلاگ بهائیت


بسیاری از مطالب طبقه بندی نشده اند برای آگاهی تمامی پست ها را مشاهده کنید
------------------------------------------
مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی

میلاد


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :